تاریخ انتشار:96/1/27 - 09:47
شماره مطلب:139612742942
تعداد نظرات:0
نگاهی به هنجارها و ناهنجاری های شهر تهران

از سختی های زمان گیر حضانت کودک تا زنان معتاد خیابانی و فروش نوزادان

فرایند اجرای فرزند خواندگی تا فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک که بسیار وقت گیر است باعث می شود؛ زوج ها چون از طریق قانونی نتوانسته اند حضانت بچه ای را بر عهده بگیرند به سمت واسطه ها و دلالان خرید و فروش نوزاد مراجعه می کنند. از این جهت قضیه تبدیل به یک تجارت پر در آمد شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، ماندانا رجبی - شهرتهران با وجود آنکه در بطن خود به سمت وسوی تجمل گرایی سوق می یابد ولی در آن طبقاتی حضور دارند که به علت کمبودهای مالی به سمت بی خانمانی، کارتن خوابی، اعتیاد و فروش کودکان روی  آورده اند. متأسفانه اکثریت این قشر را زنان تشکیل می دهند!.

در میان آواره ها و بی خانمان های تهران، بیماران روانی طرد شده از خانواده در میان معتادان کارتن خواب وجود دارند، این گروه از جامعه رانده شده و از شیوه متعارف زندگی که اغلب مردم آن را برای خود طبیعی تصور می کنند محرومند. سه علت مهم و بنیادی که در کارتن خوابی افراد نقش عمده ای دارد شامل: اعتیاد و مصرف مواد مخدر، ناتوانی های جسمی و روانی، مهاجرت و عدم تطابق با محیط جدید است.

قابل ذکر اینکه افرادی که بی خانمان به حساب می آیند در مقطعی از زندگی خود گسست از شبکه روابط خانوادگی را تجربه کرده اند. یکی از علت های گسست، مشکلات جسمی و روانی است که در نهایت موجب می شود آنها به سبب عدم توانایی در کار و کسب از سوی سایر اعضای خانواده رانده یا به خواست خود مجبور به ترک خانه شوند. می توان گفت محرومیت های اجتماعی و فقر مالی انگیزه ای بسیار قوی به سمت بی خانمانی است در دهه های گذشته کارتن خواب ها فقط به آقایانی اطلاق می شد که به دلیل اعتیاد یا بدی رفتار از خانواده طرد شده بودند و یا شامل مهاجرانی می شد که برای اشتغال به شهر مهاجرت کرده و مجبور به اقامت در پارک ها بودند. اما هم اکنون در پارک شاهد زندگی کارتن خواب ها به شکل خانوادهگی هستیم که اغلب همه افراد خانواده هم معتاد هستند. در این شرایط افراد در موقعیت بسیار فلاکت باری بسر می برند.

خانواده هایی که در شرایط بحرانی بسر می برند اغلب مبادرت به فروش کودکان خود می کنند! این دسته از والدین معمولا از عواقب تصمیم شان آگاه نیستند و پس از گذشتن از بحران پشیمان شده و در صدد پیدا کردن کودک خود بر می آیند. در سال های اخیر خرید و فروش نوزادان در شهر تهران تبدیل به یک شغل کاذب پردرآمد شده است. البته فروش نوزاد به زوج هایی که فرزند ندارند و دچار مشکلات ناباوری هستند بهترین و مطلوب ترین نوع فروش نوزاد است! چرا که بالاخره این نوزاد در یک خانواده محترم بزرگ می شود و آینده خوبی در انتظارش است اما متأسفانه همیشه این گونه نیست و گاهی کودکان برای مقاصد دیگری به فروش می رسند.

البته نوزادانی که که به خانواده های بدون فرزند فروخته می شوند بالاترین قیمت ها را دارند و کودکانی که برای کار به فروش می رسند قیمت نازل تری دارند!.

در این قسمت توجه شما را به وضعیت سازمان بهزیستی جلب می کنم:

براساس آمار بهزیستی تقریبا سالانه بین 100-800 کودک به فرزندی سپرده می شوند این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزند خواندگی چند برابر کودکانی است که به  فرزندی سپرده می شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودکان به مراتب بیشتر از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده هاست. از سوی دیگر فرایند اجرای فرزند خواندگی نیاز به هماهنگی های بین بخش سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضاییه ، نیروی انتظامی، مراکز ناباروری و سازمان پزشک قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک وقت گیر است.

از این رو این دسته از زوج ها چون از طریق قانونی نتوانسته اند حضانت بچه ای را بر عهده بگیرند به سمت واسطه ها و دلالان خرید و فروش نوزاد مراجعه می کنند. از این جهت قضیه تبدیل به یک تجارت پر در آمد شده است. دلالان و واسطه ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع بدنیا می آیند اقدام به خرید و فروش آنان می کنند در بیمارستان های دولتی به دلیل افزایش تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان های خصوصی و کوچک شناسایی افراد سخت تر است که این امر مهم ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است . مثلا برخی از دختران جوان فریب خورده چون برای سقط جنین به پزشک دسترسی ندارند و از جهتی با راه های سقط جنین نیز آشنا نیستند در روزهای آخرین نزدیک به زایمان شان به بیمارستان های دولتی مراجعه می کنند . دلالان در کمین این دسته از دختران می باشند و زود آنها را شناسایی می کنند به ازای پرداخت هزینه های بیمارستان آنان را از دردسرهای ناشی از بچه دار شدن خلاص می کنند! و گاهی هم واسطه ها مبلغی را به دختران خواهند داد که البته بستگی به توافقات آنها دارد. از آنجا که خرید و فروش نوزادان می تواند درآمدهایی برای واسطه ها داشته باشد دلال ها به این پدیده دامن می زنند تقریبا در طی سال های اخیر روند خرید و فروش نوزادان افزایش یافته است.

در طی دهه اخیر تعداد زنان معتاد در جامعه افزایش یافته است. طبق آمار در شهر تهران بیش از 1500 زن معتاد وجود دارد که اعتیاد خود را بیان کرده اند اما واقعیت این است که تعداد زنان معتاد بیش از آمار گرفته شده می باشد گروهی از جمعیت معتادان زن، مادران باردارمعتاد هستند.نوزادان بدلیل وضعیت اعتیاد مادران شان، تحت تأثیر هستند، ناگفته نماند که باید بعد از وضع حمل مادر، نوزاد سم زدایی شود و سپس تحویل مادر شود. اما با توجه به اینکه نوزادان از شیر مادر تغذیه می کنند احتمال اعتیاد نوزادان وجود دارد.

این دسته مادران معتاد اغلب مبتلا به ایدز هم هستند و همچنین می توانند از دسته زنان خود فروش هم باشند. وقتی نوزاد این دسته از مادران تحویل آنها داده می شود بی تردید در آینده جز بزه کاران جامعه خواهند شد. بیشتر نوزادانی که مبتلا به اعتیاد و ایدز هستند معمولا پدر ندارند. قابل ذکر اینکه برخی از بیمارستان ها کودک را به اجبار به مادر می دهند، در صورتی که مادر از دریافت کودک امتناع کند بیمارستان به زور کودک را به او می دهد از اینرو این دسته از مادران کودک را به دلالان نوزاد درجا می فروشند ، قیمت فروش نوازد متفاوت است و از پانصد هزار تومان تا یک میلیون تومان می رسد! البته اگر نوزاد معتاد باشد رقم فروش آن پایین تر است ولی کودکان سالم به قیمت بالاتری به فروش می رسند.

مادران معتاد هم جز کارتن خواب ها هستند. این دسته از مادران نوزاد خود را به قیمت پایینی می فروشند و اغلب کسانی که این نوزادان را خریداری می کنند با همراهی این نوزادان دست به تکدی گری زده و می خواهند از این راه امرار معاش کنند و درآمد داشته باشند. زنان کارتن خواب و زنان خود فروش و معتاد به هنگام زایمان اغلب به بیمارستان های دولتی در جنوب یا مرکز شهر تهران مراجعه می کنند و پس از به دنیا آمدن نوزاد اغلب با دریافت صد الی دویست هزار تومان بچه خود را می فروشند. متأسفانه اکثر این نوزادان مبتلا به ایدز هستند و ناقل این بیماری مهلک می باشند. خرید و فروش این بچه ها در اطراف این بیمارستان ها انجام می گیرد . البته مسئولان بیمارستان هیچ ارتباطی در این زمینه ندارند.

این نوزادان بی پناه و آوارده توسط باندهای مختلف اعمم از متکدیان خریداری می شوند. شایان ذکر اینکه این نوزادان به دلیل بیماری ها بسیاری که دارند و به علت عدم نگهداری و مراقبت درست و همچنین نداشتن تغذیه مناسب عمر زیادی ندارند. همانطور که می دانیم کودک فروشی جزء جرایم محسوب می شود اما متأسفانه برای حل مساله خرید و فروش کودکان راهکاری از سوی مراجع ذیربط صورت نگرفته است!.

افزایش ناگهانی تعداد زنان معتاد در خیابان ها به حدی است که در کنار هر سه تا چهارتا مرد معتاد یک زن نیز دیده می شود که در اکثر اوقات محور جمعی آنها بشمار می آید و مابقی از او حرف شنوی دارند! طبق آمار، مرگ و میر زنان معتاد نسبت به سال گذشته 33 درصد افزایش یافته است پس می توان گفت اعتیاد زودتر زنان را به خطر آخر می رساند.

زنان اعتیاد خود را از روانگردان ها آغاز می کنند تمایل زنان و دختران به مصرف شیشه برای کاهش وزن باعث شده که حتی زنان از طبقه و اقشار خوب جامعه نیز دچار اعتیاد شوند! مصرف شیشه برای لاغری حتی از مصرف مستقیم نیز بالاتر رفته است و امروز در داروهای لاغری تبلیغ شده در شبکه های ماهواره ای به وفور دیده می شود.

آسیب های اجتماعی در حوزه زنان در حال افزایش است و در چند سال اخیر مبتلا به ناهنجاری های اجتماعی هر سال نسبت به سال قبل افزایش داشته است. یکی دیگر از معضلات ناشی از فقر اقتصادی ، بیکاری ، تربیت نامناسب ، پای بند نبودن به دستورات و رهنمون های دینی که متوجه زنان در جامعه کنونی شهر تهران شده است ، روسپی گری است. اکنون سن فحشا به پانزده سال و حتی سنین زیر آن نیز رسیده است.

قطعا این مسئله به دلیلی شکل گرفته است و شاید بخاطر آن است که جامعه ما در حال حاضر یک جامعه آنومیک است و علت پایین آمدن سن روسپیگری نیز در همین امر نهفته است. زمانی که از هر چهار مورد ازدواج یکی به طلاق منجر می شود و سن اعتیاد هم سیزده سال اعلام شده و بخاطر در دسترس بودن کالاهای فرهنگی مبتذل و همچنین عدم قانون مندی موارد مربوط به روسپی گری و همچنین نارضایتی از روابط زناشویی و حتی گاه نیز رفاه اقتصادی زیاد همگی سبب ساز عوامل روسپی گری می توانند باشند. وقتی فقر و بیکاری و انواع محرومیت ها در جامعه وجود داشته باشد افراد ناگزیر به راه حل های دیگر متوسل می شوند. خانم ها برای اینکه دردشان را پنهان کنند، مسائل خود را به روز نمی دهند. پروسه متلاشی شدن شخصیت آنها در یک لحظه اتفاق می افتد در حالی که نباید این گونه باشد.

شایان ذکر اینکه برخی از نهادها و سازمان های غیردولتی بر این باورند که زنان معتاد و خودفروش نباید باردار شوند و باید برای این افراد عقیم سازی صورت گیرد! البته این نظریه هیچ مقبولیت بین المللی و حقوق بشری ندارد و اسلام هم براین امر تأکید نکرده است . در ضمن در بسیاری از پرونده های حاصل از فروش نوزاد معلوم شده مادر عامل این کار بوده که معمولا این امر به خاطر طلاق ، بیکاری یا زندانی بودن همسر انجام گرفته است!

نیازهای زنان بی خانمان حاصل از اعتیاد و روسپی گری فراتر از مسایل مادی و غذایی است آنها از اختلالات شدید روانی رنج می برند و احتیاج دارند که تحت درمان قرار گیرند . هر چند در ز مینه مدیریت و مهار مواد مخدر در کشور تلاش می شود اما به دلیل همسایگی ایران با کشورهای افغانستان و ترانزیت مواد مخدر از آن کشور بخش عظیمی از جمعیت کشورمان با این مشکل روبرو هستند و معمولا زنان و کودکان از جمله قشرهایی هستند که دچار اعتیاد می شوند.

ظاهراً این طور به نظر می رسد مشکلات اجتماعی مطرح شده، متولی جدی ندارد. مثلا در مورد کارتن خواب ها باید کمیته امداد رسیدگی کند اما گویا این کمیته بیشتر نگاه سنتی به مسائل محرومان و مستضعفان دارد و  آنرا به گونه ای تعریف می کند که خانواده های بی سرپرست ، ایتام و اینگونه موارد را تحت رسیدگی قرار می دهد و در موضوعاتی از قبیل معتادان ، کودکان کار و دیگر موارد را تحت پوشش قرار نمی دهد.

آنچه مسلم است زدودن جامعه از نابهنجاری های زشت اجتماعی از مباحث اساسی است که احتیاج به رسیدگی عمیق دارد، امید است که مسئولان دولتی در این موارد اقدامات مؤثری انجام دهند.

منابع:

چشم انداز ایران شماره 28 آبان و آذر 1383

نشریه شهر و امید، سال اول، شماره 14 مرداد 1395

هفته نامه اجتماعی، فرهنگی تلاطم، شماره 13 اردیبهشت 1395

انتهای پیام/ غ

 

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.