کد خبر: 144443                      تاريخ انتشار: 1401/10/26 - 08:33
روایت مادر هفت شهیدی که وصیت کرد زیر پای زائرین شهدا دفن شود ! / ام الشهدای قشم ، خانه اش امن ترین خانه جزیره بود
 
ام الشهدای جزیره هرمز؛ ۹ تن از اعضای خانواده اش ازجمله سه فرزند و برادرش در دوران جنگ تحميلی شهيد شده بودند و خود نيز هنگامی که همراه همسر و جمعی از فاميل خود در کاروان خانواده شهدا به زيارت خانه خدا رفته بود، در حادثه جمعه خونين مکه درسال ۱۳۶۶ در مراسم برائت از مشرکين به شهادت رسيد.
 
شهیده فاطمه نیک، پنجم مرداد‌ماه سال۱۳۰۰ شمسی در جزیره قشم به دنیا آمد، پدرش مؤذن مسجد بود، کم سن و سال بود که ازدواج کرد و در هرمز مادر هفت فرزند شد؛ چهار پسر و سه دختر. وی در جزیره هرمز به «خاله شیرین» شهرت داشت. خاله شیرین الگوی همه چیز تمام بود. هم خانه داری اش الگوی زنان دیگر بود و هم تربیت کردن فرزندانش، در کنار این‌ها فعالیت مذهبی و انقلابی هم داشت. در جزیره به او می گفتند «خاله شیرین» ولی بعد از شهادت پسرانش به « ام الشهدا» معروف شد.
ام الشهدای جزیره هرمز؛ ۹ تن از اعضای خانواده اش ازجمله سه فرزند و برادرش در دوران جنگ تحميلی شهيد شده بودند و خود نيز هنگامی که همراه همسر و جمعی از فاميل خود در کاروان خانواده شهدا به زيارت خانه خدا رفته بود، در حادثه جمعه خونين مکه درسال ۱۳۶۶ در مراسم برائت از مشرکين به شهادت رسيد.
دو تن از فرزندان فاطمه نيک، محمد و علی گلزاری در آستانه سال ۱۳۶۱ در عمليات فتح‌المبين، به شهادت رسيدند و پس از اين دوشهيد موسی درويشی، برادر فاطمه نيک و فرمانده سپاه هرمز و محمد شفيع مدنی خواهرزاده‌اش در عمليات خيبر به فاتح خيبر پيوستند و در جزيره مجنون به شهادت رسيدند.
غلام گلزاری سومين پسر فاطمه بود که همراه با دامادشان عبدالعلی دريانورد در زمستان ۱۳۶۴ در عمليات آبی والفجر هشت به صف شهدا پيوست. حر درويشی، فرزند موسی و عبدالحسين درويشی فرزند عباس، برادر ناتنی فاطمه نيک دو شهيد ديگر اين خانواده بودند که در عمليات کربلای ۵ در سال ۱۳۶۵، به شهادت رسيدند. وی تا ۱۱ سال بعد مفقود الاثر بود و در سال ۱۳۷۶ به جمع خانوادگی‌شان در بهشت زهرای هرمز پيوست.
جزيره هرمز با ۴۲ کيلومتر مساحت و با ۳۶ شهيد انقلاب و جنگ تحميلی، بيشترين شهدای هرمزگان را دارد. هرمز؛ نخستین جزیره ای است که با نام «شهیده فاطمه نیک» در استان هرمزگان نامگذاری شده و تندیس آن نصب می‌شود.

به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، به سراغ یکی از فرزندان و نوه شهیده فاطمه نیک رفتیم و پیرامون ویژگی های اخلاقی و ابعاد شخصیتی این بانوی شهیده به گفتگو نشستیم که ماحصل آن در ادامه می خوانیم:
محمود گلزاری، هفتمین و آخرین فرزند شهیده فاطمه نیک و تنها فرزند پسر جامانده از خانواده ام الشهدای جزیره هرمز می باشد. وی عضو هیات امنای مسجد جامع و همچنین هیئت فرهنگی عزاداری حضرت ابوالفضل(ع) جزیره هرمز است. در این جزیره، فعالیت های فرهنگی توسط مردم به ویژه قشر جوان برگزار می شود. هر ساله دو یادواره ویژه شهدای جزیره هرمز در این جزیره برگزار می شود که یک یادواره اختصاصی با هدف نکوداشت شهیده فاطمه نیک (هم خود و هم 8 محارم به شهادت رسیده اند) به عنوان یک زن نمونه استانی و ملی برگزار می شود. یادواره دیگر نیز ویژه سرداران و 38 شهید جزیره هرمز برگزار می‌شود.
بافت جمعیتی جزیره هرمز از تشیع و برادران اهل سنت تشکیل شده است و وحدت و اتحاد بین پیروان این دو مذهب در جزیره هرمز مثال زدنی است، آنان زندگی مسالمت آمیزی با هم دارند تا جایی که امر مقدس ازدواج در بین آنان رواج دارد.
وی در خصوص ویژگی های اخلاقی مادرشان می‌گوید: مادرم از بدو طفولیت، سایه پدر از سرشان می‌رود و در دامان مادربزرگشان پرورش می‌یابند. شهیده فاطمه نیک با آن اوضاع و احوال بد جزیره هرمز رشد می‌کنند. امکانات رفاهی در جزیره هرمز تا قبل از انقلاب از صفر بود و از نعمت آب، برق، تلفن و ... محروم بود. از آنجایی که جزیره هرمز در منطقه استوایی واقع شده بود، بارندگی اندک بود مادرم به اتفاق زنان هرمزی برای تامین آب شرب مورد نیاز مجبور بودند ساعت 2 نیمه شب به برکه‌های قدیمی که موقع بارندگی، آب در آنها ذخیره می‌شد بروند و در صف قرار گیرند تا بتوانند مقداری آب بیاورند.

مادرم و دیگر زنان هرمزی حتی برای طبخ غذا نیز باید نیمه های شب برای جمع کردن هیزم از خانه خارج شوند. در کنار همه این مشقت ها، از تربیت فرزند، سرکشی از افراد فامیل، بیماران جزیره و همسایه ها، شوهرداری (شهیده فاطمه نیک معتقد بودند که هر وقت شوهرشان از سرکار به منزل برمی گردند خودشان باید اولین عضو خانواده باشد که به پدرم سلام و خسته نباشید بگویند) و ... غافل نبودند.
خانه خاله شیرین امن ترین جای هرمز
این فرزند شهیده تعریف می کند:امن ترین جای هرمز برای مبارزان و روحانیون، منزل ما بود، می آمدند و جلسات شان را برگزار می کردند، مادرم با وجود اینکه هفت فرزند داشت، در همه جلسات، امور مذهبی و تظاهرات ها شرکت می کرد و مشوق جوانان هم بود، همیشه به آنها می‌گفت: « مواظب باشید، به هر کسی اعتماد نکنید، کارتان ارزش دارد، پس با دقت پیش بروید تا به مشکل برنخورید».
مادر با شنیدن خبر شهادت پسرانش، خم به ابرو نیاورد
محمود از رفتار متفاوت مادر می گوید: سیزدهم فروردین سال ۶۱ بود که پیکر محمد و علی، پسران فاطمه را که شهدای «فتح المبین» بودند به هرمز آوردند، مادر خم به ابرو نیاورد، مدام زمزمه می کرد: « إن الله مع الصابرین» در مراسم عزاداری فرزندانش از مصائب حضرت زینب (س) سخن می گفت و به دیگران دلداری می داد. بعد از شهادت دایی موسی (که فرمانده سپاه هرمز بود) و پسر دایی‌ها و پسر‌خاله هم، رفتار و موضع مادر همین بود.


خدایا شکر که این شهید را هم قبول کردی
مدت زیادی از شهادت عزیزان فاطمه نیک، نگذشته بود که «غلام» فرزند دیگرش هم با تشویق‌های مادر دوباره راهی جبهه شد و در فاو به شهادت رسید، زمانی که همرزمانش به منزل فاطمه آمدند که خبر شهادت غلام را بدهند، فاطمه بعد از پذیرایی زمانی که دید میهمانان می ترسند که حرفی بزنند گفت: «تشریف آورده‌اید به من چه بگویید؟ خودم می دانم غلام شهید شده…»
بعدهم رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا! شکرت که این شهید را هم قبول کردی».
مرا زیرپای زائران شهدا دفن کنید
محمود ادامه می دهد: به مادرم خبر دادند که به حج دعوت شدید، بال در آورده بود، لباس احرامش را خودش با دست های پینه بسته‌اش دوخت و رفت از همه حلالیت طلبید،
قبل از حرکت مرا به گوشه ای خلوت برد و گفت: «محمود جان! حرف هایم را به وراثم هم بگو، شاید دیدارمان به قیامت بماند، من از مال دنیا چیزی جمع نکرده‌ام، شما را هم از مال دنیا برحذر می دارم، اگر لیاقت نداشتم که شهید شوم، لااقل مرا مقابل ورودی بهشت زهرا (س) دفن کنید تا کسانی که به زیارت قبور شهدا می آیند از روی قبرم بگذرند و فاتحه ای هم برای من بخوانند».

از برائت از صدام تا برائت از مشرکین
محمود از شهادت مادر می گوید: هنگام شهادت مادرم، من 23 ساله بودم. مادرم در سن ۶۶ سالگی در مراسم برائت از مشرکین حج، که سفارش امام خمینی (ره) بود بر اثر ضربات وحشیانه نیروهای آل سعود به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد، صورتش را چنان با آب جوش سوزانده بودند که پدرم نمی توانست او را شناسایی کند، مدتی بعد با تعدادی از دوستان به جده رفتیم و بعد از ۷۵ روز از شهادت مادرم، با نشانه ای که ازشان داشتم او را در یکی از بیمارستان‌ها شناسایی کردیم و به ایران آوردیم و به طرف بهشت زهرا(س) جزیره هرمز تشییع کردیم.
شهیده فاطمه نیک پرچمدار زنان هرمز در فعالیت‌های انقلابی بود
محدثه گلزاری نوه‌ام الشهدای جزیره هرمز نیز به بیان ابعاد شخصیتی این شهیده جزیره هرمز پرداخته و می‌گوید: با یک مطالعه ساده از ابعاد شخصیتی شهدا درمی‌یابیم که شهدا تک بعدی نبودند و شهیده فاطمه نیک به عنوان ام‌الشهدای استان نیز از این مهم مستثنی نیست.
وی ادامه می‌دهد: زمانی که من به دنیا آمدم چندماه قبل از آن مادربزرگم شهید شده بود، لذا خاطرات من براساس روایت‌های اعضای خانواده و مردم شهر هرمز است، مسائل همسرو فرزند داری و خانه داری هیچ‌گاه شهیده فاطمه نیک را از فعالیت‌های، دینی بازنداشته بود و هرجایی که در مسجد یا دورهمی ها که شرکت می‌‎کرد وقتی که زمان برگشت همسرشان از دریا به خانه بوده بلند می‌شد و می‌گفت باید بروم خانه که ابراهیم برمی‌گردد؛ در حقیقت برایشان مهم بود قبل از آمدن همسر از سرکار خانه مرتب باشد و در خانه به استقبال همسرش برود.
نوه شهیده فاطمه نیک همچنین بیان می‌کند:آنچه من از مادربزرگم از خانواده و دیگران شنیده‌ام اینکه وی در زمینه فرزندپروری بر روی مباحث تربیتی که این روزها زیاد بحث می‌شود در زندگی اُم‌الشهدای استان اما به صورت عملی دیده می‌شود و نمونه آن نیز شهادت هشت نفر از فرزندان و محارم وی است. شهیده فاطمه نیک در تمامی فعالیت‌های اجتماعی به ویژه فعالیت‌های انقلابی مشوق فرزندانش بوده و مهم‌تر از آن خود نیز پیش‌قدم این فعالیت‌ها بوده است.

به گفته گلزاری؛ شهیده فاطمه نیک پرچمدار زنان هرمز در فعالیت‌های انقلابی بوده و هرجا احساس کرده باید در صحنه باشد چادرش را پوشیده و پیشگامِ زنان در تظاهرات شرکت ‌کرده است. همچنین همسرداری و فرزندپروری مادربزرگم هیچ مانعی برای فعالیت‌های اجتماعی وی نبوده است، شهیده فاطمه نیک از همان زمان قبل از انقلاب که شهید موسی درویشی فعالیت‌های انقلابی را با دفاع از نهضت انقلاب و پیام امام خمینی(ره) را در جزیره به راه انداخت، همپای برادر خود در این فعالیت‌ها شرکت کرده و هیچ‌گاه فعالیت‌های اجتماعی وی ترک نشده است.
زن مسلمان طراز انقلاب اسلامی از آرمان‌هایش کوتاه نمی‌آید
وی اضافه کرد: وقتی خاطرات مادربزرگم را مرور می‌کنم متوجه می‌شوم که شهیده فاطمه نیک چنین حسی داشته و هیچ وقت منتظر دیگران نمی‌شد که دیگران باری را از روی زمین بردارند یا بگوید این کار وظیفه من نیست بلکه خود اول از همه پیش قدم آن کار خیر و خداپسندانه بوده است.
شهید فاطمه نیک نمونه عملی در تمام ابعاد زندگی خود و دیگران بود، زن مسلمان طراز انقلاب اسلامی خیلی دور از دسترس ما نیست مادران و همسران شهیدی زیادی داریم که در همین عصر و زمان با همه سختی‌ها و مشکلات زندگی کرده اما هیچ ‌وقت از آرمان‌هایشان کوتاه نیامدند.
انتهای پیام/ *