کد خبر: 144789                      تاريخ انتشار: 1401/11/04 - 13:26
زبان بدن زنان کشف حجاب کننده، اضطراب است و نارآرامي!
اصرار به نمايش بي حجابي،آب در هاون براندازي
 
آنچه بايد به شهروندان قانون شکن گفت اين است که قطعا تمرد از قانون آن هم قانوني که مر اسلام است چند صباحي شايد بنابر ملاحظه تدوين قانون و مصلحت نظام، بدون برخورد باشد اما اين شاهنامه آخرش خوش است.
 
رژه زنان کشف حجاب کرده در کوچه و خيابان تقريبا بعد از کم رنگ شدن اغتشاشات و شکست پروژه براندازي نظام توسط گروه هاي ضد انقلاب با پرچم هاي برافراشته متنوع!، مدتي است رونق گرفته است. اين زنان از پير و جوان! هر چند با بي تفاوتي اقشار مختلف جامعه نسبت به قانون شکني شان مواجه هستند اما به نظر مي رسد در درون پرآشوب خود، آرامش ندارند و اين تلاطم در پرخاشگري ها و زبان بدنشان حتي هنگام قدم زدن ديده مي شود.
ناآرامي ها در وجود اين دست زنان حتي در برابر توصيه اي دوستانه يا امر به معروف و نهي از منکر بسيار نرم و گذرا در قالب پرخاشگري و حتي بدزباني در جمع بروز و نمود دارد قطعا اين نوع رفتار ، پيامد چند مسئله است که مهم ترين آنها مي تواند احساس گناه براي بي توجهي به مسائل شرعي، احساس شرمندگي اجتماعي براي قانون شکني و هميچنين حس متفاوت بودن و دفاع از تفاوتي باشد که نتيجه هنجارشکني است .
به نظر مي رسد نکته اي که بانوان هنجار شکن در حوزه حجاب و عفاف بايد در نظر داشته باشند اين است که رفتارهاي تند و خشم آنها نسبت به هر مسئله اي که فکر مي کنند، آزادي شان را گرفته است کم کم تبديل به يک عادت تعميق يافته در آنها شده و در تمام شئونات زندگي شان بروز خواهد يافت .
البته اين خشم مي تواند نتيجه اضطراب باشد، اضطرابي که همه افراد در برابر قانون شکني دارند زيرا منتظر جريمه يا جزاي عمل خود هستند. اينکه چرا تا امروز هيچ نهاد دولتي و حتي گروه هاي ديني هيچ عکس العمل قانوني و جدي نسبت رفتار و اعمال آنها نداشته اند ، ضمن جسارت بخشي ظاهري به اين شهروندان از درون آنها را منتظر نگه مي دارد.
انتظاري که از دو منظر قابل توجه است: 1. عکس العمل حکومت و نتيجه اين کشف حجاب و بي قانوني در دراز مدت چه خواهد شد ؟ 2. نکند با تمام تلاش ها تحمل نداشتن پوشش در گرما و سرما در نهايت به آنچه مطالبه ماست نرسيم !؟
آنچه بايد به شهروندان قانون شکن گفت اين است که قطعا تمرد از قانون آن هم قانوني که مر اسلام است چند صباحي شايد بنابر ملاحظه تدوين قانون و مصلحت نظام، بدون برخورد باشد اما اين شاهنامه آخرش خوش است.
تاريخ جوامع مختلف بشري ثابت کرده است که هيچ انقلابي يا حتي جنبشي بر پايه اعتراضات و رفتاهاي نابخردانه و بر اساس مطالبات غيرواقعي نتوانسته است براي مدت زمان طولاني به حيات خود ادامه دهد چه رسد به جنبشي سست و ضعيف که سابقه شکستش و پيامدهاي نامطلوب فردي و اجتماعي آن براي جنبشگران اظهر من الشمس است اين آبي که در هاون براندازي مي کوبيد فقط شما را خسته مي کند.
انتهاي يپام/*