کد خبر: 146033                      تاريخ انتشار: 1401/12/24 - 09:40
بانوي طلبه و نخبه استان چهارمحال و بختياري:
«زن محقق مسلمان ايراني» الگوي زنان جهان اسلام و جهان غرب/ حوزه هاي علميه مهم ترين رکن پاسخگويي به شبهات/ انتظار از طلاب در عرصه جهاد تبيين بيشتر از فعاليت هاي کنوني است!
 
سميه محمدي از بانوان طلبه و نخبه علمي حوزه علميه بانوان است که علاوه بر موفقيت هاي کم نظير در کسب مدارج علمي، همسر و مادري نمونه براي اعضاي خانواده است. وي که علاوه بر تدريس در حوزه علميه به عنوان يک مبلغ زن از خانه تا عشاير ساکن در کوه هاي سر به فلک کشيده1 شناخته مي شود، اين موفقيت هاي خود را مرهون حجاب اسلامي مي داند که بر سر دارد و معقتد است جهاد تبيين و تبليغ مهم ترين وظيفه طلبه هاست .
 
سميه محمدي از بانوان فعال و تحصيل کرده استان چهارمحال و بختياري است که در سطح 4 رشته تفسير تطبيقي در حوزه فاطمه الزهرا اصفهان مشغول به ادامه تحصيل است . وي 9خواهر و يک برادر دارد و در خانواده اي پر جمعيت متولد شده است. مي گويد که پدر و مادرش تحصيلات ابتدايي دارند و 4 خواهر بزرگتر بنده در سنين کم و قبل از تولد او ازدواج کرده اند و اما بعد از ازدواج و با وجود چند فرزند تحصيلات خود را تا ديپلم و... ادامه داده است و در کنار تحصيلات به هنرهايي مثل خياطي حرفه اي، قاليبافي و ديگر مشاغل خانگي نيز پرداخته است . با اين بانوي موفق استان چهارمحال و بختياري گفت وگويي انجام داده ايم که خواندن آن خالي از لطف نيست.
.بيشترين تخصص شما در حوزه علميه چيست؟(فقه يا پاسخ به شبهات)

من سطح 4 گرايش تفسير تطبيقي هستم که سطح 3 و 2 خود را در رشته تفسير و علوم قرآني جامعه الزهرا قم گذراندم و سطح 4 خود را در رشته گرايش تفسير تطبيقي در دانشگاه خوراسگان اصفهان گذراندم.تخصص بنده در زمينه تفسير و علوم قرآني هست ،مجوز تدريس علوم قرآني را هم دارم که ارتباط تنگانگي با رشته من دارد.
عنايت خدا در قدرت يادگيري بالا باعث شد راه حوزه علميه را انتخاب کنم
.چطور شد که شما با اين قدرت حافظه و يادگيري که خدا عنايت کردند تحصيل در حوزه علميه را انتخاب کرديد؟(دليل علاقمندي شما چه بوده است؟)
قدرت حافظه و يادگيري که خداوند عنايت کردن باعث بوده راه حوزه علميه را انتخاب کنم، دروس حوزه علميه آن هم مي طلبد خود طلبه مطالعه جهشي در جهت تقويت دروس را هم داشته باشد،بنده برخلاف ميل باطني دبيرستان را در رشته علوم تجربي گذراندم و در اين رشته هم چون زيست شناسي و دروس ديگر علاقه داشته اما اشباع نمي شدم، و در زبان عربي شايد موفق ترين دانش آموز در زمان خودم در رشته تجربي هم از مطالعه دريغ نداشتم جز دانش آموزان برتر بودم و در همان سال اول با رتبه ي خوبي رشته پرستاري دانشگاه شهرکرد قبول شدم ،در کنار آن علاقه به دروس علوم ديني، خصوصا جامعه الزهراي قم داشتم و در کنار کنکور تجربي براي جامعه الزهرا قم هم بي وفقه مطالعه ميکردم. وقتي هم که قبول شدم چون فکر ميکردم راهي که انتخاب کردم خير دنيا و آخرت در آن است، با اشتياق هر چه تمام تر اين راه را انتخاب کردم و هنوز هم در اين راه ترديد ندارم .و خدا را به اين خاطر شاکرم.
وقتي شما وارد حوزه علميه شديد و با موضوعات مختلف روبه رو شديد چي شد که اين موضوعات را به عنوان تحقيقات و پژوهش خودتان انتخاب کرديد؟
من از کودکي علاقه زيادي به قرائت قرآن داشتم، يادم مياد که کلاس اول بودم و کلاس حفظ قرآن ميرفتم و مقداري از سوره بقره و جز يک را حفظ کرده بودم، و موفق شدم جز 30 را هم حفظ کنم ،بخاطر علاقه و انسي که به قرآن داشتم و بعد از سطح 2 که سطح عمومي هست، سعي در حفظ قرآن داشتم و کلاسهاي حفظ قرآن شرکت ميکردم و چند جزيي قرآن توفيق بود حفظ کنم. علاقه اي که در کنار انس با قرآن و قرائت آن داشتم، خيلي دوست داشتم تفسير قرآن را ياد بگيرم بخاطر همين سطح 3 خودم را به طور تخصصي در رشته تفسير و علوم قرآني آغاز کردم. به طور تخصصي تر از آن در مقطع سطح 4 که رشته تفسير و علوم قرآني که به دو گرايش معارف قرآني و تفسير تطبيقي تقسيم مي شود. بنده رشته تفسير تطبيقي را انتخاب کردم ، بخاطر اينکه در رشته تفسير بودم و آفاقي و انفسي قرآن انتخاب کردم بيشتر متمرکز ميشدم، روي آيات قرآن و در مقطع سطح 4 هم طريق الا تخصصي تر شد و ريزتر شد، و موضوعاتي را که کار کردم در زمينه تفسير قرآن از منظر مفسران شيعه و سني بوده است.
تحقيق و پژوهش هاي خوبي که داشتم مهم ترين موفقيت من در کسب علم بيشتر بود
در اين مسيري که انتخاب کرديد چه موفقيتهايي کسب کرديد و چه موانعي سر راه شما بوده است؟
بزرگترين مانعي که در راه ما طلبه ها هست، اين است که از منظر ديگران ما راه طلبگي را انتخاب کرده ايم و چه بسا جاهايي معرفي ميشديم ولي بخاطر اينکه ما طلبه بوديم با ما همکاري نميشد، اما کسي که اين مسير را انتخاب ميکند، اين موانع چيز خاصي برايش نيست. يکي ديگر از موانعي که اوايل طلبگي براي ما سخت بود، کمبود منابع پژوهشي و کتابخانه هاي تخصصي در سطح استان خودمان يا استان هاي همجوار بود. ما مجبور ميشديم براي پژوهش هاي تخصصيمان به شهر قم مشرف بشويم، اما به مرور زمان تلاش هايي شد نرم افزار هاي نور تدوين شدند و من هميشه دعاي خير ميکنم براي عزيزاني که نرم افزارهاي نور را تدوين کردند و الان هر پژوهشي در زمينه تخصصي تفسيرو علوم قرآني ،فقه و اصول،احاديث تاريخ سيره معصومين و علما را نياز داشته باشيم، به راحتي بدون اينکه حتي از اتاقمان بيرون بيايم، با اين نرم افزارهاي عالي ميتوانيم کارهاي پژوهشيمان را پيش ببريم و به شکرانه همين نرم افزارها بود ،که توانستم سالهاي اخير با وجود مشغله هاي کاري و زندگي شخصي که داشتم مقالاتي بنويسم و تحقيق ها و پژوهش هاي خوبي را داشته باشم ،که مهم ترين موفقيت من همين ها بوده است نه از اين باب که توانستم مقلاتي چاپ کنم بلکه از اين باب که اندکي به علم خودم اضافه کنم و از اين بابت خدا را شاکرم.
از محضر چه اساتيدي استفاده کرديد؟
بنده از سطح 2 که وارد جامعه الزهراي قم شدم در محضر اساتيد برجسته کشوري تلمس کردم.اساتيدي که بهره بيشتري از ايشان بردم کم نيستند اما اساتيدي که در زمينه پژوهش من توانستم از آنها بهره ببرم اساتيدي مثل حجت الاسلام دکتر صالح قنادي،دکتر محسن خوش ور،دکتر حسن برقه کار،مصطفي جعفر طياري،عليرضا زکي زاده،حاج آقا خاتمي،پناهيان،خانم پورعبدالله و اساتيد ديگري که توفيق شاگردي در مکتبشان را داشتم.
حوزه علميه فرصت بالا بردن تأثيرگذاري زن ايراني بر زندگي فردي تا اجتماعي را محيا مي کند
.سطح حوزه علميه ايران رابراي حضور علمي و تاثير گذار زن ايراني به چه شکل مي بينيد؟
سطح علمي حوزه علميه را اگر بخواهيم با ديگر جوامع علمي مقايسه کنيم ،واقعا تفاوت زيادي در بازدهي علمي دارند ،به عنوان مثال اگر آن محدوده کتب حوزه علميه را در نظر بگيريم از نظر حجم قابل مقايسه با ديگر جوامع ديگر نيست ،هم از نظر مطلبي که ارائه مي شود، و همچنين تعداد واحد هايي که در حوزه علميه گذرانده مي شود با بقيه دانشگاه ها قابل مقايسه نيست به عنوان مثال در مقطع کارشناسي دانشگاه ها نهايتا حدود 150واحد هر دانشجو مي گذراند، که خيلي از منابع آن هم جزوه داده مي شود. اما در مقطع سطح 2 حوزه علميه که همام کارشناسي هست حدودا 200واحد گذرانده مي شود و مطالبي که کتابها گسترده تر و بيشتر از کتب دانشگاهي هست .از نظر ارائه مطلب هم سطح مطالب در کتب حوزوي خيلي بالاتر مي باشد و همين امر باعث مي شود، که سطح سواد به خودي خود نسبت به دانشگاه هاي ديگر قابل مقايسه نباشد و بالاتر برود .و باز به عنوان مثال مقطع کارشناسي ارشد يک دانشجو نهايتا 30 واحد درسي گذرانده مي شود، اما در مقطع سطح 3 حوزه هر طلبه متجاوز از 100 واحد گذرانده مي شود، در مقطع سطح 4 هم بايد به اين صورت ،و حداقل سنواتي که يک طلبه در سالهاي تحصيلي مي گذراند ،حداقل دو برابر يک دانشجو است که همين باعث مي شود، تاثير علمي به خودي خود بالا برود. و مخصوصا با طريق اعلي در حوزه هاي علميه خواهران اين اتفاق مي افتد. البته برادران کيفيت دروس آنها با خواهران متفاوت مي باشد اينجا که عرض کردم در مورد حوزه هاي علميه خواهران بوده است، که وقتي سطح علمي به اين مقدار بالا برود مسلما زن ايراني مسلمان ما ،از نظر تاثيرگذاري چه به همنوعان و چه بر جامعه و چه زندگي فردي و چه زندگي ديني و اجتماعي، مي تواند به شکل خيلي گسترده اي تاثير گذار باشد.
ظرفيت بالاي علمي حوزه هاي علميه در جذب نخبگان
آيا واقعا اين قدرت علمي در حوزه هاي علميه هست که نخبگان را به سمت خودش بکشد؟
بله .مسلما در حوزه هاي علميه اين قدرت علمي وجود دارد که بتواند نخبگان را به سمت خود سوق دهد، با توجه به مطلب سوال قبل مطالعه و کشش دروس حوزوي و اينکه اين شخص توانايي درک دروس حوزوي را داشته باشد، يک استعداد خاص و ظرفيت ويژه اي مي خواهد و هر کسي از پس دروس حوزوي برنمي آيد، مطمئنا اکثريت غريب به اتفاق طلاب از استعداد و ظرفيت بالايي برخوردار هستند وگرنه به هيچ وجه که اگر بخواهند دروس حوزوي را مطالعه و درک و فهم را داشته باشند ميسر نمي شود. ظرفيت هايي که در حوزه وجود دارد و کتاب هايي که در حوزه علميه تدريس مي شوند، خودشان گواه روشني بر اين هست که بايد قدرت علمي خاص و مناسبي مشاهده شود .از طرفي اساتيدي که در حوزه هاي علميه وارد مي کنند، بايد اساتيدي باشند که خيلي خاص و برجسته با مدارج علمي بالايي باشند و تدريس کتب حوزه علميه کار هر کسي نيست، و تخصص و سطح علمي بالايي را مي طلبد و در حوزه هاي علميه برنامه فراخوان ناب وجود دارد ،که در قالب اين برنامه طلاب با استعداد هايي ويژه کشف و شناسايي مي شوند ،که از طريق ثبت در آن نيروهاي خاص و ويژه با امتياز خاص معرفي مي شوند و مزايايي خاص براي اين افراد در نظر گرفته مي شود.
.با توجه به اين ظرفيت ها و دانش آموخته هايي که هست فکر مي کنيد جامعه بستر مناسب را براي فعاليت آنها هماهنگ کرده يا خير؟
بله . به نظر من با توجه به اين ظرفيت ها و استعداد ها که در حوزه هاي علميه هست ،جامعه خيلي از جاها بستر را براي فعاليت طلاب خواهر قرارداده، و منتهي يکي از وظايف اصلي طلبه تبليغ هست، و به هر نحوئ که بتواند حتي تبليغ چهره به چهره و فرد به فرد و جلسات خانگي ،مدارس، خوابگاه هاي دانشجويي ،دانشگاه ها از طريق نهاد رهبري و به نحوه هاي مختلف طلبه سعي مي کند و از وظيفه دريغ نکند ،و از جاها و برهه هاي مختلف اين وظيفه خطير خودش را انجام دهد.ولي متاسفانه در سالهاي گذشته اين اتفاق در جامعه به خوبي نمايان نمي شد خيلي جاها طلبه جاي تبليغ داشت ،اما شرايط و مکان برايشان فراهم نمي شد براي جلسات خانگي بهترين زمينه فراهم مي شد، اما در جاهايي که بحث اجتماعي منسجم تري بود مثل مدارس و دانشگاه ها و جاهاي ديگر کمتر فضا براي طلبه فراهم مي شود. متاسفانه يک شکافي بين حوزه هاي علميه و جامعه ايجاد شده، اما خوشبختانه در چند سال اخير شرايطي محيا شده است ،در مدارس از مقطع ابتدايي تا متوسطه دوم اين فضا را فراهم کردند، براي ورود طلاب و در دانشگاه ها از طريق نهاد رهبري ، از طريق گزينش و مصاحبه علمي در مدارس به عنوان طرح امين شروع به خدمت مي کنند و خصوصا يکي دوسال اخير تعداد زيادي از طلاب خواهر در سطح کشور به مدارس اعزام شدند که مايه مباهات است ،ولي اين اتفاق دير افتاد اگر زودتر بود ارتباط بين حوزه ها و مدارس و دانشگاه ها خيلي بيشتر بود و انس و الفت بيشتري ديده مي شد.
توفيقات خودتان را در حوزه علميه کامل توضيح دهيد در چه عرصه هايي بوديد و چه مقام ها و رتبه هايي کسب کرديد؟
با توکل به خدا و توسل بر ائمه اطهار و تلاش هاي مضاعفي که خودم در عرصه هاي مختلف داشتم، در سال 82 وارد حوزه علميه شدم و تقريبا در تمامي سالهايي که طلبه بودم جز طلاب موفق بودم، زمانيکه در مقطع سطح 2 بودم به عنوان پژوهشگر برتر معرفي مي شدم ،و قبل از اينکه درسم تمام شود يک سال زودتر در سطح 2 را تمام کنم از پايان نامه سطح 2 دفاع کرده بودم ،در کنار آن تبليغ را هم داشتم و از نظر تحصيلي جز طلاب برتر بودم. در مقطع سطح 3 همزمان با ورودم ازدواج کردم و تحصيل در سطح 3 را ادامه دادم و تا پايان سنوات سطح 3 و دفاع از پايان نامه صاحب 2 فرزند شدم، و با دو فرزند 3ساله و 1ساله دفاع را انجام دادم، و وقتي وارد سطح 4 شدم و قبل از آن من مقاله به چاپ رسانده بودم. که دو مقاله آن از پايان نامه سطح 3 استخراج شده بود و در کنفرانس بين المللي مالزي هر دو پذيرفته شدند و چاپ شدن و يک مقاله قبل از ورود به سطح 4 در طول سنواتي که 6 نيم سال توي آن مقام اول حوزه را داشته و 4 نيم سال از اين 6نيم سال را با معدل 20 طي کردم، در طول تحصيل در اين سطح صاحب فرزند سوم شدم و کنار آن کار پژوهشي در مجله تفسير تطبيقي قم به چاپ رساندم . 3مقاله علمي تخصصي در موضوعات مختلف تفسيري دادم و در دومين همايش موضوعات زيست شناسي و علوم قرآني رتبه کسب کردم و مقاله به چاپ رسيده است،5 مقاله چاپ نشده دارم ان شا االله توفيقي شود به چاپ مي رسانم. و در حال حاضر هم در حال تدوين رساله سطح 4 هستم، و در حال خدمت به طلاب حوزه علميه را دارم. از سال 86تدريس در حوزه هاي علميه را آغاز کردم، و قريب به 15 سال از طلاب سطح 2 و 3 حوزه هاي فارسان،شهرکرد بودم و در حال حاضر هم مديريت سطح 3 و4 حوزه علميه استان را دارم و در همين مقطع هم تدريس دارم.
ظرفيت هاي حوزه علميه به ما نشان داده اينکه در بعد بين المللي بالايي دارد شما فکر مي کنيد که بانوان طلبه که يکي از خود شما هستيد از اين ظرفيت ها چه استفاده هايي کرديد براي تبليغ اسلام،سبک زندگي اسلامي و هم چنين انتقال پيام انقلاب اسلامي به ساير ملل؟
در بين طلاب خواهر بخاطر بحث ازدواج و مسائل همسرداري، خيلي از آنها با محدوديت ها مواجه هستند و خيلي ها هم از امر خطير تبليغ دريغ نمي کنند. و حد امکان کار تبليغ اسلام را در عرصه هاي مختلف ادامه مي دهند ،اما متاسفانه انتظاري که از طلاب براي تبليغ اسلام داشته باشند يا تبليغ سبک زندگي اسلامي و انتقال پيام انقلاب اسلامي و به يک تعبير آنچه رهبري مي فرمايند جهاد تبيين انتظار مي رود، فعاليت طلاب در اين زمينه بيشتر باشد در سالهاي اخير کم رنگ تر شده و جديدا در تلاشيم که فعاليت طلاب در اين زمينه بيشتر باشد مخصوصا با توجه به اعزام مبلغان بسياري که در مدارس تحت عنوان طرح امين داريم.
تبليغ از دورهمي هاي خانوادگي تا عشاير و روستاهاي شيعي و سني مذهب
حوزه هاي علميه در واقع مهم ترين رکن پاسخگويي به شبهات است،شما فکر مي کنيد کجا کم و کاستي هايي وجود دارد؟همچنين مي بينيد شبهاتي در سطح جامعه داريم و حضور حوزه علميه در فضاي مجازي چقدر موثر است؟و توانمند کردن بانوان طلبه براي حضور خوب در فضاي مجازي را بفرماييد؟
اما بنده سعي کردم در اين سال تا جايي که امکان دارد بحث تبليغ را داشته باشم، تبليغ خانگي را دارم و در کنار مديريت و تدريسي که در حوزه هاي علميه دارم، چندين نيم سال در دانشگاه ها تبليغ و تدريس داشتم ،در حال حاضر در برخي مدارس تبليغ مي کنم شهرهاي مختلف براي تبليغ رفتم، از جمله بندرعباس که شهري هست با دو مذهب شيعه و سني که سر کلاس هم مختلط هستند ،که سعي کردم در اين مدارس و در کنار آنها باشم و در مواقع مختلف 3 سالي را تابستان در مناطق عشايرنشين تبليغ داشتم،که حتي ساده ترين مسايل ديني را نمي دانستند که کمک کردم، به آنها کمک کنم ان شالله در سطح کلان و با تاليفاتي که داشته باشم ،حتي در فضاي مجازي پيام انقلاب را به ساير ملت ها مخصوصا ملت هاي اسلامي برسانيم.
سراسر زندگي و موفقيت هايم را مديون حجابم هستم
خاطرات خودتون را به عنوان زن ايراني که با حجاب به اين موفقيت رسيده را بفرماييد.
سراسر زندگي بنده و موفقيت هايم مديون پوششم بوده ،همانطور که عرض کردم بنده در رشته‌ي پرستاري دانشگاه شهرکرد پذيرفته شدم. آنچه بيش از هر چيزي فکرم را درگير مي‌کرد؛ به همين نوع پوششم برمي‌گشت که چگونه با اين حجاب مي‌توانم در اين رشته ادامه تحصيل دهم. اما معامله‌اي با خدا کردم که قدم در راه دين و آيات الهي بگذارم تا به برکت و پشتوانه‌ي آن، موفقيت‌هاي پي در پي نصيبم شود و به ميمنت و شکرانه‌ي اين راه توفيقات زيادي نصيبم شد: از همسر و فرزندان بي نظير تا کسب علم و معرفت و تحقيق و پژوهش در امر دين و مهم‌تر از همه تبليغ دين در مکان‌هاي مختلف ،که لذتش با چيزي قابل مقايسه نيست.يادم مي‌آيد تابستاني را براي تبليغ به مناطق عشايري و چادرنشين در دل کوه‌ها و جاده‌هاي صعب العبور مي‌رفتيم. در نگاه اول، بالا رفتن از کوه‌ها با آن چادر و حجاب، سنگين جلوه مي‌داد، اما خوب که نگاه مي‌کردم چه لذت‌بخش بود چادري که بهترين محافظ و نگهبان در لابلاي سنگ ها بود و به يقين مي‌رسيدم که حامي و پشتيبانم همين چادر و حجاب است.،ناگفته نماند که در کنار طلبگي در زمينه ورزشي در رشته واليبال هم فعاليت داشتم و حائز رتبه هاي برتر شدم.
ودر آخر نگاه زن جهان اسلام به يک زن محقق و پژوهشگر ايراني چيست؟
اگر جهان اسلام را به معناي واقعي کلمه در نظر بگيريم (نه برخي کشورهاي به ظاهر مسلمان مانند عربستان و...)، مي‌بينيم که زن محقق مسلمان ايراني يکي از مهم‌ترين الگوهاي زنان جهان اسلام و بلکه بالاتر مردان و بالاتر از آن، حتي الگوي جهان غرب نيز بوده.بزرگ بانواني مانند بانو مجتهده، بانو همايوني، بانو صفاتي و ... که زبانزد خاص و عام بوده و کتب و اخلاق و روش و منش اين بزرگواران درهمه جاي جهان اسلام هنوز هم جريان دارد و از بهترين الگوهاست. افرادي مانند بانو طوبي کرماني که خدمات شاياني به جهان اسلام داشته و با اينکه بخشي از عمر با برکتشان در جهان غرب سپري شد،اما چنان تبليغ گسترده اي در جهت اعتلاي اسلام عزيز داشتند و چنان الگوي شايسته اي بودند که نه تنها جهان اسلام که جهان غرب نيز شيفته ي اين بانوي عظيم الشان شد.
ايشان خدمات بسيار ارزنده اي در حوزه ي زنان داشته و مشاوره ي دبير کل درامور بانوان مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي را در کارنامه ي درخشان خود دارند که افرادي به واسطه ي ايشان،مسلمان و شيعه گشتند.و الحمد الله هنوز هم اين راه ادامه داشته و زن مسلمان ايراني در بسياري از موارد مهم ترين الگوي زن جهان اسلام است.
ان شالله خداوند متعال ،چنين سفره ي عظيمي براي ما هم بگستراند.
انتهاي پيام/*