|
|
|
معرفي منزلت معلم در جامعه نياز به جهاد تبيين دارد ! |
|
|
|
ليکن منزلت معلّم، جايگاه معلّم، آنجوري که واقعا شايسته است در جامعه جا نيفتاده، کار لازم دارد تا در ذهن جامعه جا بيافتد که معلّم يک مرجع و يک شخصيّت والا و معلمي يک کار مقدّس است. بايد معلوم بشود معلّمي چه جايگاهي دارد و تکريم معلّم تحقّق پيدا کند. |
|
|
فاطمه خاني : شغل معلمي بر اين قاعده استوار است که ذهن و دغدغه معلم در تمامي ساعات زندگي متوجه شغل خود بايد باشد؛ چرا که آموزش و پرورش، زيرساخت اصليِ سعادت يک ملّت و پيشرفت يک کشور رقم را مي زند.
«معلّمي شغل انبيا است». اين فقط يک شعار دلخوشکن نيست؛ اين يک حقيقت قرآني است: وَ يُعَـلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة؛ از جملهي خصوصيّات پيامبران، تعليم است. يعني معلمان راهي را مي روند که برترين انسانهاي تاريخ بشريّت، براي آن مبعوث شدهاند.
به راستي چرا امام راحل شغل معلمي را به شغل انبياء تشبيه کرده است؟ چه ويژگيهاي مشترکي ميان شغل معلمي و مأموريت انبياء وجود دارد که در ساير مشاغل ديده نميشود؟
انبياء افرادي برگزيده بودند که تمام فکر و ذکر آنها هدايت بشر بود و در تمام اوقات زندگي خود دغدغه هدايت بشر را برعهده داشتهاند.
هدف پيامبران اين بود که انسانها را تربيت کنند تا از مقام حيوانيت بالا بروند و به مقام انسانيت صعود کنند.
شغل معلمي نيز بر اين قاعده استوار است که ذهن معلم و دغدغه معلم در تمامي ساعات زندگي، متوجه شغل خود بايد باشد؛ چرا که آموزش و پرورش و تعليم و تربيت، زيرساخت اصليِ سعادت يک ملّت و پيشرفت يک کشور را رقم مي زند. انگيزهي سعادت ها و شقاوت ها از مدرسه و کليدش در دست معلمان ميباشد.
مقدرات هر مملکتي به دست معلم هاست و پيشرفت و عقب ماندگي هر کشوري نيز به دست آنهاست.
معلم است که با ساختن خود، کشور را پيش ميبرد و اگر خداي ناخواسته از جانب وي انحراف حاصل بشود، کشور را خراب ميکند.
معلمان در کلاس، نه فقط درسي که مي دهند، بلکه نگاهي که مي کنند، اشارهاي که ميکنند، لبخندي که ميزنند، اخمي که مي کنند، حرکتي که انجام مي دهند و لباسي که مي پوشند، بر روي دانش آموز اثر مي گذارد. وقتي ما به خودمان مراجعه مي کنيم، عميق ترين احساسات و عواطف و حالات خودمان را ريشه يابي مي کنيم، انتهاي خط، يک معلم را مشاهده مي کنيم.
ليکن منزلت معلّم، جايگاه معلّم، آنجوري که واقعا شايسته است در جامعه جا نيفتاده، کار لازم دارد تا در ذهن جامعه جا بيافتد که معلّم يک مرجع و يک شخصيّت والا و معلمي يک کار مقدّس است. بايد معلوم بشود معلّمي چه جايگاهي دارد و تکريم معلّم تحقّق پيدا کند.
معلم نبايد به سبب دغدغه معيشتي که دارد، به عنوان شغل براي کسب درآمد به اين جايگاه مقدس نگاه کند.
مقام معظم رهبري پيشتر راهکاري به عنوان شرکتهاي دانشبنيان مطرح نمودهاند که اگر سياست گذاري ها در آموزش و پرورش به نحوي ترسيم گردد که مدارس به عنوان شرکتهاي دانشبنيان به توليد دانش و علم بپردازند و مدارس در قالب اين شرکتها بهصورت تعاوني بين معلمان مديريت گردند به طوريکه مدارس بهدنبال خودکفايي اقتصادي باشند و علاوه بر آموزش، در ساعات غيرآموزشي خود و با مشارکت دانشآموزان خود به توليداتي مانند نرمافزار و يا طرحها و برنامههاي توليدي ديگر بپردازند؛ فرد شاغل در حرفه معلمي بهدنبال توانمندسازي خود قرار خواهد گرفت و اين منجر به غنيسازي و توسعه شغلي وي خواهد شد که وي را پاسخگو براي انتقال توانايي خود به دانشآموزان مينمايد؛ بدين ترتيب با مرتفع شدن دغدغه معيشتي معلمان، بيتفاوتي شغلي آنان نيز کاهش مييابد و مي توان انتظار داشت که به طبع آن سعادت جامعه نيز تضمين شود. |