|
|
|
اگر هميشه احساس تنهايي مي کنيد، اين مطلب را بخوانيد |
|
|
|
تنهايي، احساسي است که بيشتر مردم آن را تجربه مي کنند؛ احساسي که ريشه در دوران کودکي دارد و طبق تحقيقات اخير پژوهشگران با بيماري هاي در آينده از جمله افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي روحي( مانند پريشاني رواني، افسردگي و آسيب به خود) يا جسمي( مانند بيماري عروق کرونر قلب) در ارتباط است. |
|
|
نتايج يک گروه از پژوهشگران دانشگاه ليمريک در ايرلند، نشان داده است که تنهايي، انزواي اجتماعي و زندگي مجردي مي تواند سال ها از زندگي انسان ها کم کند. اين موضوع به طور خاص در افراد سالمند نمود بيشتري دارد و افراد مسن و تنها بيشتر دچار بيماري هاي قلبي و عروقي و سکته شده و در خطر مرگ زودرس قرار دارند.
پژوهش محققان دانشگاه بريگهام يانگ نيز نشان مي دهد: تنهايي باعث مي شود تا طول زندگي انسان تا ?? سال کاهش پيدا کند که تاثيري مشابه با چاقي يا سيگار کشيدن دارد. همچنين در تحقيقاتي ديگر ارتباطي ميان تنهايي و طيف گسترده اي از مشکلات بهداشتي، افزايش خطر ابتلا به حملات قلبي، سکته مغزي و سرطان ها مشاهده شده است.
اما چرا انسان با وجود تمامي پيشرفت هاي فناورانه دنياي امروز احساس تنهايي مي کند؟ احساس تنهايي انسان ها از کجا نشات مي گيرد؟ چه کساني بيشتر در معرض تنهايي قرار دارند؟
دکتر پروانه صفايي مقدم، متخصص روانشناسي باليني در اين خصوص اظهارداشت: ريشه احساس تنهايي يا احساس محروم بودن از محبت، برآورده نشدن کافي نياز به محبت يا بيش از حد برآورده شدن اين نياز اساسي در کودکي است. اين اتفاق امکان دارد به چند دليل رخ دهد.
عضو سازمان نظام روانشناسي افزود: يکي از عوامل آن ناشي از فوت يا طلاق والدين در کودکي است؛ نبودن فيزيکي يک يا هر دو والد در کودکي مي تواند ما را مستعد احساس تنهايي کند. اين نبودن مي تواند از طلاق يا فوت والدين ناشي شود. هر چقدر اين اتفاق در سنين پايين تر رخ دهد تاثير عميق تري خواهد داشت. البته اگر والد ديگر حضور داشته باشد و به اندازه کافي محبت کند يا يک نفر ديگر جايگزين محبت فردي که نيست شود، احساس تنهايي شکل نمي گيرد يا کمرنگ تر مي شود.
عضو سازمان علوم شناختي اظهارداشت: ديگر عامل احساس تنهايي در خانواده هاي پر جمعيت و فقير شکل مي گيرد. اگر خانواده اي پر جمعيت باشد و شرايط اقتصادي مناسبي نداشته باشند، والدين ممکن است فرصت نداشته باشند توجه يا محبت کافي به همه بچه ها کنند و اين مساله باعث مي شود که احساس تنهايي شکل بگيرد. البته اين به مديريت عاطفي والدين بستگي دارد و ممکن است در همين شرايط هم فرزند احساس کمبود عاطفي نکند.
وي خاطرنشان کرد: عامل بعدي در ارتباط با والدين سرد و بي محبت است. والديني که معمولا خودشان در خانواده هاي بي محبت بزرگ شده اند و روي شخصيت خودشان هم کار نکرده اند، مستعد محبت نکردن به فرزندان شان هستند. بچه هاي اين خانواده ها معمولا احساس نزديکي عاطفي به والدين ندارند. خانه بيشتر به يک پادگان سرد نظامي( تا محل يک خانواده گرم) شبيه است.
صفايي مقدم تصريح کرد: بخشي از نياز به محبت ما در رابطه گرم والدين برآورده مي شود. والدين بيش از حد پر تنش و دعوايي مي توانند بچه هايي با احساس تنهايي زياد بزرگ کنند. همچنين پدر يا مادري که مدام در خلوت با فرزندان از بي محبتي همسر مي نالد و احساس تنهايي اش را داد مي زند، مي تواند الگوي نامناسبي براي بچه هايي باشد که بعدها فرض شان اين است که ديگران بي محبتند.
وي در پايان يادآورشد: برخي از والدين نيز مي خواهند هر چه محبت نديده اند با محبت زياد به فرزندان جبران کنند. آنها نمي خواهند فرزندشان کوچک ترين اخم و تخمي ببيند. آنها فرزندان شان را در پر قوي محبت بزرگ مي کنند. فرزندان وقتي بزرگ مي شوند و مي بينند در هيچ رابطه اي آن ميزان از محبت نيست، سرخورده مي شوند و احساس تنهايي مي کنند.
خبرانلاين
انتهاي پيام/ن |