کد خبر: 149486 تاريخ انتشار: 1402/03/22 - 18:25
طي يادداشتي مطرح شد؛
تلازم کار فرهنگي و الزام قانوني در مديريت مسئله حجاب
کارشناس ارشد مطالعات زنان در يادداشتي بر تلازم کار فرهنگي و الزام قانوني در مديريت مسئله حجاب تأکيد کرد.
صغري عاشوري کارشناس ارشد مطالعات زنان در يادداشتي درباره موضوع حجاب اظهارداشت: مسئله حجاب در جمهوري اسلامي اغلب با يک رويکرد صفر و صدي مورد توجه سياستگذار و قانونگذار قرار ميگيرد. گاه صرفاً با نگاه قانونمدارانه به آن توجه ميشود به طوري که فرهنگسازي و کارهاي فرهنگي در حاشيه قرار ميگيرند. گاهي اوقات نيز صرفاً تمرکز بر کار فرهنگي ميشود و قانون مهجور ميماند!
اما به راستي چاره حل مسئلهي حجاب در جامعه ما چيست؟! براي درک اين سوال بايد به اصل جامعه بازگشت! اصل و اصالت جامعهي ما اسلامي است. جامعه اسلامي مخصوص موحدان است، زيرا بر مدار توحيد که عقيده مسلم اسلام است استوار شده است. توحيد سلسله تکاليف و مسئوليتها را براي مسلمانان و جامعهي اسلامي ميآورد. اين تکاليف و مسئوليتها حقوقي را نيز به طور خودکار براي افراد به بار ميآورد، بر زندگي فردي و اجتماعي انسانها سايه ميافکند.
توحيد هنگامي که مدار اصلي حرکت جامعهاي گردد شکل و ظاهر آن جامعه را در وهله اول دچار تغيير ميکند. اين تغيير در همسويي و شمايل توحيدي است. يکي از تکاليف، مسئوليتها و حقوق جامعه اسلامي و مردماني که در جامعهي اسلامي زندگي ميکنند حفظ انسجام و وحدت جامعهي اسلامي است. اما اين مسئوليت چگونه اجرايي ميشود؟! اخيراً موسي غني نژاد در مناظرهاي تلويزيوني بر اين معتقد بودند که براي حفظ نظام بايد از روي ارزشهايي از جمله حجاب عقب نشيني کرد! اساساً حفظ هر نوع نظامي جز با ايجاد انسجام دروني حاصل نميشود. اين انسجام صرفاً در همسو بودن نظرات و نگاههاي مردم با يکديگر در مسائل مختلف نيست بلکه يکي از سطوح زيربنايي انسجام و وحدت ملي همسويي فرهنگ حاکم بر جامعه با جهانبيني حکومتي است که بر ادارهي کشوري سيطره يافته و قوانين آن را تتظيم ميکند.
در جمهوري اسلامي که جهانبيني آن بر مدار اسلام ناب محمدي است، يکي از احکام مسلم اسلامي حجاب است فارغ از آنکه حجاب در سطوح مختلفي با يکايک آحاد مردم اعمال ميشود و حد اعلايش در نسبت با زنان جامعه اسلامي است؛ اگر طبق گفته جناب غني نژاد براي حفظ نظام اسلامي از حجاب صرف نظر شود عملاً انسجام و وحدت جامعه به قهقرا ميرود و ديري نخواهد پاييد که نظام حکمراني و جامعه به افتراق برسد. علت هم روشن است، زماني که جامعه اسلامي که خود را وامدار اسلام و مأمور برپايي قوانين اسلامي ميداند، از قوانين اسلامي خصوصاً حجاب عقب نشيني کند اين جامعه در سطح ايدئولوژي، قانون گذاري و سطح اجرا دچار تضاد آشکاري شده است، چگونه ميخواهد اين تضاد را که در ميان مردمانش سرريز مينمايد کنترل کند و وحدت ملي را رقم بزند؟!
چارهيچاره حل مسئله حجاب تاکيد به قانون اسلام است اما همراه با اجراي قانون ميبايست به فرهنگسازي نيز به همان اندازه و با همان حساسيت توجه کرد نميتوان ظاهر جامعه اسلامي را موحد کرد اگر از هريک از اين دو عنصر قانون و فرهنگ تغافل کرد.
در جامعهاي قانون حجاب آن توسط نهادهاي فرهنگي خصوصاً نهادهايي که براي جامعه از ورود به جامعه و کنشگري در آن، تصويرسازي مينمايند همچون؛ تئاتر، سينما و تلويزيون، خصوصاً صنف بزرگ آنان خانه سينما و وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي در نسبت با اين نهاد بي عملي آشکاري نشان ميدهد، طبيعي است حجاب توسط برخي از مردم پس زده شود.
در جامعه اي که برخي از هنرمندان آن با لايههاي مختلف شبکههاي معاند در ارتباط هستند، از آنان خط رفتاري و موضعگيري ميگيرند و مواجههي قانون و فرهنگ کشور با اين افراد مقتدرانه و تنبيهي نيست، رمانها و ترانه سراييهاي آن در خلاف جهت فرهنگ اصيل آن جامعه است، کيفيت و کميت آن در تناسب و همسويي با فرهنگ کشورهاي متخاصم و غير است، يقيناً ظهور آنچه از فرهنگ عامه کف جامعه مشاهده ميشود پديدهاي نامانوس با فرهنگ اصيل و قوانين جاري آن جامعه است.
در اين راستا بايد براي علاج آنومي حاکم بر جامعه و حفظ وحدت و انسجام آن با دو زاويهي ديد فرهنگسازي و قانونگذاري جامعه را ساماندهي نمود. به نظر ميرسد که در مواجهه با مسئله حجاب نيز جامعه ما اعم از مردم و مسئولين امر فرهنگي و قانونگذاري با نگاهي همسو و يکشکل در جهت رفع اين مسئله تلاش کنند.
مهر
انتهاي پيام/م