|
|
|
سه ويژگي کافران که بايد از آنها دوري کرد |
|
|
|
آموزههاي قرآن گوياي آن است که نبايد زندگي را در خوردن و کسب ثروت خلاصه کرد و نبايد آن قدر به آرزوها مشغول شد که انسان را از اهداف معنوي و برنامههاي خداوند باز دارد. |
|
|
يکي از روشهاي تربيتي و غير مستقيم خداوند، بيان ويژگيهاي بدان است تا با مطالع? اين خصلتها، از اين خصلتها دوري کنيم. به عنوان نمونه در آيات 2 و 3 سور? حجر ميخوانيم:
رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ کَفَرُوا لَوْ کَانُوا مُسْلِمِينَ؛ کافران [هنگام روبرو شدن با عذاب] چه بسا آرزو ميکنند که کاش تسليم [فرمانهاي خدا] بودند.
ذَرْهُمْ يَأْکُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ؛ رهاشان کن تا بخورند و [با لذايذ مادي و زودگذر] کامراني کنند، و آرزوها، سرگرمشان کند؛ سپس [حقّانيّت اسلام و فرجام شوم خود را] خواهند فهميد.
در اين آيات، ابتدا خداوند خبر از آيند? گفتار کافران در قيامت ميدهد که چگونه هنگام مواجهه با حقيقت، ابراز پشيماني ميکنند. سپس ميفرمايد اين عده را رها کن تا «بخورند»، «متمتع شوند» و «مشغول آرزوها» شوند. حال بايد پرسيد، اين آيه چه درسي براي افراد مؤمنان معمولي در بر دارد؟ پاسخ اين است که نبايد زندگي را در خوردن و کسب ثروت خلاصه کرد و نبايد آن قدر به آرزوها مشغول شد که انسان را از اهداف معنوي و برنامههاي خداوند باز دارد. يک وجه از زندگي حيواني که در احاديث هم به آن اشاره شده است، «خوردنِ» بدون هدف است؛ به اين صورت که افرادي هستند که صرفاً سر در زندگي خود دارند، به فکر خورد و خوراک و پيشرفت خود هستند و کاري با ديگران ندارند. تصور ميکنند زندگي يعني همين خوردن و پيشرفتهاي مالي و علمي و مالاندوزي؛ لذا خداوند اين خصلتها را به کافران نسبت ميدهد و در لفافه هشدار ميدهد با دوري از اين خصائص، مراقب سقوط در در? انکار باشيم.
اما در فرازي که ميفرمايد «اين کافران سرگرم آرزوهاي خود هستند؛ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ»، هشداري به انسانها براي هدفدهي به آرزوهايشان است. انسان به آرزو زنده است و اگر روزي آرزو از انسان گرفته شود از کار و تلاش دست برميدارد. اما آرزويي که در اسلام مورد انتقاد قرار گرفته است، اين موارد است: 1. آرزوي طولاني 2. آرزوي بيش از عمل 3. آرزوي بدون عمل 4. آرزويي که انسان را سرگرم کند 5. آرزوي خير داشتن از کار و افراد بد. پيامبراکرم صلي الله عليه و آله فرمود: من از دو چيز بر شما ميترسم؛ يکي پيروي از هوسها که شما را از حقّ باز دارد و ديگري آرزوهاي طولاني که شما را از آخرت غافل کند. در دعاي کميل ميخوانيم: آرزوهاي طولاني، انسان را از رسيدن به خيرات محروم ميکند: «وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي».
بنابراين آرزو اگر انسان را غافل کند، نابجاست، اما اگر انسان را به کار و تلاش وادار کند خوب است، زيرا در قرآن ميخوانيم: «وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا؛ باقيات صالحات نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ اميد داشتن به آنها بهتر است.»
منابع: تفسير نور حجت الاسلام قرائتي
تسنيم
انتهاي پيام/ن |