کد خبر: 149947 تاريخ انتشار: 1402/04/03 - 11:07
حجاب يکي از نمودهاي بيروني زيست عفيفانه است
يک پژوهشگر ارشد مطالعات زنان به ارائه راهکارهايي به منظور تعميق فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه پرداخت.
زهرا ميرزايي، پژوهشگر ارشد مطالعات زنان، درمورد بهترين راهکارهاي تعميق
فرهنگ عفاف و حجاب
در کشور بيان کرد: درمورد فرهنگ عفاف و حجاب بايد بگويم که به زعم بنده، حجاب يک مقوله بيروني است و مسئله عفاف، اصل و دروني است که به شخص برمي گردد و حجاب يکي از نمودهاي بيروني فرهنگ يا
زيست عفيفانه
است و خودش را در
پوشش
فرد نشان ميدهد. بنابراين، حجاب در لباس و ويترين پوششي فرد و عفاف در رفتار فرد خودش را نشان ميدهد و همه اينها به باورهاي فرد برمي گردند.
ميرزايي گفت: بايد به اين مسئله توجه داشته باشيم باور فرد اين است که براي تعامل خود با ديگران و جامعه چه هنجارهايي را بايد رعايت کند. از اينرو، اگر بخواهم عفاف را تعريف کنم بايد بگويم به مفهوم تقوا و چارچوب رفتاري فرد برمي گردد و ما تقوا را در فرهنگ ديني خود داريم، اما چارچوب فرد و خود کنترلي، يک مفهوم روان شناختي بين المللي است. يعني هر فردي براي خودش يک چارچوب رفتاري يا خود کنترلي دارد.
وي ادامه داد: يک انسان کامل قطعاً روي رفتار خود کنترل دارد. بنابراين، اين مفهومي که به عنوان زيست عفيفانه و يا رفتار تقوا محوري مدنظرمان است به آن مفهوم برمي گردد. در نتيجه، احساس ميکنم يک مقدار گفتماني که در جامعه داريم گفتمان عام مردم نيست. يعني به گونهاي صحبت کرده ايم که وقتي ميگوييم تقوا، افراد و عموم جامعه نميتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و شايد اين به خاطر مفاهيمي باشد که در آموزش و پرورش و نهادهاي آگاهي بخش ديگري بيان ميشود و حداقل، مطابق با زبان امروز جامعه نيست. يعني زبان به گونهاي است که نوجوانها و عامه مردم نميتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند که اين مفهوم آموزش داده شده به چه معناست؟
اين پژوهشگر ارشد مطالعات زنان تصريح کرد: بايد براي داشتن يک سلامت روان چارچوب رفتاري داشته باشيم و اين موضوع و خود کنترلي که نشان دهنده توانمندي روان فرد است از جايي نشأت گرفته است. مثلاً اگر قرار است در جامعه، امنيت رواني و اجتماعي داشته باشيم بايد بتوانيم چارچوب کنترلي خود را متناسب با هنجارهاي جامعه تنظيم کنيم. اما اين که چگونه ميخواهيم اين فرهنگ را جا بيندازيم بايد هنجارها را منتقل کنيم.
وي با اشاره به فرهنگ حفظ امنيت ادامه داد: فرهنگ حفظ امنيت يک مسئله فطري است. يعني همه افراد براي حفظ جان و منافع خود به امنيتشان فکر ميکنند. از اينرو، به نظر بنده، ما براي اين که به جامعه منتقل کنيم چرا زيست عفت مدار بايد در جامعه رعايت شود بايد اين مقوله با بحث امنيت ارتباط برقرار کند.
ميرزايي افزود: فرد براي اين که امنيت خود در جامعه را تأمين کند احساس ميکند بايد يک چارچوب رفتاري داشته باشد و به اين موضوع فکر ميکند که بايد چه کاري انجام دهد تا منفعت و امنيتش در جامعه حفظ شود؟ همه اينها به حفظ امنيت و منافع باز ميگردند و مسائل فطري هستند که فرد با آنها به دنيا ميآيد، اما اين چارچوبها را ياد ميگيرد. چرا احساس ميکند با تناقض روبرو شده است؟ چون جوان و نوجوان در بستري زيست ميکند که هنجارهايي که به آنها آموزش داده ميشود تا حدي متفاوت از هنجارهايي است که در رسانه رسمي کشور به آنها گفته ميشود و در فضاي قانوني و آموزش و پرورش متفاوت هستند.
وي اظهار کرد: در گذشته، بچهها در خانواده به دنيا ميآمدند و هنجارها را توسط خانواده ياد ميگرفتند و افراد از مادر خود ياد ميگرفتند اگر قرار است ارزشمندي خودم را حفظ کنم بايد اين چارچوب رفتاري را داشته باشم و عموماً دختر بيشتر از مادر خود ياد ميگرفت و علاوه بر اين، ميآموخت رفتار مردانه يعني رفتار پدرش. به همين دليل، پسر، رفتار مردانه يا رفتاري که متضمن رفتارش در جامعه است را از پدر خود ياد ميگرفت و دختر و زن خوب را فردي همانند مادرش تعريف ميکرد و اين چارچوبها را در خانواده ياد ميگرفت.
ميرزايي گفت: امروز، در فضاي رسانه و جامعه، فضاي دوستانه تا حدي متفاوت است و در جامعه ما هنوز خانواده مهمترين نهاد جامعه پذير کردن افراد به حساب ميآيد، اما به نظر ميرسد به واسطه تغيير جامعه ما به يک جامعه مدرن، اين موضوع تا حدي تغيير کرده است و افراد حس ميکنند خانواده، نهاد اصلي نيست و مدرسه نهاد اصلي است همان طور که به نظر ميرسد مهدکودک، نهادي است که مهارتهاي اوليه را به بچهها ياد ميدهد و فکر ميکنم گاهي، بعضي از خانوادهها به ويژه در شهرهاي بزرگتر و پرجمعيتتر از اين موضوع شانه خالي ميکنند.
وي افزود: بايد به جوان ياد بدهيم که اگر ميخواهد منفعت خود را حفظ کند بايد خودکنترلي داشته باشد. به همين دليل، حتي نوجواني که احساس ميکنيم تناقض دارد ميگويد من اين چارچوب را دارم و اگر کسي به من تعرض کند يعني عليه من به ابراز خشونت ميپردازد حتي اگر چارچوب اين فرد با چارچوب ما متفاوت باشد. بنابراين، او هم داراي چارچوب است و اين چارچوبها را از کجا ميگيرد؟ ما بايد به او ياد دهيم.
باشگاه خبرنگاران جوان
انتهاي پيام/ن