کد خبر: 150073 تاريخ انتشار: 1402/04/05 - 15:03
روايتي تکان دهنده از خودسوزي زنان در اين استان
روزنامه شرق روايتهايي از تجربههاي خودسوزي زنان در دالاهوي کرمانشاه را مطرح کرده است.
روزنامه شرق روايتهايي از تجربههاي خودسوزي زنان در دالاهوي کرمانشاه را مطرح کرده است.
بخشهاي مهم اين گزارش را در ادامه ميخوانيد:
خودسوزي زنان دالاهو، در يکي از شهرستانهاي کرمانشاه، مانند برخي مناطق کشور با فرهنگهاي خاص، به امري مسري براي ابراز خشونت و اعتراض اين زنان تبديل شده که در بيشتر موارد نتيجهاي جز مرگ جانهاي جوان به همراه ندارد. داستان برخي از اين زنان قرباني به دليل فضاي اجتماعي خاص منطقه هرگز بازگو نخواهد شد، زناني که در تنهايي بار خشونتهاي خانگي را به دوش کشيدند و در آخر با آتشي بر جانشان، به زندگي وداع هميشگي گفتند. مرگهاي وحشتانگيزي که شايد علت بخشي از آن به فضاي مردسالار حاکم در منطقه و محدوديتهاي مردانه براي زنان برگردد.
انتظار رستمي، بهورز خانه بهداشت بزميرآباد سرپلذهاب نيز از تنهايي و خشونتهاي پنهان زنان اين منطقه ميگويد؛ از ازدواجهاي زودهنگام دختران تا تجربه خشونتهاي گوناگون در اين مناطق که گاه به اشکال مختلف باعث توليد قربانيهاي خودسوزي ميشود.
رستمي اشاره ميکند: «در اين مدت ازدواج دخترها در سن پايين بيشتر شده و بعد از آن هم معمولا درس را ول ميکنند. درصد کمي از دخترها درس را ادامه ميدهند که آنهم نهايت تا ديپلم است. دخترهايي که اينجا هستند از حق و حقوقشان چيزي نميداند. مثلا کتکخوردن از شوهر را يک چيز عادي ميدانند؛ يعني اصلا برايشان چيز عجيب و تعجبآوري نيست و اين موضوع را حق همسرشان ميدادند. اينجا خشونت خانگي خيلي زياد است. موارد زيادي بوده که يک زن را ديدهام که بدنش پر از کبودي و زخم است. اخيرا يکي با لگد به زنش زده بود که دنبالچهاش کامل شکسته بود و او را به دکتر بردم. خشونتها در سن کم بيشتر است؛ چون معمولا دخترها به دليل تجربه کمتر، آسيب بيشتري ميبينند. در مراجعه زنان به ما، کبودي و زخم ناشي از خشونت خيلي زياد است. حتي خيلي وقتها خانمها از ترس درباره خشونتي که ديدهاند، صحبت نميکنند».
اين تسهيلگر ادامه ميدهد: «بهطور کلي همه اينها در بحث خودسوزي اثر دارد و خودسوزي و خودکشي خانمها در منطقه ما خيلي زياد است. مثلا چند وقت پيش خانمي سم خورد و خودکشي کرد. اما تا الان همه زناني که دست به اين کار زدهاند، پشيمان شدهاند و علت اصلي آن هم خشونتي است که تجربه ميکنند و با اين کار ميخواهند خانوادهها را بترسانند تا از رفتار سابق خود دست بکشند ولي متأسفانه بعد از اين اقدام معمولا ميميرند. ما اينجا ماهي 10 مورد خشونت داريم که معمولا از سمت مردان معتاد و بيکار منطقه برميآيد. اينجا به کار اساسي نياز دارد و از عهده يک نفر برنميآيد.
مثلا بيرونرفتن و پيادهروي براي زنان موضوع خيلي عجيبي بود ولي من از مدتي قبل شروع به اين کار کردم. تنها پيادهروي ميکردم و با بدترين توهينها مواجه ميشدم اما به کارم ادامه دادم. کمکم بعضي زنان همراه شدند و الان صبحها حدود 50 زن پيادهروي ميکنند. بعضي وقتها من تازه براي پيادهروي بيرون ميروم و ميبينم از صبح زودتر زنان ديگري براي پيادهروي بيرون زدهاند. اصلاح اين شرايط به يک کار تيمي نياز دارد که اميدوارم مهيا شود...».
روزنامه شرق
انتهاي پيام/م