|
|
|
ساز و کار زمينهساز بيماري پارکينسون کشف شد |
|
|
|
محققان ساز و کاري را کشف کردهاند که توسط آن پروتئيني موسوم به اپتينورين(optineurin) اصطلاحا «کيسههاي زبالهاي» را در اطراف ميتوکندريهاي آسيب ديده ايجاد و آنها را مستعد حذف ميکند. |
|
|
به نقل از نيو اطلس، به لطف تحقيقات جديد پژوهشگران استراليايي که کشف کردهاند چگونه پروتئيني به نام اپتينورين به روشي متمايز براي پاک کردن ميتوکندريهاي آسيب ديده از مغز کار ميکند، ممکن است يک قدم به توسعه درماني براي بيماري پارکينسون نزديکتر شده باشيم.
بيماري پارکينسون يک اختلال پيشرونده، مخرب و درازمدت دستگاه عصبي مرکزي است که عمدتاً سيستم حرکتي بدن را مختل ميکند. نشانههاي اين بيماري معمولاً آرام و بهتدريج ظاهر ميشوند و با پيشرفت بيماري، علائم غيرحرکتي نيز بروز ميکنند. آشکارترين نشانههاي زودرس اين بيماري عبارتند از لرزش، خشکي در حرکت بدن، آرام شدن حرکات و دشواري در راهرفتن. نشانههاي شناختي و رفتاري اين بيماري نيز در اغلب افراد معمولاً به شکل افسردگي، اضطراب و فقدان علاقه و هيجان بروز ميکند.
در مراحل پيشرفته بيماري پارکينسون، بعضاً زوال عقل نيز شايع است. فرد مبتلا به پارکينسون ممکن است مشکلاتي در خوابيدن و سيستم حواس خود نيز تجربه کند.
نشانههاي حرکتي اين بيماري به علت از بين رفتن سلولها در توده سياه مغز و در نتيجه کاهش دوپامين که يک انتقالدهنده عصبي است، رخ ميدهد. دوپامين براي حفظ الگوهاي حرکتي طبيعي بدن اهميت زيادي دارد و دقيقاً به همين دليل است که بسياري از درمانهاي پارکينسون با هدف افزايش سطح دوپامين در مغز انجام ميشوند.
در بيماري پارکينسون، از بين رفتن نورونها(ياختههاي عصبي) در ساير بخشهاي مغز هم رخ ميدهد و زمينهساز برخي علائم غيرحرکتي اين بيماري ميشود. علاوه بر کاهش دوپامين و سلولهايي که دوپامين ميسازند، پروتئيني به نام آلفا-ساينوکلين هم در بيماري پارکينسون نقش دارد. آلفا-سينوکلئين در حالت عادي به برقراري ارتباط نورونها با يکديگر کمک ميکند، اما در بيماري پارکينسون، اين پروتئين در تودههاي ميکروسکوپي به نام جسم لويي، جمع ميشود. پژوهشگران بر اين باورند که آلفا-سينوکلئين در پيشرفت پارکينسون نقش دارد و شايد بتوان درمانهاي جديدي ايجاد کرد که جلوي جمعشدن اين پروتئين را بگيرد.
اگرچه علت بروز بيماري پارکينسون کاملاً مشخص نيست، اما ميدانيم که هر دو فاکتور ژنتيکي و محيطي در بروز آن نقش دارند. از اين ميان ميتوان به فاکتورهايي مانند افزايش سن، پيشينه خانوادگي ابتلا به بيماري پارکينسون، جهشهاي ژنتيکي، جنسيت، قرار گرفتن در معرض سموم دفع آفات، مصرف برخي داروها و پيشينه آسيب و جراحت مغز به عنوان عوامل بروز اين بيماري اشاره کرد. مصرفکنندگان تنباکو و قهوه و چاي، ريسک کمتري براي ابتلا به پارکينسون دارند.
تشخيص موارد معمول پارکينسون عمدتاً بر اساس نشانههاي اين بيماري به خصوص نشانههاي حرکتي انجام ميشود. از آزمايشهايي مانند تصويربرداري عصبي ميتوان براي تشخيص قطعي و کنار گذاشتن ساير بيماريها استفاده کرد. پارکينسون معمولاً در افراد بالاي ?? سال بروز ميکند. مردان بيشتر از زنان به اين بيماري مبتلا ميشوند و نسبت ابتلاي مردان به زنان ? به ? است. پارکينسون ممکن است در افراد زير ?? سال نيز ايجاد شود که در اين صورت پارکينسون زودرس خوانده ميشود. طبق آمار سال ???? حدود ?/? ميليون فرد در جهان مبتلا به پارکينسون هستند و اين بيماري سالانه به بيش از ??? هزار مرگ منجر ميشود. اميد به زندگي متوسط پس از تشخيص اين بيماري، ? تا ?? سال است.
تا کنون راهي براي علاج و رفع پارکينسون پيدا نشده اما روشهايي براي درمان و کاهش عوارض اين بيماري وجود دارد. درمان اوليه معمولاً با تجويز دارو شروع ميشود. با پيشرفت بيماري، اثر اين داروها کمتر ميشود و عوارض جانبي مانند ديسکينزي(حرکات غيرارادي عضلات) بروز ميکند. در اين مرحله، ممکن است داروها به صورت ترکيبي استفاده و دوز آنها افزايش داده شود.
مشخص شده است که رژيم غذايي و برخي اشکال کاردرماني در بهبود اين علائم تا حدي مؤثر است. در مواردي که بيمار دچار علائم شديد حرکتي است و به دارو پاسخ نميدهد، گاهي از جراحي براي قراردادن ريز الکترونيک و تحريک عمقي مغز استفاده ميشود.
ميتوکندريها نيروگاه سلولهاي ما هستند. آنها اکسيژن را با مولکولهاي سوختي - قندها و چربيها - از غذا ترکيب ميکنند و آنها را براي توليد انرژي تجزيه ميکنند. وقتي ميتوکندري معيوب باشد، سلولها انرژي کافي ندارند و مولکولهاي اکسيژن و سوخت استفاده نشده در سلولها تجمع ميکنند و باعث آسيب ميشوند. ميتوکندريهاي معيوب با بيماريهاي مختلفي از جمله بيماري پارکينسون مرتبط هستند.
وقتي ميتوکندريها تجزيه ميشوند، معمولاً توسط سيستم دفع زباله بدن در فرآيندي به نام ميتوفاژي حذف و بازيافت ميشوند. پژوهشگران موسسه والتر و اليزا هال(WEHI) مکانيسمهاي مولکولي زيربناي حذف ميتوکندريهاي آسيبديده، به ويژه در شرايط بيماري پارکينسون را بررسي کردند و به کشف مهمي در اين فرآيند رسيدند.
روشي که بدن ميتوکندريهاي آسيب ديده را به واسطه آن حذف ميکند، يک فرآيند آبشاري است. پروتئين PINK1 سلامت ميتوکندري را کنترل ميکند و هنگامي که مشکلي تشخيص داده ميشود، پروتئين ديگري به نام پارکين را فعال ميکند تا ميتوکندري آسيب ديده را براي حذف علامتگذاري کند. سپس اين دو پروتئين از پروتئين سوم که همان اپتينورين(OPTN) است، کمک ميگيرند تا يک کيسه زباله سلولي در اطراف ميتوکندريهاي ناکارآمد ايجاد کنند.
البته همهي اينها را پژوهشگران قبلا ميدانستند. با اين حال، آنچه آنها در مطالعه جديد خود کشف کردند اين است که اپتينورين، ميتوکندريهاي آسيب ديده را با اتصال به آنزيمي به نام TBK1 شناسايي و حذف ميکند.
در حالي که پژوهشگران از وجود اپتينورين و نقش آن در اين فرآيند آگاه بودند، اما نحوه عملکرد آن تاکنون ناشناخته بود.
مايکل لازارو، نويسنده مسئول اين پژوهش ميگويد: در حالي که پروتئينهاي زيادي وجود دارند که مواد سلولي آسيبديده را به ماشينهاي دفع زباله مرتبط ميکنند، ما متوجه شديم که اپتينورين اين کار را به روشي بسيار غيرمتعارف انجام ميدهد که شبيه چيزهايي نيست که در پروتئينهاي مشابه ديدهايم.
وي افزود: اين يافته بسيار مهم است، زيرا مغز انسان براي تخريب ميتوکندري خود از طريق سيستم دفع زباله که توسط PINK1 و پارکين هدايت ميشود، به اپتينورين متکي است.
در بيماري پارکينسون، جهش در PINK1 و پارکين ميتواند منجر به تجمع ميتوکندريهاي آسيبديده در مغز شود که منجر به لرزش و سفتي ميشود که نشانههاي بيماري تخريب عصبي است. پژوهشگران ميگويند کشف تعامل OPTN با TBK1 ميتواند به درمانهاي جديدي ختم شود.
تان انگوين، نويسنده ارشد اين مطالعه ميگويد: ساير پروتئينها براي کمک به تحريک اين فرآيند تخريب، به TBK1 نياز ندارند و اپتينورين را در مورد نحوه حذف ميتوکندريها در بدن ما به يک ماده نامربوط تبديل ميکند. اين به ما اين امکان را ميدهد تا به ويژگيهاي اين مسير شامل TBK1 به عنوان يک هدف دارويي بالقوه نگاه کنيم که گام مهمي در جستجوي ما براي درمانهاي جديد بيماري پارکينسون است.
پژوهشگران ميگويند، اين کشف، راه را براي توسعه درمانهايي باز ميکند که از مکانيسم عمل OPTN استفاده ميکنند.
انگوين ميگويد: هدف نهايي، يافتن راهي براي افزايش سطح ميتوفاژي PINK1/Parkin در بدن - به ويژه مغز - خواهد بود تا ميتوکندريهاي آسيبديده را بتوان به طور مؤثرتري از بين برد.
وي افزود: ما همچنين اميدواريم مولکولي طراحي کنيم که بتواند کاري که اپتينورين انجام ميدهد را تقليد کند، بنابراين ميتوکندريهاي آسيب ديده حتي بدون PINK1 يا پارکين نيز حذف ميشوند. با توجه به اينکه اپتينورين در فعال کردن سيستم دفع زباله در مغز ما حياتي است، ميتواند از تجمع ميتوکندريهاي آسيبديده در اين ناحيه که پيشساز مهمي براي بيماري پارکينسون است، جلوگيري کند.
در حالي که تا به کار گرفتن باليني يافتههاي اين مطالعه سالها فاصله داريم، تحقيقات بيشتري براي درک بهتر اينکه چرا اپتينورين چنين کاري را انجام ميدهد، برنامهريزي شده است.
انگوين در پايان گفت: گام بعدي ما همکاري با مرکز بيماري پارکينسون WEHI است تا يافتههايمان در سيستمهاي مدل عصبي را تأييد کنيم و بفهميم چرا اپتينورين به اين شکل رفتار ميکند که بينش بيشتري در مورد اينکه چگونه ميتوانيم اپتينورين و TBK1 را هدف قرار دهيم، به دست بياوريم و گزينههاي درماني براي افراد مبتلا به جهش پارکين يا PINK1 را در آينده افزايش دهيم.
بيماري پارکينسون نخستين بار توسط يک دانشمند بريتانيايي به نام جيمز پارکينسون در سال ???? ميلادي توصيف شد و بنابراين نام او را روي اين بيماري گذاشتند. کارزارهاي افزايش آگاهي درباره اين بيماري عبارتند از روز جهاني پارکينسون(?? آوريل، روز تولد جيمز پارکينسون) و استفاده از گل لاله سرخ به عنوان نماد و سمبل اين بيماري.
اين مطالعه در مجله Molecular Cell منتشر شده است.
خبرانلاين
انتهاي پيام/ن |