|
|
|
زنان در اينستاگرام؛ از بلاگري تا دامنزدن به فمينيسم سطحي |
|
|
|
بلاگري در فضاي مجازي و خصوصا شبکه اينستاگرام به عنوان يک شغل جديد مطرح شده است که هم شهرت و هم درآمد زيادي به دنبال دارد اما در اين ميان رقابت در جذب مخاطب در اين فضا به جاهاي باريک کشيده است. |
|
|
معصومه کوشکستاني- اينستاگرام در ايران و جهان بستري شده براي حضور فعال زنان در عرصه رسانهاي. بسياري از آنها از طريق لايفاستايل بلاگري، فشن بلاگري يا بلاگر زيبايي مخاطبان ميليوني جذب کردهاند. اين فضا ظرفيتهاي مثبتي از جمله استقلال مالي و کارآفريني، آموزش مهارتهاي فردي اجتماعي دارد اما در کنار اين ظرفيتها، عدهاي از بلاگرها از محتواهاي سطحي و جنجالي براي ديدهشدن استفاده ميکنند. اينجا است که پاي شعارهاي فمينيستيِ مصرفي به ميان ميآيد که بيشتر از اينکه زندگي ساز باشد آدرس غلط به زنان و دختران ميدهد و به اصطلاح خانه خراب کن است.
بسياري از فعالان فضاي مجازي به جاي باز کردن بحثهاي جدي و سازنده براي محکم شدن کيان خانواده به بازنمايي راديکال اختلاف زن و مرد روي آوردهاند. در همين راستا مردها در کليپها اغلب بهعنوان موجودات بيمسئوليت، خيانتکار يا نادان تصوير ميشوند. زنها خود را قرباني دائمي معرفي ميکنند. محتواي آموزشي يا تحليلي جاي خود را به شعارهاي کوتاه و ويدئوهاي سرگرمي داده است و از سوي ديگر از لحاظ روحي اين افراد به دختران و زنان مشاورههاي غلط ميدهد که بيشتر باعث تخريب زندگي آنان ميشود و زنان و مردان را به جاي يک زندگي سازنده به تخريب و جنجال عليه يکديگر دعوت ميکنند.
اين جريان، به جاي کمک به گفتمان منطقي حقوق زن، باعث افزايش کليشههاي جنسيتي معکوس و کشمکش کلامي ميان زن و مرد ميشود که اين تفکرات منفي ميان زن و مرد در جامعه قطعا داراي پيامدهاي منفي بسياري است. وقتي روابط زن و مرد در فضاي مجازي با سوگيري و تقابل تصوير شود، پيامدهاي اجتماعي از جمله افزايش بياعتمادي ميان دو جنس به وجود مي آيد و مردها احساس ميکنند مدام متهماند، و زنها احساس ميکنند قرباني اين بزنگاه هستند. از اين روي، عاديسازي تقابل يکي از مهمترين مشکلات است. شوخيها و پستهاي طنز بلاگرها، بهظاهر سرگرمي است، اما در عمل ذهنيت جدايي و تخاصم را تقويت ميکند.
اين مسئله متاسفانه با کشيده شدن پاي شبکه هاي اجتماعي به زندگي روزمره مردم در کل جهان اثرات منفي ايجاد کرده و باعث جدايي و اختلاف در حوزه عاطفي ميان دختران و پسران شده است.
از آن جايي که فضاي شبکه هاي اجتماعي، ديدگاه هاي منفي و غير واقعي به جامعه مي دهد، برخي از افراد با توصيه هاي يک سويه و غيرواقعي، جوانان را به اعمالي تشويق مي کنند که در روابط واقعي ميان زن و مرد مشکلات متعددي ايجاد ميکند.
در همين راستا، با توجه به رشد روز افزون وزن اجتماعي زنان، فضاي جامعه با تغييرات متعددي روبروست اما اين تغييرات به اين معنا نيست که زنان همه اصول زندگي را بهم بريزند. حاصل اين تفکر که در فمنيسم سطحي ديده مي شود بيشتر دوري زن و مرد و ايجاد مشکلات و پيچيدگي هاي بيشتر زندگي براي هر دو طرف است که قطعا زنان نيز در اين خصوص بدون آسيب نخواهند بود.
شبکه هاي اجتماعي خصوصا در حوزه زنان نبايد القا کننده اين موضوع باشند که با رشد زنان فرصت هاي مردان سلب مي شود و آنان اين موضوع را تهديد تلقي کنند. از سوي ديگر برخي از زنان بلاگر يک طرز تلقي اشتباه و جنسيتي از زن را در فضاي جامعه رواج مي دهند که اين موضوع متاسفانه در فضاي واقعي بيشتر براي آنان آسيب زاست. اين در شرايطي است که گفته ميشود نبايد در فضاي جنسيتي که در شبکه هاي اجتماعي ايجاد ميشود تهديد و انزجار نسبت به يک جنس ايجاد شود. اين موضوع قطعا در فضاي واقعي واکنشهاي منفي در بر خواهد داشت و شايد منجر به ايجاد خشونت عليه جنس مخالف شود که در ادامه آسيبهاي اجتماعي را گسترش مي دهد.
فمينيسمي که در شبکههاي اجتماعي به چشم ميخورد – چيزي که خيليها اسمش را ميگذارند «فمينيسم سطحي» يا Pop-feminism – يک پديدهي تازه نيست، اما با رشد اينستاگرام، تيکتاک و پلتفرمهاي مشابه، شدت و گسترهاش خيلي بيشتري يافته است.
اين موضوع فقط به فضاي جنسيتي زنانه باز نمي گردد بلکه برندها و اينفلوئنسرها از برچسب «فمينيستي» براي فروش محصول يا جذب فالوئر استفاده ميکنند.
همچنين نوعي سلبريتي زدگي نيز در اين راستا ديده مي شود که سبب شده گفتمان فمينيستي در شبکهها اغلب به دست بلاگرها و چهرههاي مشهور شکل گيرد، نه فعالان و پژوهشگران جدي اجتماعي. همين عامل سبب شده تا فمنيسم سطحي بيشتر در شبکه هاي اجتماعي رواج يابد. درواقع همين موضوع باعث ميشود بحثها سطحي، نمايشي و وابسته به ترندها باشد.
البته بايد گفت که محتواي مذکور به زنان نيز ضربه مي زند و اغلب محتواهايي که در اين حوزه توليد مي شود بيشتر مربوط به موارد سطحي مثل آرايش کردن و حذف بخشي از زنان جامعه است. بيشتر محتواها درباره زناني است که دسترسي به اينترنت پرسرعت، لوازم آرايش گران و سبک زندگي شهري دارند. زنان طبقات پايين يا جوامع سنتيتر عملاً در اين روايت حذف ميشوند.
با اين اوصاف فمينيسم سطحي در شبکههاي اجتماعي بيشتر يک «سبک زندگي» و «هويت نمايشي» است تا يک جنبش اجتماعي هر چند که در سطح فردي انگيزه لحظهاي و رفتار غيراصولي را به زنان فرا مي دهد اما در سطح اجتماعي معمولا منجر به تغيير اجتماعي مثبت و سازنده اي نمي شود. |