|
|
|
زنان خانهدار؛ ستون هاي ناديده گرفته شده جامعه |
|
|
|
خانهداري، شغلي است که هيچ مرخصي، حقوق، يا بازنشستگي ندارد، اما ستون اصلي سلامت خانواده و جامعه را شکل مي دهد. زنان خانهدار با وجود نقش حياتيشان، از بسياري حقوق اجتماعي محروماند. |
|
|
معصومه کوشکستاني- در هياهوي زندگي مدرن، زنان خانهدار هم چنان نقشي حياتي در حفظ بنيان خانواده و سلامت اجتماعي ايفا مي کنند؛ نقشي که اغلب در سايه قرار گرفته و کمتر مورد توجه، حمايت يا قدرداني قرار مي گيرد. آنان نه تنها مسئول مديريت امور روزمره خانه هستند، بلکه در تربيت نسل آينده، مراقبت از سالمندان، حفظ آرامش رواني خانواده و حتي مشارکت غير رسمي در اقتصاد خانوار نقش دارند. با اين حال، جايگاه اجتماعي و حقوقي آنان هم چنان با چالش هاي جدي مواجه است.
مادران خانهدار در بسياري از جوامع، به ويژه در کشورهاي در حال توسعه، با نوعي بي عدالتي ساختاري روبهرو هستند. کار آنان نه در آمارهاي رسمي اقتصادي ثبت مي شود، نه در نظام هاي بيمه و بازنشستگي لحاظ مي گردد، و نه در سياست گذاري هاي کلان مورد توجه قرار مي گيرد. اين ناديده انگاري، منجر به تضعيف جايگاه اجتماعي آنان و افزايش آسيب پذيريشان در برابر فقر، خشونت خانگي، طلاق و بيماري هاي رواني مي شود.
از سوي ديگر، نگاه فرهنگي رايج نيز گاه زنان خانهدار را با برچسب هايي چون غيرفعال، وابسته يا فاقد مشارکت اجتماعي توصيف مي کند؛ نگاهي که نه تنها نادرست، بلکه تبعيض آميز و تحقير کننده است. اين نگرش ها، مانع از شکلگيري سياست هاي حمايتي و مانع از رشد اعتماد به نفس زنان خانهدار مي شود.
قهرمانان خاموش اقتصاد
اگر چه زنان خانهدار درآمد مستقيمي ندارند، اما فعاليت هاي آنان ارزش اقتصادي قابل توجهي دارد. مطالعات نشان دادهاند که اگر کار خانگي به عنوان شغل رسمي در نظر گرفته شود، سهم آن در توليد ناخالص داخلي برخي کشورها تا ?? درصد قابل برآورد است. مديريت بودجه خانوار، پخت و پز، نظافت، مراقبت از کودکان و سالمندان، آموزش غير رسمي، و حتي توليد خانگي، همگي فعاليت هايي هستند که در صورت واگذاري به بازار، هزينه هاي سنگيني به خانواده و دولت تحميل مي کنند.
با اين حال، نبود ساز و کارهاي رسمي براي ثبت و ارزش گذاري اين فعاليت ها، موجب شده زنان خانهدار از بسياري حقوق اقتصادي و اجتماعي محروم بمانند؛ از جمله بيمه، بازنشستگي، دسترسي به خدمات حمايتي، و مشارکت در تصميمگيري هاي اقتصادي. حال سوال اين است، چرا زنان خانهدار ناديده گرفته مي شوند؟
بي دستمزد، بي سند، بي صدا
کار خانهداري در ايران و بسياري کشورها به عنوان شغل شناخته نمي شود چرا که در فرهنگهاي ايراني، خانهداري وظيفه طبيعي زن تلقي مي شود، نه انتخاب يا تخصص. اين نگاه باعث مي شود زحمات زنان خانهدار وظيفه شمرده بشود، نه کار يا مشارکت اجتماعي. چرا که در سياستگذاري ها و برنامه هاي توسعه، بيشتر تمرکز روي زنان شاغل، کارآفرين يا تحصيلکرده است و زنان خانهدار به عنوان عضو غيرفعال ديده مي شوند، بنابراين در آمارهاي رسمي اقتصادي، بيمه، بازنشستگي يا سياست گذاريها جايي ندارد.
ناديده گرفتن زنان خانهدار نه تنها تبعات اقتصادي، بلکه پيامدهاي رواني و اجتماعي عميقي نيز به دنبال دارد. احساس بي ارزشي، انزوا، افسردگي، اضطراب، و کاهش عزت نفس از جمله مشکلات رايجي هستند که بسياري از زنان خانهدار تجربه مي کنند. اين مشکلات، در نبود حمايت هاي رواني و اجتماعي، مي تواند به بحران هاي خانوادگي و اجتماعي منجر شود.
هم چنين، نبود فرصت هاي آموزشي، فرهنگي و مشارکتي براي زنان خانهدار، آنان را از رشد فردي و اجتماعي باز مي دارد و شکاف جنسيتي را در جامعه تعميق مي کند. در واقع، به رسميت شناختن زنان خانهدار به عنوان نيروي موثر اجتماعي، مي تواند ساختارهاي سنتي قدرت در خانواده و جامعه را به چالش بکشد. از اين روي، برخي نهادها ممکن است از اين تغيير واهمه داشته باشند.
ستون هايي که بي صدا فرو مي ريزند
براي بهبود وضعيت زنان خانهدار، مجموعه اي از اقدامات چون: ارزش گذاري رسمي کار خانگي، ايجاد نظام بيمه و بازنشستگي ويژه به خصوص در دوران سالمندي يا پس از طلاق، تغيير نگرش فرهنگي و برجسته سازي نقش آنان در توسعه اجتماعي، افزايش دسترسي به آموزش و مشارکت اجتماعي از طريق مراکز محلي، رسانه ها و فضاي مجازي؛ و حمايت رواني و مشاوره اي با تمرکز بر سلامت روان، عزت نفس و توانمند سازي فردي ضروري است.
سيد حسن موسوي چلک، رييس انجمن مددکاران اجتماعي ايران، در گفتگويي با ايسنا به مناسبت روز جهاني زنان خانهدار در آبان ماه سال جاري، تاکيد کرده که قوانين موجود در کشور بر اساس دريافت دستمزد طراحي شدهاند و زنان خانهدار چون درآمدي ندارند، از بسياري حمايتها محروم هستند. هم چنين در گزارش روزنامه شرق که به تجربه زيسته زنان خانهدار و نبود بيمه و حمايت هاي اجتماعي پرداخته است، آمده: خانهداري تنها شغلي است که هيچ مرخصي، سنوات، عيدي يا تعطيلي ندارد. زنان خانهدار را مي توان مهندسان داخلي و خانگي ناميد.
در نهايت بايد گفت، زنان خانهدار، ستون هاي بي صداي جامعه هستند؛ آنان که بي وقفه مي کوشند تا خانوادهاي سالم، فرزندي تربيت يافته و جامعه اي متعادل شکل گيرد. وقت آن رسيده که نگاهمان را تغيير دهيم، سياست ها را اصلاح کنيم، و با احترام، حمايت و آگاهي، جايگاه واقعي آنان را باز شناسيم. زيرا جامعه اي که زنان خانهدارش را ناديده مي گيرد، در حقيقت ستون هاي خودش را سست کرده است. |