|
|
|
کارآفريني زنانه؛ صداي تازهاي در بازار ايران و جهان |
|
|
|
در حالي که نرخ مشارکت اقتصادي زنان در ايران هنوز کمتر از ?? درصد است، جهان شاهد جهش چشمگير حضور بانوان در عرصه هاي کار آفريني، فناوري و تجارت است چرا که کارآفريني زنان يعني اميد، نوآوري، و آينده اي که متنوع تر، عادلانه تر و انساني تر است. |
|
|
معصومه کوشکستاني- در دهه هاي اخير، زنان در سراسر جهان با عبور از موانع سنتي، به عرصه هاي کارآفريني و مديريت کسب و کار وارد شدهاند. اين حضور نه تنها به ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي کمک کرده، بلکه موجب تغييرات فرهنگي، افزايش اعتماد به نفس زنان و باز تعريف نقش آنان در جامعه شده است. در ايران نيز، با وجود تمامي چالش هاي ساختاري و فرهنگي، زنان با راه اندازي مشاغل خانگي، استارتاپ هاي نوپا و فعاليت در حوزه هاي خدماتي و آموزشي، سهم خود را در اقتصاد ملي افزايش دادهاند.
بر اساس گزارش ديدهبان جهاني کار آفرين، منتشره در مرکز مطالعات و پژوهش هاي اقتصادي حبنا در بهمن ماه سال 1403، نرخ فعاليت استارتاپي زنان در دو دهه اخير افزايش چشمگيري داشته است. در سال ????، از هر ده زن، يک نفر کسب و کاري جديد راهاندازي کرده است. اين رشد در کشورهايي مانند آمريکا، هند، نيجريه و برزيل چشمگيرتر بوده و زنان در حوزه هايي چون فناوري، آموزش، سلامت و صنايع خلاق پيشتاز هستند.
از سوي ديگر، تفاوت هاي ساختاري و فرهنگي ايران و جهان در رشد کسب و کارهاي زنانه نشان مي دهد که در ايران با وجود تحصيلات بالاي زنان، مشارکت اقتصادي آنان بسيار پايين تر از ميانگين جهاني است. چرا که براساس مرکز مطالعات حبنا، نرخ مشارکت اقتصادي زنان در ايران 13.5 درصد است که در جهان اين ميانگين بين 40 تا 60 درصد است. هم چنين نرخ کار آفريني زنان در ايران کمتر از 10 درصد است که در کشوراي توسعه يافته اين نرخ حدود 16 تا 25 درصد عنوان مي شود.
در مقوله کسب و کار؛ در ايران تمرکز زنان بيشتر بر مشاغل خانگي، صنايع دستي، خدمات آموزشي و آرايشي است تا ورود به حوزه هاي فناوري، مالي و صادراتي. ولي در جهان زنان با حضور گسترده در استارتاپ ها، فناوري هاي نو، تجارت الکترونيک، سلامت ديجيتال، و دسترسي به بازارهاي جهاني و سرمايه گذاري هاي بزرگ همواره دست به گريبان و عرض اندام هستند. در واقع زنان ايراني بيشتر در کسب و کارهاي خرد و محلي فعال هستند، در حاليکه زنان در کشورهاي توسعه يافته به حوزههاي نوآورانه و جهاني ورود کردهاند.
از منظر مالي، زنان در ايران با موانع جدي مواجه هستند، در حالي که در بسياري از کشورها حمايت هاي هدفمند براي رشد کسب و کارهاي زنانه وجود دارد. در ايران دسترسي به منابع مالي و حمايتي بانوان با محدوديت در دريافت وام، سرمايهگذاري خطرپذير، حمايت هاي دولتي، و نبود صندوق هاي تخصصي براي زنان کارآفرين سنگي بزرگ محسوب مي شود اما در جهان؛ وجود شتاب دهنده ها، صندوق هاي سرمايه گذاري ويژه زنان، و برنامه هاي دولتي و غيردولتي؛ و حمايت از طريق شبکه هاي بينالمللي زنان کارآفرين، حمايت خود خود را به رخ مي کشند.
هم چني ندر خصوص نگرش فرهنگي و اجتماعي بايد بيان کرد، در ايران وجود تابوهاي فرهنگي درباره نقش زن در اقتصاد، و فشارهاي خانوادگي و اجتماعي براي محدود کردن فعاليت اقتصادي زنان هنوز وجود دارد. اما زنان در جهان با افزايش پذيرش اجتماعي و فرهنگي در اقتصاد، و الگو سازي رسانه اي و آموزشي براي زنان کارآفرين روز به روز بيشتر در حال پيشرفت هستند. به واقع در ايران، زنان هنوز با مقاومت هاي فرهنگي مواجهاند، در حاليکه در بسياري از کشورها، کارآفريني زنانه به عنوان يک ارزش اجتماعي پذيرفته شدهاند.
زنان کارآفرين جهاني نه تنها کسب و کار مي سازند، به عنوان رهبران اجتماعي و فرهنگي شناخته مي شوند. از سوي ديگر، نقش آفريني در سياست گذاري، آموزش و رسانه در ايران با وجود موانع، پتانسيل عظيمي دارد و با اصلاحات قانوني، تغييرات فرهنگي، و حمايت هاي هدفمند، زنان ايراني مي تواند به سطحي برسند که نه تنها در اقتصاد، بلکه در تحول اجتماعي نقش آفريني کنند.
در اين راستا و با توجه به مطالب بيان شده بايد گفت، کارآفريني زنان يکي از الهام بخشترين تحولات اجتماعي و اقتصادي قرن محسوب مي شود. نه فقط به خاطر اين که زنان وارد بازار کار شدهاند، بلکه به اين دليل که شکل موجود را تغيير مي دهند. آن هم زناني که با کمترين منابع، بيشترين ارزش را خلق ميکنند.
چه آن خانمي که در روستا با صنايع دستي برند خود را مي سازد و چه آن مهندسي که استارتاپ فناوري راه انداخته است. امروزه تمامي زنان با حضور، خلاقيت و تاب آوري زنانه دارند مرزهاي پيشرفت و حضور را جابجا مي کنند تا قابليت خاي خود را به منصه ظهور بگذارند. |