|
|
|
مادر؛ نخستین معمار انسان و خط مقدم مقاومت فرهنگی |
|
|
|
مادر، تنها یک نقش خانوادگی نیست؛ او نخستین معمار شخصیت انسان و خط مقدم مقاومت فرهنگی هر جامعه است؛ نقشی که علوم روانشناسی و تربیتی نیز بر تأثیر عمیق آن در شکلگیری امنیت روانی، هویت فردی و سلامت اجتماعی نسلها تأکید دارند و تضعیف آن را یکی از پیچیدهترین ابزارهای جنگ نرم علیه ملتها میدانند. |
|
|
گلستان - امروزه روانشناسی رشد، علوم تربیتی و حتی عصبروانشناسی به این نتیجه رسیدهاند که تجربه کودک با مادر، اولین الگوی او از «دنیا»، «امنیت» و «خود» است.
طبق نظریهی دلبستگی جان بولبی (John Bowlby)، کودکی که مادرش پاسخگو، مهربان و در دسترس باشد، معمولاً دلبستگی ایمن پیدا میکند. دلبستگی ایمن در آینده موجب میشود فرد احساس ارزشمندی کند، روابط سالمتری بسازد، اضطراب کمتر و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد. کودکانی که تحقیر، مقایسه یا طرد نمیشوند، بهطور طبیعی تبدیل به بزرگسالانی با شخصیت سالمتر میشوند. این نشان میدهد که نقش مادر در اولین سالهای زندگی، مستقیماً بر «الگوی روابط آینده» تأثیر میگذارد.
در نوجوانی نیز مادر با همراهی در بحرانهای هویت، برقراری تعادل میان آزادی و مرزبندی، شکلدهی انتخابهای سالم و ایجاد رابطه صمیمانه با فرزند، تضمینکنندهی سلامت روان در بزرگسالی است. حتی در بزرگسالی، وجود مادری آگاه، مهربان و حمایتگر میتواند اضطراب را کاهش و تابآوری را افزایش دهد و نقش مهمی در کیفیت روابط خانوادگی نسل بعدی ایفا کند.
بنابراین نقش مادر زمانمند نیست؛ بلکه «چرخهای» است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
با توجه به آنچه بیان شد، «مادر» تنها یک نقش نیست؛ او معمار اولیهی شخصیت و تعیینکنندهی هویت فرزند است. مادرانی که آگاهانه تربیت میکنند، نهتنها زندگی یک فرد، بلکه کیفیت روانی یک جامعه را تغییر میدهند.
با توجه به نقش والای جامعهساز بودن مادر، طبیعی است که دشمنان یک ملت برای تضعیف جامعه، انگشت اشارهی خود را به سمت مادران بگیرند، تلاش کنند اذهان زنان را از ارزش واقعی خود منحرف کنند و هزینههای گزافی برای تزلزل شخصیت و دور کردن مادر از تعالی خویش صرف نمایند.
از اینرو، تحریف جایگاه مادری و کاستن از اهمیت نقش تربیتی او، یکی از پیچیدهترین ابزارهای جنگ نرم است؛ زیرا هنگامی که مادر، که نخستین مربی انسان و بنیانگذار امنیت عاطفی هر نسل است، از هویت اصیل خود فاصله بگیرد، جامعه بهتدریج پیوند معنوی، اخلاقی و انسجام فکری خود را از دست میدهد. مادری که باید سرچشمهی مهر، کرامت و تربیت باشد، اگر در گرداب الگوهای ساختگی و ارزشهای تحریفشده گرفتار شود، نسل آینده نیز با سردرگمی و گسست هویتی روبهرو خواهد شد.
از همین روست که حفظ جایگاه مادر نه تنها یک ضرورت خانوادگی، بلکه یک وظیفهی فرهنگی و تمدنی است؛ زیرا هر اصلاحی از خانواده آغاز میشود و هر آسیبی از همانجا ریشه میگیرد. امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است ارزش واقعی زن و مادر بازخوانی شود؛ ارزشی که نه به معنای محدود کردن او، بلکه به معنای شناخت ظرفیتهای عظیم، توانمندیهای روحی و رسالت بیبدیل او در ساختن آیندهی یک ملت است. مادری که قدر خود را بداند، جامعهای خواهد ساخت که دشمن از درهمریختن آن عاجز است.
✍زهرا قدیمپور |