|
|
|
ترمیم هیجانی زنان معتاد، از شرم فلجکننده تا مادر امن بودن |
|
|
|
منا محمدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی روان درمانگر هیجان مدار و روانشناس دانشگاه علوم پزشکی تصریح کرد: طبق رویکرد درمانی هیجانمدار، اولین قدم برای زنان درگیر اعتیاد، شناسایی هیجانات پایهای آنها بوده است؛ هیجاناتی مانند ترس، شرم، غم و نیاز به تعلق. آنها ادعا میکنند که اولین گام، جرات روبهرو شدن با احساسات سرکوبشده بوده است؛ احساساتی که سالها با مصرف مواد، بیحس و سرکوب شده بودند. این شفافیت هیجانی، زمینهی اعتمادسازی و برنامهریزی برای بازسازی خانواده را فراهم کرده است.اصلیترین موانع هیجانی، شرم، گناه، ترس از قضاوت و ترس از ناکافی بودن بودهاند. این هیجانات، هیجانات دردناکی هستند؛ در حقیقت، پشت این هیجانات، مسائل عمیقتر و حتی اولیهتری وجود دارد. |
|
|
فارس - منا محمدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی روان درمانگر هیجان مدار و روانشناس دانشگاه علوم پزشکی تصریح کرد: طبق رویکرد درمانی هیجانمدار، اولین قدم برای زنان درگیر اعتیاد، شناسایی هیجانات پایهای آنها بوده است؛ هیجاناتی مانند ترس، شرم، غم و نیاز به تعلق. آنها ادعا میکنند که اولین گام، جرات روبهرو شدن با احساسات سرکوبشده بوده است؛ احساساتی که سالها با مصرف مواد، بیحس و سرکوب شده بودند. این شفافیت هیجانی، زمینهی اعتمادسازی و برنامهریزی برای بازسازی خانواده را فراهم کرده است.اصلیترین موانع هیجانی، شرم، گناه، ترس از قضاوت و ترس از ناکافی بودن بودهاند. این هیجانات، هیجانات دردناکی هستند؛ در حقیقت، پشت این هیجانات، مسائل عمیقتر و حتی اولیهتری وجود دارد.
وی اضافه کرد: این زنان، با کمک درمانگر، به هیجانهای اولیهتر خود از جمله: عشق، ارزشمندی و نیاز به اتصال، دسترسی پیدا کردند و از این طریق، موانع را کاهش دادند. بازگشت اعتماد به فرزندان، با تنظیم هیجانی پایدار مادر رخ داده است؛ یعنی مادران یاد گرفتهاند احساسات شدید خود را مدیریت کنند و به فرزندانشان پیامهای هیجانی باثبات و قابل پیشبینی بدهند، حضور مداوم داشته باشند، بدون واکنشهای دفاعی به فرزند خود گوش دهند و بهصورت صادقانه پشیمانی خود را ابراز کنند. این موارد، از جمله عواملی است که سبب ترمیم روابط آنان با فرزندانشان میشود.
روانشناس بالینی گفت: در دوران کودکی، اگر یک قدم کوچک در راستای ارتباط خوب با فرزندانمان برداریم، چندین برابر آن را در رفتار، عمل و روحیات فرزند خواهیم دید.ممکن است مادرها احساس کنند اگر ما اشتباهی یا خطایی کردیم، قابل جبران و ترمیم نیست؛ اما در دوران کودکی، همه چیز قابل ترمیم است، اگر از جایی مادر تصمیم بگیرد الگوی ارتباطی هیجانی خود را با فرزند ترمیم کند.
محمدی اظهار داشت: روابط از نظر هیجانی، اگر امن باشند، مهمترین نیروی تغییر به شمار میروند. زنانی که همسر یا خانوادهای پذیرا، همدل و درککننده داشتهاند، احتمال پاک ماندنشان بیشتر بوده است.اگر کنترلگری رخ دهد، این مسئله میتواند کاملاً برعکس شود؛ یعنی این خانمها به جای کنترلگری، به در دسترس بودن عاطفی، که عامل کلیدی است نیاز دارند. برنامههای حمایتی فراوانی میتوانند به این گروه کمک کنند، اما برنامههایی که متمرکز بر هیجان هستند مانند: جلساتی که خانمها بتوانند آزادانه ترسها، رنجهای کودکی، احساس ناکافی بودن یا نیاز به دیده شدنشان را بیان کنند، اثر بیشتری دارند.
وی افزود: حمایت گروهی اغلب این پیام را میدهد که «شما تنها نیستید» و این نیاز هیجانی بنیادی، میتواند حمایت مؤثری برای این افراد باشد.ما ابزارهای فراوانی داریم تا خانمها استرس یا هیجاناتشان را مدیریت کنند.
اولین ابزار: تنظیم هیجان از طریق ذهنآگاهی یا آگاهی در زمان حال است؛ یعنی فرد بداند در این لحظه چه کاری انجام میدهد، حواس پنجگانهاش را آگاهانه درگیر کند و به تنظیم هیجان خود کمک کند.
دومین مورد: یافتن احساسات، نامگذاری بر آنها و بیان سالمشان است. به جای سرکوب و درخواست کمک از افراد امن و نزدیک، به جای فرار، بیحسی یا پنهانکاری. با دیدن، به زبان آوردن و گفتن احساسات منفی به دیگران، فرد میتواند درک و حمایت شود و استرس و هیجاناتش را بهبود بخشد.زمانی که فرد بتواند هیجاناتش را نامگذاری کند، نیازش را درخواست کند و مرزهای سالم تعیین کند، تمام آنچه لازم بوده انجام داده و دیگر احساسی برای فرار به مصرف مواد باقی نمیماند.
روانشناس دانشگاه علوم پزشکی یادآور شد: اگر فرد مهارتهای تنظیم هیجانی آموختهشده در جلسات را جایگزین عادتهای قبلی کند؛ شامل خواب منظم، پیادهروی، نوشتن احساسات، شرکت در جلسات گروهی، کاهش ارتباط با محرکهای مصرف (مانند فضاها، موقعیتها یا افراد خاص) و دور کردن شرایط دسترسی آسان به مواد، میتواند تغییرات پایدارتری ایجاد کند.
وی بیان کرد: تجربه مادر بودن پس از ترک، میتواند انگیزهای قوی باشد؛ زیرا زن هیجاناتی مانند عشق، تعلق و امید را تجربه میکند و به جای ترس، از خود و فرزندش مراقبت میکند. اما لازمهی آن، تنظیم هیجانی است؛ چرا که بارداری، زایمان و مادر بودن به تنهایی به دلیل تغییرات هورمونی، کافی نیست و حمایت روانی امن ضروری است. در کنار این حمایت، مادر بودن با احساس تعلق، امید، عشق و نقش مؤثر، میتواند احساس ناکافی بودن، ترسها یا تردیدهای قدیمی را تا حدی مرتفع کند و انگیزه پاک ماندن را افزایش دهد.
روانشناس بالینی گفت: احساس گناه و شرم اجتماعی را میتوان در درمان به حالتی سازنده تبدیل کرد. این زنان یاد میگیرند بین خطا و هویت خود تفاوت قائل شوند؛ یعنی «من میتوانم اشتباه کنم، اما آدم اشتباهی نیستم؛ میتوانم خطا کنم، اما آدم بدی نیستم». این مرزبندی و بیان احساسات در روابط عاطفی، بزرگترین عامل کاهش شرم است.وقتی جامعه فضای بدون قضاوت ایجاد کند، این زنان فرصت مییابند خود و احساساتشان را بیان کنند و در فضای امن، به سوی بازتوانی و ترمیم خود گام بردارند.
محمدی افزود: بسیار اثباتشده است که بازگو کردن تجربههای فردیِ کسانی که اعتیاد را پشت سر گذاشتهاند، به تنظیم هیجان و پیشگیری از مصرف در دیگران کمک میکند. اعتیاد تنها مسئلهای رفتاری نیست؛ بلکه ریشه در هیجانات حلنشده و دلبستگیهای ناامن دارد و بیان همین احساسات، گره اعتیاد را تا حد زیادی باز میکند.
روانشناس علوم پزشکی در پایان گفت: مادر باید به جای دفاع یا سکوت، با همدلی به ترس یا خشم فرزند پاسخ دهد: «ترسیدی؟ مامان میفهمم که ترسیدی. حق داری اینطور حس کنی. مامان اینجاست.» این پاسخدهی، امنترین راه برای ترمیم زخمهای هیجانی کودک است. |