|
|
|
«اقتدار یا دیکتاتوری؟» بررسی سبکهای تربیتی والدین در گفتوگو با کارشناس مشاوره |
|
|
|
در روزگاری که بسیاری از والدین مرز میان «قاطعیت» و «تحکم» را گم کردهاند، گفتوگوی زناننیوز با خانم عجمزاده، کارشناس ارشد مشاوره، خط تمایزی روشن میان اقتدار و دیکتاتوری در تربیت فرزندان ترسیم میکند؛ او تأکید دارد اقتدارِ سالم از جنس احترام، محبت و منطق است و کودکی پرورش میدهد که توانمند، مسئول و آزاداندیش است، اما دیکتاتوری در تربیت، با بذرِ ترس و خاموشی احساسات، نسلی مطیع و آسیبدیده را به بار میآورد. |
|
|
خبرنگار زناننیوز از بختگان فارس در گفتوگویی مفصل با خانم عجمزاده، کارشناس ارشد مشاوره، به بررسی تفاوتهای بنیادی میان اقتدار و دیکتاتوری در تربیت فرزندان پرداخت؛ گفتوگویی که نشان میدهد اقتدار سالم بر پایه احترام، محبت و قوانین منطقی شکل میگیرد، در حالیکه دیکتاتوری با سختگیری، ترس و بیتوجهی به نیازهای عاطفی کودک، پیامدهای منفی روانی و رفتاری در پی دارد.
بخش اول: مفاهیم پایه
سؤال ۱: لطفاً ابتدا برای ما توضیح دهید، منظور از اقتدار در تربیت چیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟
عجمزاده پاسخ داد: اقتدار در تربیت یک سبک تربیتی متعادل است که بین سختگیری و آزادیدهی تعادل برقرار میکند. این روش بر پایه رابطه مبتنی بر احترام متقابل، قوانین شفاف و پاسخگویی به نیازهای عاطفی کودک استوار است.
ویژگیها:
قوانین واضح و منطقی
گفتگو و مشارکت
حمایت عاطفی و گرمی رابطه
پیامدهای متناسب و آموزشی
تشویق، استقلال و مسئولیتپذیری
سؤال ۲: در مقابل دیکتاتوری یا استبداد در تربیت چگونه تعریف میشود و چه نشانههایی دارد؟
کارشناس مشاوره توضیح داد: تربیت مستبدانه سبکی است که در آن اطاعت بیچون و چرا، کنترل شدید و عدم توجه به نیازهای عاطفی کودک اصل اساسی است. در این روش والدین یا مربیان با تحکم و تنبیه رفتار کودک را مدیریت میکنند، بدون آنکه فضایی برای گفتگو یا توضیحی منطقی داشته باشد.
نشانهها:
قوانین سخت
عدم مشارکت کودک
تنبیهمحوری و ترسآفرینی
کمتوجهی به نیازهای عاطفی
حذف خلاقیت و استقلال
سؤال ۳: برخی از والدین فکر میکنند اگر قاطع نباشند، فرزندشان گستاخ میشود. این تصور چطور میتواند به دیکتاتوری منجر شود؟
عجمزاده گفت: این باور معمولاً از ترس از دست دادن کنترل یا عدم آگاهی از روشهای تربیتی مؤثر نشأت میگیرد. والدین ممکن است به این دلایل فکر کنند که سختگیری محض تنها راه جلوگیری از گستاخی است:
تجربیات شخصی: خودشان در کودکی با تربیت مستبدانه بزرگ شدهاند.
فشار اجتماعی: ترس از قضاوت دیگران درباره بچههای بیادب.
کمتحملی به خطاهای کودک: تصور میکنند هر اشتباه کودک نشانه شکست تربیتی است.
بخش دوم: مقایسه اقتدار و دیکتاتوری در عمل
سؤال ۴: تفاوت اصلی اقتدار و دیکتاتوری در رفتارهای روزمره والدین با فرزندشان چیست؟
لطفاً با مثال توضیح دهید.
او در پاسخ گفت: در سبک اقتدار، والدین با حفظ احترام و گفتگو قوانین را اجرا میکنند، در حالی که در سبک دیکتاتوری کنترل از طریق ترس و تحکم یکطرفه اعمال میشود.
مثالها:
هنگام تعیین قانون (مثل ساعت خواب).
وقتی کودک اشتباه میکند (مثل شکستن ظرف).
زمانی که کودک مخالفت میکند (مثل نخوردن شام).
در مواجهه با درخواستهای نامعقول (مثل خرید اسباببازی).
هنگام تعارض بین والدین و کودک (مثل تماشای تلویزیون).
والد مقتدر: «فهمیدم که دوست داری برنامه را ببینی اما فردا مدرسه داری، میتوانیم آخر هفته آن را با هم تماشا کنیم.»
والد مستبد: «همین حالا تلویزیون را خاموش کن! فردا هم مدرسه داری پس چرا بیداری؟»
سؤال ۵: در سبک تربیتی مقتدرانه، چگونه قوانین وضع میشود؟ آیا نظر کودک یا نوجوان هم جایی دارد؟
او توضیح داد: در سبک تربیت مقتدرانه، وضع قوانین یک فرایند مشارکتی، انعطافپذیر و آموزشی است که هم به نیازهای رشدی کودک توجه دارد و هم مرزهای ضروری را مشخص میکند. نظر کودک بسته به سن و موقعیت مورد توجه قرار میگیرد اما در نهایت والدین هدایتگر هستند، نه دیکتاتور. این روش باعث میشود کودک نه تنها قوانین را بپذیرد بلکه درونیسازی ارزشها را نیز یاد بگیرد.
سؤال ۶: در شیوه دیکتاتوریمآبانه معمولاً چه واکنشهایی از سوی کودک یا نوجوان بروز میکند؟
عجمزاده پاسخ داد: در شیوه تربیتی دیکتاتورمآبانه، کودکان و نوجوانان معمولاً واکنشهای منفی متعددی از خود نشان میدهند که ریشه در احساسات سرکوبشده و نیازهای برآوردهنشده آنها دارد. این واکنشها را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
واکنشهای رفتاری آشکار.
واکنش منفعلانه و پنهانکارانه.
واکنشهای هیجانی (ترس، اضطراب، احساس گناه و شرم، کمبود عزت نفس).
واکنشهای روانتنی (مشکلات جسمی و سردرد و ...).
واکنشهای اجتماعی.
واکنشهای شناختی (کمبود خلاقیت).
سؤال ۷: برخی والدین تصور میکنند بچهها باید بدون چونوچرا اطاعت کنند. چه خطری پشت این نگاه وجود دارد؟
او هشدار داد: کودک یاد میگیرد به جای پرسش «چرا؟» و تحلیل منطقی، فقط پذیرش کورکورانه دستورات را تمرین کند. این نگاه پیامدهایی چون ضعف در تصمیمگیری مستقل در بزرگسالی، ترویج اطاعت از ترس، تخریب عزت نفس، نیاز به تأیید دیگران، پرخاشگری پنهان یا آشکار (مثل لجبازی و پنهانکاری)، اختلال در شکلگیری هویت و آسیب در رابطه بلندمدت والد-فرزندی را به دنبال دارد.
تأثیر سبکها بر رشد روانی کودک
سؤال ۸: فرزندانی که در فضای اقتدار منطقی و محترمانه رشد میکنند چه ویژگیهای شخصیتی پیدا میکنند؟
او گفت: فرزندانی که در فضای تربیت مقتدرانه مبتنی بر احترام، گفتگو و قوانین منطقی رشد میکنند، معمولاً ویژگیهای شخصیتی مثبت پایداری پیدا میکنند که پایههای موفقیت و سلامت روان آنها در بزرگسالی را تشکیل میدهد.
ویژگیها:
خودتنظیمی
مسئولیتپذیری
اعتمادبهنفس سالم
تفکر انتقادی و حل مسئله
استقلال همراه با مشاورهپذیری
همدلی و مهارتهای اجتماعی
انعطافپذیری
درونیسازی ارزشهای اخلاقی
سؤال ۹: در مقابل کودکانی که با والدین دیکتاتور زندگی میکنند، در بزرگسالی چه مشکلات روانی یا ارتباطی دارند؟
عجمزاده توضیح داد: کودکانی که با والدین دیکتاتور بزرگ میشوند در بزرگسالی با طیف گستردهای از مشکلات روانی و ارتباطی روبهرو میشوند. این آسیبها ریشه در سرکوب مداوم نیازهای عاطفی، ترس مزمن و فقدان الگوهای ارتباطی سالم دارد.
مشکلات روانی:
اضطراب و افسردگی
عزت نفس آسیبدیده
اختلال شخصیت
اختلال تنظیم هیجان
مشکلات ارتباطی
الگوهای مخرب در روابط صمیمانه
مشکلات والدگری
انزوای اجتماعی
سؤال ۱۰: آیا اقتدار میتواند همراه با محبت باشد؟ چگونه میتوان این تعادل را حفظ کرد؟
او تأکید کرد: بله، اقتدار سالم نه تنها با محبت سازگار است بلکه بدون محبت به استبداد تبدیل میشود. ترکیب این دو اساس تربیت مقتدرانه است.
چهار اصل کلیدی برای حفظ تعادل:
اول رابطه، بعد آموزش.
تفکیک رفتار از هویت.
قاطعیت با لحن محترمانه.
پذیرش هیجانات حتی هنگام «نه» گفتن.
بخش چهارم: اشتباهات رایج و اصلاح سبک تربیتی
سؤال ۱۱: آیا والدین دیکتاتور همیشه متوجه سبک نادرست خود هستند؟ چگونه میتوان آنها را آگاه کرد؟
او گفت: اکثر والدین مستبد به شکل ناخودآگاه این سبک را اعمال میکنند و به پیامدهای منفی آن آگاه نیستند. برای آگاهسازی میتوان از زبان غیرتهدیدکننده، ارائه الگوی جایگزین، فیلم و کتابهای آموزشی، مشاهده خانوادههای مقتدر و بررسی الگوهای کودکی خود والدین استفاده کرد.
سؤال ۱۲: اگر مادری یا پدری متوجه شد تاکنون با سبک دیکتاتوری فرزند خود را تربیت کرده، چطور میتواند این روند را اصلاح کند؟
پیشنهادهای او:
پذیرش مسئولیتپذیری بدون سرزنش.
عذرخواهی صادقانه از فرزند.
شروع تغییرهای کوچک و ملموس.
ایجاد فضای امن برای گفتگو.
جایگزینی تنبیه با پیامدهای طبیعی.
استفاده از کتابهای کاربردی (مانند «تربیت بدون فریاد»).
بهرهگیری از اپلیکیشنهای تربیتی و مشاورههای تخصصی.
سؤال ۱۳: برخی والدین نگرانند که اگر از حالت دستوری فاصله بگیرند، کنترل اوضاع را از دست بدهند. این نگرانی چقدر واقعیت دارد؟
او توضیح داد: این نگرانی در بین والدین بسیار رایج است، اما پژوهشهای روانشناسی تربیتی نشان میدهد که کنار گذاشتن روشهای دستوری مستبدانه نه تنها باعث از دست دادن کنترل نمیشود، بلکه کنترل پایدارتر و کیفیتری ایجاد میکند.
سؤال ۱۴: اقتدار سالم چگونه با مرزگذاری هوشمندانه اجرا میشود؟
عجمزاده گفت: اقتدار سالم با مرزگذاری هوشمندانه نه آزادی مطلق میدهد و نه محدودیت کورکورانه. این مرزها مانند داربستهای ساختمان هستند؛ ساختاری ایجاد میکنند اما فضای رشد را میپذیرند.
مثالها:
خواب: ساختار منعطف.
غذا: تعادل بین سلامت و انتخاب.
بازی و تفریح: مسئولیت در کنار لذت.
درس و تحصیل: تمرکز بر فرایند نه نتیجه.
بخش پنجم: الگوها، تمرینها و راهکارها
سؤال ۱۵: چه تمرینهایی برای والدین پیشنهاد میکنید تا از سبک دستوری فاصله بگیرند و به اقتدار همراه با احترام نزدیک شوند؟
او توصیه کرد:
پیش از حد دستور، «چرای» آن را بگویید.
در دستورات غیرقابل مذاکره دو گزینه قابلقبول پیشنهاد دهید.
هر هفته ۳۰ دقیقه جلسه خانوادگی برگزار کنید.
هنگام مخالفت فرزند، ۱۰ ثانیه سکوت کنید.
تمرین پیامدهای طبیعی به جای تنبیه.
سؤال ۱۶: نقش گفتگو، گوش دادن فعال و مشارکت دادن فرزند در تصمیمگیریها در سبک مقتدرانه چیست؟
عجمزاده توضیح داد: در سبک مقتدرانه، گوش دادن فعال، گفتگو و مشارکت دادن فرزند سه ستون اصلی هستند که اقتدار سالم را از دیکتاتوری متمایز میکند.
گفتگو: آموزش حل تعارض با کلمات، نه با زور.
گوش دادن فعال: اعتبار بخشیدن به احساسات کودک.
مشارکت: تبدیل کودک از اجراکننده به شریک برنامهریزی.
سؤال ۱۷: آیا سبک اقتدار مثبت در تربیت دینی نیز جایگاهی دارد؟ اگر بله، چه توصیههایی از آموزههای دینی در این زمینه دارید؟
او گفت: بله، سبک اقتدار مثبت نه تنها با تربیت دینی سازگار است بلکه در منابع اسلامی بر پایههای آن (احترام، گفتگو، تعقلگرایی) تأکید شده است. این سبک، ترس از خدا را با محبت به خدا ترکیب میکند و از تحمیل گرایش دینی اجتناب مینماید.
قوانین شفاف با توضیح حکمتها.
مشارکت در برنامهریزی عقلانی.
پذیرش تدریجی تکالیف دینی.
سؤال پایانی : اگر بخواهید با یک جمله تفاوت اقتدار و دیکتاتوری را برای والدین روشن کنید، آن جمله چیست؟
عجمزاده پاسخ داد: «اقتدار مرزهایی میگذارد که کودک پشت سرش رشد میکند. دیکتاتور دیوارهایی میسازد که کودک پشت سرش زندانی میشود.» |