|
|
|
فراتر از اسطوره؛ سردار سليماني و الگوي تربيت نسل آگاه |
|
|
|
سردار سليماني با زندگي خود نشان داد که ميتوان هم اهل عبادت بود و هم اهل اقدام؛ هم فروتن بود و هم قاطع؛ هم اهل دعا بود و هم اهل مبارزه. سبک زندگي او، ترکيبي از ايمان، شجاعت، بصيرت و مسئوليت است؛ ترکيبي که امروز بيش از هر زمان براي جامعه ما ضروري است. |
|
|
از اصفهان مليحه سادات ضيايي در يادداشتي به مناسبت سالروز شهادت حاج قاسم سليماني نوشت :
سردار حاج قاسم سليماني، محصول مکتب اسلام، انقلاب و دفاع مقدس است؛ انساني که نامش با آگاهي، شجاعت و مسئوليت گره خورده است. او نه يک چهره مقطعي بود و نه قهرماني ساختهشده براي رسانهها. او حاصل مسير طولاني تربيت و مجاهدت بود؛ مسيري که ايمان، عمل و ايثار را با هم آميخته و زندگي او را به الگويي زنده براي نسل جوان تبديل کرده است.
نسل امروز با اطلاعات بيشمار، روايتهاي درهم و الگوهاي ناکارآمد روبهروست. اما سردار سليماني نشان داد که راه درست را شناختن، يعني شناخت خود، زمان و ميدان مبارزه. او تنها يک فرمانده نظامي نبود؛ او انساني بود که زندگياش درس بصيرت و مسئوليت را به ما ميآموخت. او يادمان ميدهد که آگاهي واقعي، فقط دانستن نيست، بلکه انتخاب درست و ايستادن در لحظههاي سخت است.
رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي، با نگاهي عميق و راهبردي، جايگاه حقيقي شهيد سليماني را چنين تبيين ميکنند: «حاج قاسم سليماني نمادِ تفکر و جرياني است که توانست در مقابل طرحِ بيثباتسازي منطقه و عملکرد فاجعهبار گروههاي تکفيري تروريست، از جمله داعش، ايستادگي کند.» اين سخن، سردار را به نماد يک جريان آگاه و تمدنساز تبديل ميکند؛ جرياني که با ايمان، عقلانيت و شجاعت، در برابر پروژههاي پيچيده استکبار ايستاد.
اين همان نقطهاي است که مفهوم «مسئوليت آگاهانه» معنا مييابد؛ جايي که يک انسانِ تربيتيافته، با تشخيص درست ميدان، امنيت ملتها را به بهاي جان خويش پاس ميدارد.
اما اوج اين جريان، در شهادت حاج قاسم سليماني متجلي شد. آنگونه که حضرت آقا فرمودند، شهادت او موجب يک «بيداري و بصيرت عمومي و فراگير» شد و شبهات و توطئهگريهاي دشمن را نابود کرد؛ بهگونهاي که «شهيد سليماني چشمهاي غبارگرفته را با اين شهادت باز کرد.» اين تعبير، نشان ميدهد که خون او نه پايان راه، بلکه آغاز مرحلهاي تازه از آگاهي جمعي بود؛ آگاهياي که مرزهاي جغرافيا را درنورديد و وجدانهاي خفته را بيدار ساخت.
قرآن کريم، تاريخ را با «افراد معمولي» روايت نميکند، بلکه با رجال؛ مرداني که در لحظههاي حساس تاريخ، بار امانت الهي را بر دوش کشيدند. مرداني که نه با ادعا، بلکه با ايمان، بصيرت و ايستادگي شناخته ميشوند. در توصيف چنين انسانهايي، قرآن ميفرمايد: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَي نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» (احزاب، ??) و از مرداني مي گويد که بر عهدي که با خدا بستند صادقانه ايستادند؛ و هرگز راه خود را تغيير ندادند. اين آيه، تصويري روشن از شخصيت شهيد سليماني است؛ مردي که عهد خود با خدا، ولايت و مردم را تا آخرين نفس حفظ کرد و نه در ميدان خطر و نه در لحظه شهادت، مسير خود را عوض نکرد.
سردار سليماني، شبيه حضرت زينب سلاماللهعليها، نشان داد که ايستادن پاي حقيقت، حتي در سختترين شرايط، وظيفه هر انسان آگاه است.
ولايتمداري و مسئوليتپذيري او، نه هيجاني و نه سطحي بود. او با ايمان و فهم عميق، قدم به ميدان گذاشت و جان خود را در راه دفاع از مردم، ايمان و عدالت گذاشت؛ همان که او را مدافع حرم کرد؛ مدافعي که از خاک و مرز فراتر رفت و از هويت، امنيت و ايمان مردم دفاع کرد. او ثابت کرد که ايستادگي مسئولانه و عمل صادقانه، قدرتمندتر از هر شعار است.
يکي از مهمترين درسهاي تربيتي او، نحوه پرورش آگاهانه خويش بود. سردار سليماني زندگي خود را با نظم، مطالعه، خودسازي و مراقبت معنوي ساخت. او پيش از ورود به هر ميدان، ابتدا با خود مواجه ميشد؛ ضعفها و انگيزههايش را ميشناخت و خود را براي مسئوليتهاي بزرگ آماده ميکرد. نماز، دعا، انس با قرآن و تهذيب نفس، ستونهاي تربيت او بودند و به او امکان ميداد در سختترين شرايط، تصميمهاي درست و منطقي بگيرد. اين سبک تربيتي نشان ميدهد که تربيت آگاهانه، ترکيبي از خودسازي، معرفت و عمل مستمر است؛ نه فقط آموزش نظري و شعار.
او از خود غافل نبود. پاکسازي درون و تهذيب نفس، ستونهاي زندگي او بود. او پيش از فرماندهي ميدانها، فرمانده نفس خود بود. اين همان پيامي است که ايام اعتکاف و سالروز شهادت حضرت زينب(س) به ما ميدهد: اگر درون را پاک نکنيم، هيچ اصلاح بيروني پايدار نميماند. تربيت نسل آگاه، از همين نقطه آغاز ميشود؛ از مراقبت و پاکسازي روح، تا عمل در جامعه.
سردار سليماني با زندگي خود نشان داد که ميتوان هم اهل عبادت بود و هم اهل اقدام؛ هم فروتن بود و هم قاطع؛ هم اهل دعا بود و هم اهل مبارزه. سبک زندگي او، ترکيبي از ايمان، شجاعت، بصيرت و مسئوليت است؛ ترکيبي که امروز بيش از هر زمان براي جامعه ما ضروري است.
جامعه امروز، بهويژه دانشگاهها، به نسلي نياز دارند که با الهام از مسير زينبي و سليماني، هم خود را بسازند و هم جامعه را؛ نسلي که بداند راه اصلاح دنيا، از اصلاح درون آغاز ميشود و به مسئوليت و عمل در جامعه ختم ميشود. |