کد خبر: 151590                      تاريخ انتشار: 1404/10/12 - 16:35
امام علي)ع)؛ الگويي جهاني براي عدالت و اخلاق قدرت
 
بازخواني شخصيت اميرالمومنين عليه‌السلام از نگاه غيرمسلمانان نشان مي‌دهد که عدالت، شجاعت و اخلاق قدرت او فراتر از مرزهاي ديني و فرهنگي قابل فهم و الهام‌بخش است. اين ديدگاه‌ها، از جرجي جرداق تا جبران خليل جبران، امام علي(ع) را به الگويي انساني و چندبعدي تبديل کرده‌اند که رهبري اخلاقي را در بستر واقعيات تاريخي تجربه کرده است.
 
قم -نجمه صالحي-پژوهشگر و دانشجوي دکتري تاريخ اسلام ، مدرس حوزه و دانشگاه به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) نوشت: در تاريخ انديشه سياسي و مذهبي، همواره اين پرسش مطرح بوده است که آيا مي‌توان از دل سنت‌هاي ديني، الگويي استخراج کرد که فراتر از مرزهاي اعتقادي، واجد اعتبار و الهام‌بخشي جهاني باشد يا نه. تجربه تاريخي نشان مي‌دهد بسياري از چهره‌هاي ديني، بيرون از سنت اعتقادي خود يا به‌درستي فهم نشده‌اند يا در قالب اسطوره‌هاي مذهبي بازتوليد شده‌اند، امري که امکان گفت‌وگوي بين‌فرهنگي درباره آنان را محدود کرده است. از اين منظر، بررسي شخصيت‌هايي که توانسته‌اند در نگاه ناظران غيرهم‌کيش نيز معنا، اعتبار اخلاقي و الهام انساني داشته باشند، اهميتي دوچندان مي‌يابد.
در اين چارچوب، اميرالمومنين عليه‌السلام از معدود شخصيت‌هايي است که در متون غير اسلامي، نه صرفاً به‌عنوان يک رهبر ديني مسلمان، بلکه به‌مثابه الگويي انساني مورد توجه قرار گرفته است. اهميت اين بازنمايي‌ها در آن است که تصوير امام علي(ع) را از انحصار خوانش‌هاي درون‌مذهبي خارج کرده و امکان فهمي بين‌فرهنگي از مفاهيمي چون عدالت، شجاعت، زهد و اخلاق قدرت را فراهم مي‌آورد، مفاهيمي که در تجربه تاريخي بشر همواره محل مناقشه بوده‌اند.
در ميان انديشمندان غيرمسلمان، جرجي جرداق جايگاه ويژه‌تري دارد. اين نويسنده و متفکر مسيحي لبناني در اثر مشهور خود، الإمام علي، صوت العدالة الانسانية، امام علي(ع) را تجسم «عدالت انساني» مي‌داند، عدالتي که نه محصول يک شريعت خاص، بلکه برآمده از فطرت انساني است. از نگاه جرداق، اميرالمومنين عليه السلام، شخصيتي است که ميان قدرت سياسي و اخلاق تعارضي قائل نيست و حتي در شرايطي که منطق سياست اقتضاي مصلحت‌انديشي دارد، از معيارهاي اخلاقي عدول نمي‌کند. نکته مهم در تحليل او آن است که امام نه قهرماني اسطوره‌اي و نه قديسي دست‌نيافتني، بلکه انساني است که عدالت را در متن واقعيت‌هاي سخت اجتماعي و سياسي زيسته است.
اين تصوير محدود از امير المومنين عليه السلام تنها در آثار جرداق ترسيم نشده است. در نوشته‌هاي ديگر نويسندگان غيرمسلمان نيز، با زبان‌ها و چارچوب‌هاي فکري متفاوت، وجوهي مشترک از امير المومنين عليه السلام برجسته مي‌شود. مادام ديالافوا، سياح فرانسوي، در توصيف احترام شيعيان به امام علي عليه‌السلام، بر پيوند دانش، فداکاري و فضيلت اخلاقي او تأکيد مي‌کند. سرپرسي سايکس، ژنرال و خاورشناس انگليسي، بزرگواري نفس، خويشتن‌داري اخلاقي و بي‌اعتنايي امام عليه‌السلام به تطميع و هدايا را از شاخص‌ترين ويژگي‌هاي او مي‌داند، امري که نشان‌دهنده نوع خاصي از اخلاق قدرت در سلوک علوي است. جبران خليل جبران و ميخائيل نعيمه نيز شجاعت اميرالمومنين عليه‌السلام را نه صرفاً به‌مثابه صفتي رزمي، بلکه امري اخلاقي و برخاسته از عمق وجدان انساني تفسير کرده‌اند.
وجه مشترک اين خوانش‌ها آن است که امام علي عليه‌السلام به‌عنوان شخصيتي چندبعدي فهم مي‌شود؛ انساني که عدالت، عقلانيت، شجاعت، شفقت و زهد را هم‌زمان در خود جمع کرده و از همين رو، توانسته است بر دل‌ها اثر بگذارد بي‌آنکه به ابزارهاي تحميلي قدرت متوسل شود. چنين تصويري، اميرالمومنين عليه السلام را از چارچوب يک رهبر صرفاً اسلامي فراتر مي‌برد و او را در زمره الگوهاي جهاني رهبري اخلاقي قرار مي‌دهد؛ الگويي که حتي بيرون از منظومه اعتقادي اسلام نيز قابل فهم و تأمل است.
با اين حال، هنگامي که بحث به مسئله رهبري و ولايت مي‌رسد، يکي از نقاط کانوني اختلاف در مطالعات اسلام‌شناسي غربي، واقعه غدير خم است. بسياري از مستشرقان تا پيش از قرن بيستم توجه چنداني به اين واقعه نداشته‌اند. بر همين اساس، رويکردهاي اوليه اغلب يا اصل واقعه را کم‌اهميت تلقي کرده‌اند يا در تفسير واژه «مولي» به قرائتي نزديک به ديدگاه اهل سنت گرايش داشته‌اند؛ چنان‌که در آثار افرادي چون ايگناس گلدزيهر، ديويد مارگليوث، توماس آرنولد و کارل بروکلمان ديده مي‌شود.
در مقابل، در ميان مستشرقان متأخر، رويکردهاي متنوع‌تري پديد آمده است. ويلفرد مادلونگ معناي «مولي» را به مفهوم «ولي‌نعمت» يا حامي نزديک مي‌داند و آن را در چارچوب مسئله جانشيني پيامبر تحليل مي‌کند. پژوهشگراني مانند ماريا داکاکه، قرائت شيعي از غدير را پذيرفته و آن را با مفهوم رهبري کاريزماتيک توضيح داده‌اند.
در جهاني که با بحران اخلاق در رهبري، فرسايش اعتماد به قدرت و تعارض‌هاي هويتي مواجه است، بازخواني شخصيت امام علي عليه‌السلام، حتي در آيينه نگاه غيرمسلمانان، نشان مي‌دهد که عدالت، کرامت انساني و شجاعت اخلاقي مي‌توانند به زباني مشترک فراتر از دين و فرهنگ تبديل شوند. از اين رو، مطالعه زندگاني امير المومنين عليه السلام نه صرفاً يک بحث هويتي يا مذهبي، بلکه مسئله‌اي زنده در انديشه سياسي و اخلاقي معاصر است که بايسته است انديشمندان به آن توجه کنند.