کد خبر: 151604                      تاريخ انتشار: 1404/10/12 - 19:00
مولود کعبه؛ خانه‌اي که انسان و قدسيت را در خود متولد کرد
 
در سکوت سنگ‌هاي مکه و ميان ديوارهاي کعبه، رخدادي آرام اما تعيين‌کننده رقم خورد که رابطه خانه، انسان و قدسيت را در تاريخ ديني بازتعريف کرد. اين لحظه، بي‌هياهو و بدون اعلام، جهاني تازه از عدالت، شجاعت و توحيد را آغاز نمود.
 
نجمه صالحي، مدرس حوزه و دانشگاه نوشت: مکه حال‌وهواي ديگري دارد. نه از آن جهت که شهر مي‌داند چه در راه است، بلکه چون «خانه» بي‌قرار مي‌شود.
در منابع تاريخي، همه‌ي رخدادها با يک وزن ثبت و ضبط نشده‌اند. بعضي وقايع فقط «گزارش» و بعضي ديگر هرچند کوتاه و کم‌سروصدا ثبت شده‌اند اما بعدها معلوم مي‌شود که نسبت مفاهيم را در تاريخ ديني تغيير داده‌اند.
مورخان معمولاً به جنگ‌ها، بيعت‌ها و اعلان‌ها حساس‌ترند تا به لحظه‌هايي که در سکوت رخ مي‌دهند؛ اما تاريخ، بارها نشان داده است که گاهي يک واقعه‌ي بي‌اعلام، از ده‌ها خطبه و حادثه، اثرگذارتر است.
قرن‌ها پيش، رخدادي در زمان و مکان، رقم خورد که تعيين‌کننده بود در بازتعريف نسبت «خانه»، «انسان» و «قداست» در حافظه‌ي تاريخي اسلام.

مکه، سنگ‌هايي داشت که آفتاب را پس مي‌زدند و شب‌ها سرماي تاريخ را در خود نگه مي‌داشتند. در بين همين سنگ‌ها اتفاقي افتاد که وزن و صداي جهان را عوض کرد، نه با شيپور، نه با اعلام، نه با معجزه‌اي پر سر و صدا، فقط با شکافي آرام، آن‌قدر آرام که اگر هوشياري نباشد گمان مي‌رود که هميشه آن‌جا بوده است.
ماه رجب که مي‌رسد، مکه حال‌وهواي ديگري دارد. نه از آن جهت که شهر مي‌داند چه در راه است، بلکه چون «خانه» بي‌قرار مي‌شود. کعبه ايستاده، اما ايستادنش شبيه انتظار است. ديوارها ساکت‌ هستند، اما اين سکوت، سکوتِ پيش از گفتنِ يک راز بزرگ است.
فاطمه بنت اسد زني است از همين شهر؛ نه پيامبر است، نه حاکم و نه صاحب ادعا. فقط مادري است که سنگيني امانتي ناشناخته را در وجودش حس مي‌کند. نه درد او را مي‌کِشد، نه فرياد. انگار چيزي درونش مي‌گويد: «راه از اين‌جا نمي‌گذرد… بايد گشوده شود.»

و ناگهان، ديوار، ديوار نمي‌ماند. نه دري بوده، نه قفلي، نه آييني براي ورود. خانه، خودش راه مي‌دهد. خانه‌اي که هميشه محل ورود انسان‌ها بوده، اين‌بار انسان را در خود مي‌پذيرد تا انساني ديگر از دلش بيرون بيايد.
در آن لحظه، کعبه گهواره‌ي حقيقت است و جهان نمي‌فهمد که از اين پس، عدالت، شجاعت و توحيد، نسبي تازه پيدا کرده‌اند: نسبي که از دل سنگ آغاز شده است.
شايد هنوز هم هر وقت حقيقت جايي متولد مي‌شود، اول ديوارهاي عادت‌اند که بايد ترک بردارند.