|
|
|
روایتی از اشتغالزایی، کارآفرینی و سرمایهگذاری زنان در سایه اراده، عشق و انسانیت |
|
|
|
سه زن در مریوان با الهام از خلاقیت، همبستگی خانوادگی و ریشههای فرهنگی، مسیر توانمندسازی زنان و احیای هنرهای سنتی را پیش گرفتهاند و نشان میدهند که سرمایهگذاری در زنان، سرمایهگذاری در اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. |
|
|
در قلب کوهستانهای سربهفلککشیده مریوان، جایی میان مه، دریاچه زریبار و خیابانهایی که روزی روایتگر رنج و فقر بودند، زنانی زندگی میکنند که با دستان خسته اما دلهایی بزرگ، راهی تازه در مسیر توسعه و تولید گشودهاند. این گزارش، روایت سه زن است؛ زنانی که هر یک در جبههای متفاوت از زندگی ایستادهاند و با تلاشهای عاشقانه خود، هم چهره شهر را دگرگون کردهاند و هم درهای اشتغال را به روی زنان دیگر گشودهاند.
مریوان امروز، مدیون همین زنان است؛ زنانی که نهتنها کارآفرین، بلکه امیدآفریناند.
عالیه حسنزاده؛ زنی که زندگی را به خیابانهای مریوان بازگرداند
در میان روایتهای تاثیرگذار شهر، داستان عالیه حسنزاده شکوه دیگری دارد؛ زنی که ۳۰ سال از عمر خود را به بهزیستی و واکاوی دردهای پنهان جامعه سپرده است. او نه کارمند ساده، بلکه ناجی متکدیان خیابانی مریوان است؛ فرشتهای که از سال ۱۳۹۴ با عزم و ارادهای کمنظیر، سایه تکدیگری را از چهره شهر زدود.
وقتی خیابانهای مریوان پر از زنان و مردانی بود که به دلیل فقر و آسیبهای اجتماعی به تکدیگری روی آورده بودند، عالیه با دلی پر از دلسوزی وارد میدان شد. او شبهایی را روایت میکند که ساعت سه بامداد به دنبال خبر یک متکدی جدید، بیدرنگ به آن نقطه میرفت. او توجه داشت که پشت هر دست درازشده، داستانی هست؛ پشت هر نگاه درمانده، زندگیای از ریخت افتاده بود.
عالیه و تیم کوچک اما پرتلاشش، در ۸ سال ۸۰۰ متکدی را شناسایی، ثبت، ساماندهی و برای بازگشت به زندگی آماده کردند.
این کار فقط یک اقدام اجتماعی نبود؛ یک سرمایهگذاری انسانی بود که نتیجهاش بازگشت امنیت، زیبایی و کرامت به شهر بود.
او روایت میکند:«مریوان شهر گردشگریست. نمیتوانستم بیتفاوت باشم. اگر میخواستم شهرم زیبا باشد، باید دردی از دل مردمش دوا میشد.»
در کار او، انسانیت مهمترین سرمایه است؛ سرمایهای بیقیمت که نه در کارخانه تولید میشود و نه در بازاری خریداری. عالیه با گوش دادن به رنج مردم، با گرفتن تعهد کتبی، کمکهای آموزشی و مشاورهای، و حتی معرفی افراد به فرصتهای شغلی، مسیر را برای رهایی آنان از چرخه فقر هموار ساخت.
امروز مریوان شهر بدون متکدی شناخته میشود و این مهم، تنها با تلاش یک زن ممکن شد؛ زنی که ثابت کرد کارآفرینی فقط در کارخانهها و واحدهای تولیدی نیست؛ کارآفرینی یعنی ایجاد فرصت دوباره برای زیستن.
مریم بافکار؛ بانویی که چرخهای صنعت پوشاک را در مریوان به حرکت درآورد اگر عالیه حسنزاده ناجی روحهای خسته بود، مریم بافکار بنیانگذار امیدی نو در حوزه تولید پوشاک است.
مریم، مدیرعامل شرکت تعاونی بانوان روژدا زریبار، زنی است که با جسارت و خلاقیت، صنعت پوشاک در مریوان را متحول کرد.
او با تکیه بر تخصص مدیریت بازرگانی و همکاری همسر و دوستان متخصص خود، وارد حوزه تولید پوشاک شد؛ نه بهعنوان یک تجارت صرف، بلکه بهعنوان یک پروژه توانمندسازی زنان. امروز نتیجه این تلاشها، ایجاد اشتغال برای ۳۵ بانوی مریوانی است؛ زنانی که هر کدام با پشت سر گذاشتن موانع شخصی و اجتماعی، اکنون در مسیر استقلال اقتصادی گام برمیدارند.
مریم معتقد است: ۹۰ درصد موفقیت یک مدیر به کارکنان او بستگی دارد.»
این جمله نه یک شعار که رویکردی واقعی در شرکت اوست؛ جایی که کار تیمی، آموزش و مهارتمحوری اساس پیشرفت است.
چالشهای او کم نبود؛ از تأمین مواد اولیه مرغوب تا تهیه تجهیزات بهروز، ایجاد شبکه توزیع و رقابت با برندهای بزرگ. اما مریم از دل همین دشواریها فرصتی ساخت:
فرصتی برای تولید پوشاک استاندارد، ایجاد بازار فروش در شهرهای بزرگتر، و حتی توسعه فروش در فضای مجازی.
او میگوید: در سالهای اول شکست خوردیم، اما کنار نکشیدیم. عاشق کارمان بودیم و عشق ما را زنده نگه داشت.
مریم نهتنها تولیدکننده است، بلکه الهامبخش نسل جدید زنان کارآفرین است؛ زنانی که توانایی و خلاقیت را سرمایه اصلی خود میدانند.
بهار سعیدپور؛ احیاگر هنرهای سنتی و بانویی که فرهنگ را به تولید تبدیل کرد
در گوشه دیگری از شهر، زنی توانمند و مؤثر، میراث فرهنگی کردستان را به کالایی ارزشمند تبدیل کرده است.
بهار سعیدپور، هنرمند ۳۹ ساله و کارآفرین صنایع دستی، با ساخت گردنبندها، سخمهها، میخکها، کمربندها، صندوقچهها و آینههای سنتی، روح هنر اصیل کردی را زنده نگه داشته است.
هفت سال پیش، او تنها با ساخت چند کلاه سنتی آغاز کرد؛ اما امروز بهار نهتنها یک هنرمند شناختهشده است، بلکه توانسته برای هفت نفر از زنان و دختران مریوانی اشتغال ایجاد کند.
پشت هر اثر او قصهای نهفته است؛ قصه پارچههایی که سالها در صندوقچه مادربزرگهای کرد پنهان مانده بودند و اکنون در دستان بهار، تبدیل به آثاری ارزشمند و ماندگار میشوند.
بهار میگوید:«هرقطعهای که میسازم، داستانی دارد؛ داستان عشق مادرم، خلاقیت خواهرم و ریشههای فرهنگیمان.»
او در کنار تمام اینها، مادر است؛ مادری که در اوایل مسیر، مسئولیتهای خانه و کودک کوچک، او را بارها از ادامه راه بازداشت. اما حمایت خواهرش، تکیهگاه او شد.
این نمونهای از سرمایه اجتماعی زنان است؛ سرمایهای که گاهی از سرمایه مالی بسیار مهمتر است.
بهار امروز یکی از احیاگران مهم هنرهای سنتی کردستان است و درخواستش از مسئولین این است که حمایت بیشتری از او و زنان همکارش شود تا بتوانند دایره اشتغال را گستردهتر کنند.
سه زن؛ یک هدف مشترک: ساختن آیندهای روشنتر برای زنان مریوان
هر سه زن، با مسیرهای متفاوت، به یک نقطه مشترک رسیدهاند:
توانمندسازی زنان از طریق اشتغال و تولید.
این سه زن، نماینده هزاران زن ایرانیاند که اگر دیده شوند، اگر حمایت شوند، اگر فرصت بیابند، میتوانند موتور محرکه اقتصاد، فرهنگ و اجتماع باشند.
زنان؛ ستونهای نامرئی توسعه
تجربه این سه زن نشان میدهد که سرمایهگذاری در زنان، سرمایهگذاری در توسعه است.
وقتی زنی کارآفرین میشود:
یک خانواده از چرخه فقر خارج میشود
چندین زن دیگر شغل مییابند
اقتصاد محلی رونق میگیرد
فرهنگ و هنر زنده میماند
جامعه به آرامش و زیبایی نزدیک میشود
زنان مریوان امروز ثابت کردهاند که تولید فقط کارخانه و دستگاه نیست؛
تولید یعنی خلق ارزش، امید و کرامت.
زنی که چراغ میافروزد، خاموشی را شکست میدهد
در جهانی که هر روز چالشهای تازهای پیش روی جامعه قرار میگیرد، این زناناند که با نوری کوچک، اما پایدار، مسیر را روشن میکنند.
مریوانِ امروز، با خیابانهای بدون متکدی، کارگاههای فعال پوشاک و دستان هنرمند زنان صنعتگرش، نمادی است از شهری که زنانش دست در دست هم دادهاند تا آینده را بسازند.
این گزارش، ادای دینی است به زنانی که بیصدا اما عمیق، تمدن میسازند؛
زنانی که اگرچه نامشان گاه در رسانهها کمتر شنیده میشود، اما اثرشان در زندگی هزاران نفر جاری است.
و تقدیم به تمام زنانی که باور دارند:
«اگر زنی بخواهد، شهر از نو ساخته میشود.»
انتهای پیام/* |