|
|
|
تربيت انسانِ حقمدار در مکتب علوي؛ از نهجالبلاغه تا قيام حسيني |
|
|
|
نگاهي به سيره امام علي(ع) در نهجالبلاغه نشان ميدهد که تربيت در مکتب علوي، فرايندي عميق، تدريجي و انسانساز است؛ تربيتي که ثمره آن در قامت فرزنداني چون حسن، حسين، زينب و عباس(ع) تجلي يافته و قرنهاست انديشه بشر را به تأمل واداشته است. |
|
|
ازآذربايجان شرقي،مينا رضوي در طي يادداشتي نوشت:نگاهي به تاريخ کافي است تا حسين(ع) را در ميداني ببينيم که جز حق نميگويد و جز در مسير حق گام برنميدارد.
راه و مرام علي(ع) در قامت حسن،حسين، زينب و عباس،هويداست ؛تربيتي که ثمرهاش انسانهايي استوار، آگاه و آزاد است.
آثار اين تربيت چنان ژرف و ماندگار است
که قرنهاست انديشه بشر را به تأمل واداشته و کلاه از سر کودکِ عقل انداخته و او را به تعظيم درآورده است.اين تربيت و خودسازي را ميتوان در لابهلاي نهجالبلاغه بهروشني مشاهده کرد؛آنجا که حضرت علي(ع) در نامههاي تربيتي خود، بهويژه در نامه خطاب به فرزندش امام حسن(ع)،الگوي جامعي از پرورش انسان ارائه ميدهد.
در اين نامه، امام نه تنها به «چه بايد کرد» ميپردازد،بلکه به «چگونه انسان ساختن» توجه دارد.حضرت علي(ع) در توصيهاي بنيادين، نخست پيوند فرزند با خداوند را محور تربيت قرار ميدهد و ميفرمايد:
«پسرم، تو را به ترس از خدا سفارش ميکنم که پيوسته در فرمان او باشي، دلت را با ياد خدا زنده کني و به ريسمان او چنگ زني؛ چرا که چه وسيلهاي استوارتر از پيوند تو با خداست، اگر رشته آن را به دست گيري.»
در ادامه، آن حضرت تربيت را فرايندي دروني و تدريجي ميداند؛فرايندي که از دل آغاز ميشود و به رفتار ميانجامد.
از زنده نگاه داشتن دل با اندرز نيکو سخن ميگويد،از مهار نفس با پرهيز از حرام،
از تقويت جان با يقين و از روشن ساختن عقل با نور حکمت.
حتي ياد مرگ و ناپايداري دنيا را نه براي ايجاد هراس،بلکه براي بيداري عقل و آرامش جان توصيه ميکند.
تأکيد امام بر شناخت تاريخ گذشتگان و تأمل در فراز و فرود روزگار نيز، نشاندهنده نگاه تربيتي ژرف اوست؛
نگاهي که انسان را از غفلت ميرهاند و فرزند را به انديشيدن، عبرت گرفتن و انتخاب آگاهانه فراميخواند.
آنچه از اين سيره عملي علي (ع) در تربيت فرزند برميآيد،نگاهي عالي و انسان ساز است که از هر بُعد در تعالي و رشد آدمي کارساز است.
انتهاي پيام /* |