کد خبر: 151653                      تاريخ انتشار: 1404/10/14 - 12:01
شهيد سليماني؛ الگوي تمام‌عيار براي «رسانه ملي» ايرانيان و «رسانه مستقل» جهان
 
شهيد قاسم سليماني نه تنها يک فرمانده، بلکه يک الگوي کامل براي کارکرد رسانه‌اي محسوب مي‌شود؛ ابعاد زيستي و رفتاري او مي‌تواند چارچوب‌ساز «رسانه مکتب حاج قاسم» باشد که زمينه خلق «رسانه ملي» ايران و «رسانه مستقل» جهاني را فراهم مي‌آورد. حاج قاسم برخلاف قهرمانان ساختگي هاليوودي، با اخلاص عمل و بصيرت، جريان‌سازي مي‌کرد و توانست با حداقل حضور رسانه‌اي، بيشترين الهام‌بخشي و معناسازي را در سطح جهان داشته باشد.
 
شهيد قاسم سليماني، يک الگوي تمام‌عيار براي رسانه و کار رسانه‌اي است. با فرض بر اينکه ابتدايي‌ترين کارکرد يک رسانه رساندن پيام، محتوا و معنا به مخاطب است، همه ابعاد زيستي و رفتاري حاج قاسم قابل الگوبرداري براي خلق «رسانه مکتب حاج قاسم» است که زمينه‌ساز «رسانه ملي» ايرانيان و «رسانه مستقل و آزاده» در سطح جهان است.
سردار سليماني بدون شعار و خودنمايي اما با عمق ايمان، بصيرت و اخلاص عمل، جريان‌‌سازي مي‌کرد و دنيا را تحت تأثير خودش قرار داده بود. او از مسئولان طراز اول کشوري و لشکري بود که نسبت به ساير همقطارانش کمتر سخنراني مي‌کرد و به ندرت در رسانه‌ها حاضر مي‌شد، اما بيش از آنهايي که دائماً سخنراني مي‌کنند، الهام‌بخش و معناساز بود!
او شخصيتي فراجناحي اما پايبند به حق و منافع ملي بود. حاج قاسم، به واسطه غرق شدن در ارزش‌هاي انقلابي، کاريزمايي ملي و فراتر از گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي داشت. حاج قاسم زلال و صادق بود، حرف و عملش يکي بود و خستگي‌ناپذير در سخت‌ترين ميدان‌ها حاضر بود. همه اينها مي‌توانند براي يک رسانه ‌تراز ملي و انقلابي، الگو باشند.
شهيد قاسم سليماني و سينما
قهرمانان سينمايي – خاصه در‌ هاليوود – تجلي نفسانيت سازندگان اين آثار هستند که حس خودبزرگ‌پنداري را به انسان‌هاي تحقير شده القا مي‌کنند. از راکي و رمبو گرفته تا آيرون‌من و بتمن. همه آنها براي ارضاي خودکامگي و برطرف‌‌سازي احساس ضعف انسان بدون تاريخ و بي‌هويت آمريکايي ساخته شده‌اند. تاريخ هنر هفتم ثابت مي‌کند؛ کشورهايي که در دنياي واقعي قهرمانان بزرگ و مردمي نداشته‌اند، اين کمبود را با خلق شخصيت‌هاي باشکوه و عظيم در آثار هنري جبران مي‌کنند.
برخلاف قهرمانان‌ هاليوودي، قاسم سليماني جلوه مرامي است که گذر از نفس و ازخودگذشتگي براي ديگران را مي‌خواهد. ايران و سينمايش، معکوس آمريکا و‌ هاليوودش هستند؛ اين‌جا کمتر فيلمي بر پايه‌ قهرمان‌پردازي ساخته شده است، چون قهرماناني فراتر از پرده سينما متولد شدند، زيستند، قيام کردند و به شهادت رسيدند.
سليماني اما قهرماني برخاسته از روح خدا و مدافع حقوق همه انسان‌هاي جهان بود. برخلاف قهرمانان‌ هاليوودي که ناميرا هستند و مرگ‌شان به منزله بن‌بست است، قاسم سليماني هم‌چون بسياري از انسان‌هاي کامل، حتي وقتي از پا مي‌افتند نيز روح‌شان به مردم روحيه‌ ايستادگي مي‌دهد.
نقش رسانه‌ها در معرفي قاسم سليماني
رسانه‌هاي جبهه مقاومت بايد نقش حضرت زينب(س) بعد از واقعه عاشورا را در دوران پس از شهادت قاسم سليماني ايفا نمايند. چه اينکه حاج قاسم، سيدالشهداي جبهه مقاومت است. رسانه بايد حقيقت رسالت و ميراث شهيد سليماني را غبارزدايي کند. وسعت و بزرگي شخصيت قاسم سليماني، بسيار وسيع‌تر از قابليت رسانه است، اما نمي‌توان نقش رسانه‌ها را در تبيين بخش‌هايي از شخصيت بيروني او ناديده گرفت. حداقل اينکه مي‌توان و بايد به وسيله رسانه، مانع از تحريف واقعيت‌ها پيرامون اين شخصيت شد.
امروز ما با يک جبهه رسانه‌اي در مقابل خود مواجه هستيم که در پي تحريف و جعل واقعيات هستند. بنابراين، نقش رسانه متعهد و حقيقت‌گو در اين وسط پاسداري از واقعيت است؛ اينکه قاسم سليماني چگونه زيست و چه خدماتي به بشريت کرد و چه شخصيتي داشت، همه از وظايف رسانه‌هاست.
يکي از نقش‌هاي مهمي که رسانه‌ها پيرامون اين شخصيت مي‌توانند ايفا نمايند، الگو‌سازي او در مسئوليت‌پذيري است؛ قاسم سليماني، يکي از مسئوليني بود که بدون خودنمايي و شعار، براي خدا و ملت کار مي‌کرد. هدف او از خدمت، نه رسيدن به جايگاه مادي، بلکه جهاد مخلصانه و ناب بود. شيوه مديريت قاسم سليماني، يک اکسير حيات‌بخش براي مردم و مسئولان است که رسانه‌ها نقش مهمي در تبيين و معرفي اين سلوک مديريتي دارند.
همچنين يکي از نکاتي که رسانه‌ها بايد به آن بپردازند، چگونگي پرورش و ظهور چنين شخصيتي است؛ سليماني از ابتدا سليماني نبود بلکه او يک جوان ساده روستايي بود که توانست به يک ابرمرد جهاني تبديل شود. او در مکتب امام خميني(ره)، در بستر فرهنگ دفاع مقدس و تحت ولايت رهبر معظم انقلاب اسلامي به چنين شخصيتي تبديل شد و رسانه‌ها بايد زمينه رشد و اعتلاي اين شخصيت را نيز بازنمايي کنند.
نقش رسانه‌هاي بين‌المللي در معرفي شهيد سليماني
رسانه‌هاي بين‌المللي هم مسئوليتي نزديک به رسانه‌هاي داخلي دارند؛ جلوگيري از تحريف و قلب واقعيت‌ها و همچنين الگو‌سازي از انسان مسلمان انقلابي با الهام از شخصيت حاج قاسم بايد در دستور کار آنها قرار گيرد.
قاسم سليماني در عين اينکه فردي ملي و محبوب ملت ايران بوده است، يک شخصيت بين‌المللي و فراملي است. در زمان حيات و شهادتش ديديم که انسان‌هاي آزاده جهان، چگونه به او ابراز احترام کردند. رسانه‌هاي بين‌المللي بايد قاسم سليماني را به‌عنوان يک **قهرمان جهاني و اسطوره مشترک همه انقلابي‌ها و آزادگان جهان** معرفي کنند.
نقش مهمي که اين رسانه‌ها مي‌توانند ايفا کنند، تبيين مأموريت جهان‌وطني اوست؛ اينکه قاسم سليماني خود را فداي همه بشريت کرد و توانست در برابر نيرويي اهريمني با نام داعش بايستد. با ازجان‌گذشتگي او، همه جهان از شر تهديدي خطرناک به نام داعش رها شدند. در واقع رسانه‌هاي جهاني بايد قاسم سليماني را به‌عنوان يک **منجي جهاني و عامل گسترش صلح و آرامش** در سطح دنيا معرفي نمايند.
ضمن اينکه بايد به ساير اقدامات شهيد سليماني نيز در اين رسانه‌ها پرداخته شود. او نقش پررنگي در پيروزي مقاومت اسلامي لبنان در جنگ ?? روزه داشت.
اما رسالت مهم ديگر رسانه‌هاي برون‌مرزي، پرداختن به **قاتلان اين فرمانده محبوب جهاني** است. اينکه او توسط چه کساني و با چه اهدافي «ترور» شد، مسئله بسيار مهمي است. بسياري از رسانه‌هاي وابسته به نظام سلطه، سعي کرده‌اند تا کمتر از اصطلاح ترور استفاده کنند و لازم است اين تقلب توسط رسانه‌هاي مستقل اصلاح شود و واقعيت شهادت حاج قاسم سليماني به‌خاطر ترور شدن به دست دولت آمريکا تثبيت شود.
از تهديد تا فرصت
يکي از تهديدات اين است که رسانه‌ها صرفاً به جنبه‌هاي احساسي شهادت حاج قاسم سليماني محدود بمانند. سليماني يک فرمانده نظامي قدرتمند و خردمند بود که با علم و منطق پيش مي‌رفت. او مردي بود که همه قدرت‌هاي بزرگ سياسي و نظامي از او حساب مي‌بردند. بنابراين **نبايد ابعاد اقتدار نظامي او فراموش شود**.
يکي از تهديدها، تبديل تبليغ به ضدتبليغ است؛ وقتي رسانه دچار اغراق‌نمايي و زياده‌گويي شود و نتواند از قالب‌هاي هنري به خوبي استفاده نمايد، نتيجه کار، ضدتبليغ خواهد بود.
رسانه ملي نبايد کارهاي بزرگ ديگر حاج قاسم را از قلم بيندازد؛ فداکاري‌هاي او در دوران دفاع مقدس، خدمات نظامي و دفاعي گسترده‌اش به کشور ازجمله **تأسيس نيروي قدس سپاه**، حضور حاج قاسم در سيل و زلزله و کمک‌هايش به مردم آسيب‌ديده، همه بايد در رسانه ملي به تصوير کشيده شود.
يکي از فرصت‌هاي رسانه ملي اين است که تقريباً همه جامعه ايراني و اهالي فرهنگ و هنر و رسانه به حاج قاسم ارادت دارند و علاقه‌مند هستند که به نوعي به آن شهيد عرض ارادت کنند.
ظرفيت‌هاي رسانه‌اي براي معرفي زواياي کمتر شناخته‌شده سليماني
يکي از بهترين ظرفيت‌ها براي معرفي حاج قاسم توسط رسانه‌ها، **همرزمان، خانواده و ياران** او هستند. همچنين مردم شريف و فهيم ايران هر يک ظرفيتي خاص براي معرفي اين شخصيت هستند.
يکي از ظرفيت‌هاي مهم، **واکنش دشمنان به شخصيت حاج قاسم** بود. مخالفان حاج قاسم، او را يک دشمن محترم و قدرتمند مي‌پنداشتند؛ بسياري از مقامات سياسي و نظامي رژيم صهيونيستي و آمريکا، تعابير جالبي درباره او به کار برده‌اند. بايد قدر داشته‌هاي خود را از نگاه ديگران ببينيم.
انتهاي پيام/*