کد خبر: 162164 تاريخ انتشار: 1404/11/13 - 13:42
تابآوري منفي يا انباشت تجربي؟
سالهاست تئوريسينها و جريانات فکري غربخوانده، به مجرد پيشامد يک رويداد، شروع به تحليل و صورتبندي وقايع با مفاهيم وارداتي و ترجمهاي ميکنند.
سالهاست تئوريسينها و جريانات فکري غربخوانده، به مجرد پيشامد يک رويداد، شروع به تحليل و صورتبندي وقايع با مفاهيم وارداتي و ترجمهاي ميکنند. بعضاً برخي تحليلها نيز چنان منطقي و استوار به نظر ميرسد که به ستونهاي روزنامهها يا پيشاني تارنماهاي خبري - تحليلي راه مييابد. يکي از اين نگاههاي غلط، داوري و قضاوت درباره تابآوري جمعي و متناظر با آن تابآوري اجتماعي مردم ايران است.
از نقطه خشونتها و بيحرمتهاي سال ?? تا تخريبها و خشونتهاي ديماه ????، ?? سال ميگذرد. بر اساس نگاه وارداتي رايج اگر بخواهيم حد تحمل و صبر مردم را از آن تاريخ تاکنون تحليل کنيم، بايد بگوييم آستانه لمس خشونت و واکنش مردم به آن، بالا رفته است و اين شکل از تابآوري نه تنها مثبت نيست، بلکه نشانه موفقيت آشوبگران و خشونتطلبان در عادت دادن مردم به عدم حساسيت روي برخي بيحرمتيها و جسارتهاست.به بيان ديگر گويي به شکلي ناخودآگاه و نيمهغريزي، جامعه نوعي تابآوري منفي و انفعالي پيدا کرده است؛ منفي از اين نظر که حساسيت او براي کنشگري عليه دوزهاي پايينتر هتک حرمت و خشونت، کم شده و با تاخير بيشتري به آن واکنش نشان ميدهد.
اين قبيل تحليلها براي قوامبخشي به صغري و کبري و چارچوب استدلالي خود دست به مقايسه حساسيت فعلي مردم با حساسيت آنها مثلاً در سال ?? ميزنند. مثلاً ميگويند آن موقع بخشهايي از مردم بعد از عمل شنيعي چون سوزاندن مسجد و قرآن، بشدت برآشفته شده و به ميدان اعتراض عليه خرابکاري و اغتشاش ميآمدند اما اکنون شاهد سوزاندن چندين مسجد با تمام کتابهاي مقدس درون آن بوديم اما چنين واکنشي را کمتر دريافت کرديم. نتيجه طبيعي و منطقي چنين تصوير و تحليلي، جري و جسور شدن بيشتر طيف تخريبگر و اغتشاشگر براي ارتکاب اقدامات خرابکارانه است. يعني اين تحليلها ذهنيت ارتکاب خشونت را در طيف آشوبگر شديدتر ميکند. از طرفي نوعي معناي بيعملي و انفعال جمعي را در ذهنيت عمومي متبادر ميکند که خواه ناخواه اثرات سويي خواهد داشت.
در مقابل اين دست از تحليلهاي به ظاهر درست اما سطحي، واقعيت غلبه پياپي مردم بر انواع و اقسام آشوبها و بدخواهيهاي خياباني، نشان ميدهد نياز به صورتبنديهاي عميقتر و دقيقتري داريم که اين خويشتنداري و تحمل را يک دستاورد ايجابي حاصل انباشت تجربه عبور موفق از بحرانهاي قبلي بداند.اگر اينگونه به صحنه نگاه کنيم، يعني واقعي صحنه را دريابيم، متوجه ميشويم چرا صبر عمومي و منطقي مردم، کيفيترين پاسخ ممکن به چنين آشوبگريهايي است. متوجه ميشويم آنها به شکلي مجرب، وارد دوقطبي تشديد و تصاعد خشونت نميشوند. سرعت درک تفاوت اعتراض با اغتشاش تا حدي بالا رفته و طبيعي شده که شاهد فاصلهگذاري سريع آنان با اغتشاشگران هستيم.
اگر در فتنه ?? چيزي حدود ? ماه لازم بود تا صف مردم از آشوبگران و متغلبان معلوم شود، در اعتراضات اخير به چيزي کمتر از يک هفته نياز بود چنين تفکيکي شکل بگيرد. با اين چارچوب تحليلي، خشونت و تخريب آشوبگران نه يک عمل تهاجمي يا مبتکرانه که نوعي واکنش عصبي به همراه نشدن مردم با آنان است. اين وضعيت تقريباً دست همه تحليلگران غربخوانده را براي توجيه اين وضعيت بسته است. تنها يک راه باقي است که همان صورتبندي انفعالي از صحنه به سياقي است که در خطوط ابتدايي به آن اشاره شد. مردم در طول اين سالها به حدي از بلوغ و تجربه رسيدهاند که راهي براي دشمن و ايادي داخلي او جز مواجهه و مقابله سخت باقي نگذاشته است. قدرت نرم و ذهنيت برنده مردم در طول اين سالها دشمن را وارد فازهاي ارتجاعي سخت مانند جنگ و تخريب کرده است.
اين اتفاقات با وجود تحميل هزينههاي بيش و کم، رقمزننده بدترين سناريوها براي دشمن يعني مصونسازي حداکثري مردم عليه انواع و اقسام روشهاي دشمني است؛ چه به آن آگاهي بالفعل داشته باشند، چه بالقوه. مهم آن است که سر بزنگاه اين هشياري قويتر از قبل نزد حافظه جمعي مردم حاضر ميشود.
باشگاه خبرنگاران جوان
انتهاي پيام/ن