|
|
|
خانواده سنگر است: درس مقاومت از سیره حاج قاسم |
|
|
|
در نگاه حاج قاسم، خانواده نه پناهگاه عقبنشینی که سنگری برای ایستادگی است. زن و مرد در کنار هم، نه تنها ارزشها را حفظ میکنند، بلکه معنای جدیدی از زندگی و جهاد را میآفرینند. این الگو، خانواده را کانون تربیت، محبت و مقاومت میسازد. |
|
|
قم - در گفتمان مقاومت، خانواده نه پناهگاهی برای عقب نشینی که سنگری است برای ایستادگی، نه محل انزوا که پایگاهی برای جهاد. آنچه از سیرهٔ حاج قاسم سلیمانی میتوان آموخت، همین نگاه پویا و پیشبرنده به نهاد خانواده است؛ خانوادهای که در آن زن و مرد، در کنار یکدیگر، نه فقط در حفظ ارزشها که در خلق معنای جدیدی از زندگی و مبارزه نقش آفرینی میکنند.
حاج قاسم، بهعنوان نماد مقاومت، خود برآمده از چنین خانوادهای بود و در عمل، چنین خانوادهای را پرورش داد. خانواده برای او حلقهٔ اتصال عاطفی و معنوی بود که هم مایهٔ قوت قلب میشد و هم کانونی برای تربیت مجاهدان بیباک. همسر و فرزندانش نه تماشاگران که همرزمان معنوی او در میدان مبارزه با استکبار و تروریسم بودند. حضور گرم و حمایتگرانهٔ خانواده، به او توانی مضاعف میبخشید تا در سختترین صحنههای نبرد، استوار بایستد و پیشروی کند.
در این الگو، زن بهعنوان محور عاطفی و معنوی خانواده، نقشی فراتر از نقشهای سنتی مییابد. او شریک جهاد است. همسر حاج قاسم، بانویی که خود در سایهای آکنده از افتخار و خطر زندگی میکرد، نماد زن مجاهدی است که با صبر، ایمان و درک عمیق از رسالت همسرش، سنگر خانه را به پایگاهی مقاوم و روحافزا تبدیل میکرد. این زن، مادر شهیدان و پرورشدهندهٔ فرزندانی است که جان را بر سر آرمان مینهند. همچون مادران شهیدی که در گلزار شهدا دیدیم، زن در خانوادهٔ مجاهد، خود میتواند به اوج شهادت برسد و تاریخ را با نور وجودش روشن کند. او نه موجودی منفعل که خلقکنندهٔ معنا است؛ معنایی که در عمق روابط عاطفی ریشه دارد و در عرصهٔ اجتماع و مبارزه به بار مینشیند.
خانوادهٔ مجاهد، کارگاهی است برای تربیت انسانهای مسئول، مقاوم و خداجو. حاج قاسم با سیرهٔ عملی خود نشان داد که خانواده باید محیطی برای رشد استعدادها، تقویت روحیهٔ جهادی و تعمیق باورهای اصیل باشد. در چنین خانوادهای، کودکان از همان ابتدا با مفاهیمی چون ایثار، شهادت و مقاومت در برابر ظلم آشنا میشوند. این آشنایی نه از سر اجبار که در قالب داستانها، خاطرات و فضای محبتآمیز خانواده رقم میخورد. خانواده، سنگری میشود تا اعضای آن پس از هر درگیری و خستگی در میدان نبرد بیرونی، بتوانند در آغوش امن عاطفی آن تمدد قوا کنند و با توانی مضاعف به میدان بازگردند.
این نگاه، خانواده را از حالت تدافعی و انزواگرایانه خارج میسازد. خانواده، خنثی و بیطرف نیست؛ فعال و اثرگذار است. این خانواده محل بروز استعدادها و فضیلتها در بستر مبارزه است. حاج قاسم و خانوادهاش به عنوان نمونه ای از خانواده در مکتب انقلاب اسلامی نشان دادند که خانواده میتواند همزمان کانون محبت باشد و پایگاه مقاومت. این خانواده از مقاومت نه به عنوان امری تحمیلی، که به عنوان سبکی از زندگی اصیل و رهاییبخش دفاع میکند.
روایت سیرهٔ حاج قاسم و زنان و مردان شهیدی که پای رزمشان در بستر خانواده قوت گرفته به ما میگوید که برای فهم عمق مقاومت، باید نگاه خود را به نهاد خانواده اصلاح کنیم. خانوادهٔ مجاهد، سنگری است زنده و پویا که در آن عشق و جهاد در هم میآمیزند، زن و مرد با همافزایی یکدیگر را به تعالی میرسانند و نسلهایی تربیت میشوند که نه از مرگ که از بیمعنایی میهراسند. این خانواده، پیشرو و خالق زندگی است. بازخوانی این مفهوم، نه تنها برای جامعهٔ ما که برای جهانی که درگیر معضلات معنوی و اخلاقی است، میتواند چراغ راهی به سوی برونرفت باشد.
هانیه کثیری |