|
|
|
تربيت نسل منتظر و انقلابي؛ رسالتي از جنس آينده |
|
|
|
آمادگي براي ظهور، تنها يک مفهوم دور و انتزاعي نيست؛ اين مسير از خانهها و با نقش بنيادين زنان آغاز ميشود. مادري که انسانهايي عدالتخواه، آگاه و اميدوار تربيت ميکند، در حقيقت زمينهساز تحقق وعده الهي است. |
|
|
استان تهران -انتظار ظهور، مفهومي نيست که فقط به آيندهاي دور و نامعلوم گره خورده باشد؛ بلکه حقيقتي زنده و جاري در زندگي امروز ماست. در نگاه شيعه، انتظار به معناي سکون و دست روي دست گذاشتن نيست، بلکه نوعي آمادگي دائمي براي تحقق عدالت الهي است. اين آمادگي، پيش از آنکه در ميدانهاي بزرگ اجتماعي و سياسي شکل بگيرد، از دل انسانها آغاز ميشود؛ و انسانها، پيش از هر جا، در دامان زنان پرورش مييابند.
زن، بهعنوان نخستين مربي انسان، نقشي بنيادين در ساختن آينده دارد. خانه، اولين مدرسه است و مادر، اولين معلم. بسياري از باورها، ارزشها و نگرشهايي که شخصيت انسان را شکل ميدهند، نه در کلاس درس، بلکه در فضاي عاطفي و تربيتي خانواده ساخته ميشوند. از همين رو، اگر قرار است نسلي «منتظر» و «انقلابي» براي عصر ظهور تربيت شود، اين مسير از آگاهي و نقشآفريني زنان آغاز خواهد شد.
انتظار واقعي، در رفتار و سبک زندگي نسل منتظر معنا پيدا ميکند. انساني که منتظر است، نسبت به ظلم بيتفاوت نيست، عدالتخواه است، مسئوليت اجتماعي دارد و در برابر ناحق سکوت نميکند. اين ويژگيها، بيش از آنکه با آموزش مستقيم منتقل شوند، از طريق الگوگيري شکل ميگيرند. کودکي که در فضاي صداقت، احترام، شجاعت و اميد رشد ميکند، بهصورت طبيعي به انساني مسئول و دغدغهمند تبديل ميشود.
در اين ميان، زنان با رفتار روزمره خود، بدون آنکه سخنراني کنند يا شعار بدهند، مفاهيم عميقي را به نسل آينده منتقل ميکنند. مادري که در برابر ناعدالتي حساس است، مادري که حقطلبي را با عمل ميآموزد و مادري که اميد به آينده را زنده نگه ميدارد، در حقيقت در حال تربيت نسلي است که ميتواند زمينهساز ظهور باشد. چنين تربيتي آرام است، اما ريشهدار؛ بيصداست، اما اثرگذار.
از سوي ديگر، تربيت نسل منتظر بدون روحيه انقلابي ناقص است. انقلابيبودن، صرفاً به معناي حضور در صحنههاي سياسي يا تکرار شعارها نيست؛ بلکه نوعي نگاه عميق به زندگي است. نگاه کسي که وضع موجود ناعادلانه را طبيعي نميپذيرد و همواره به اصلاح، رشد و تعالي ميانديشد. اين روحيه، از کودکي و در بستر خانواده شکل ميگيرد. زن آگاه ميتواند با تشويق فرزندان به پرسشگري، مسئوليتپذيري و شجاعت در بيان حق، بذر اين نگاه انقلابي را در جان آنها بکارد.
تاريخ اسلام نيز بهروشني گواه اين حقيقت است که زنان، همواره نقشآفرينان اصلي در تحولات بزرگ بودهاند. حضرت زهرا(س) با روشنگري و دفاع از ولايت، و حضرت زينب(س) با تبيين حقيقت عاشورا، نشان دادند که زن مسلمان ميتواند جريانساز، آگاه و اثرگذار باشد. اين الگوها به ما ميآموزند که زن در انديشه اسلامي، نه عنصري منفعل، بلکه نيرويي تمدنساز است؛ نيرويي که ميتواند مسير تاريخ را تغيير دهد.
در نهايت، اگر ظهور را يک وعده الهي بدانيم که تحقق آن نيازمند آمادگي انساني است، بايد بپذيريم که اين آمادگي از خانهها آغاز ميشود. تربيت نسل منتظر و انقلابي، مأموريتي خاموش اما سرنوشتساز است که بخش بزرگي از آن بر دوش زنان قرار دارد. شايد زمان ظهور در اختيار ما نباشد، اما ساختن انسانهايي شايسته عصر ظهور، مسئوليتي است که امروز بر عهده ماست.
هر مادري که انساني آگاه، عدالتخواه و اميدوار تربيت ميکند، در حقيقت گامي در مسير زمينهسازي براي ظهور برداشته است. و اين، نقشي است که نشان ميدهد آينده، بيش از آنکه در ميدانهاي بزرگ رقم بخورد، در دل خانهها و در دستان زنان ساخته ميشود. |