|
|
|
هشدار يک روانشناس درباره تبعات مواجهه مداوم با اخبار منفي در شبکههاي اجتماعي |
|
|
|
يک روانشناس با هشدار نسبت به افزايش انتشار تصاوير و اخبار خشونتآميز در فضاي رسانهاي و شبکههاي اجتماعي تأکيد کرد که تداوم مواجهه با اين محتواها ميتواند سلامت روان شهروندان را تهديد کرده و در صورت مديريتنشدن، به افزايش اضطراب، اختلال خواب و بروز رفتارهاي پرخطر منجر شود. |
|
|
دکتر حميد پيروي روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي ايران با اشاره به افزايش انتشار اخبار و تصاوير حاوي صحنههاي خشن در فضاي رسانهاي و شبکههاي اجتماعي، هشدار داد که تداوم مواجهه با اين محتواها ميتواند آثار قابل توجهي بر سلامت روان شهروندان بر جاي بگذارد.
وي اظهار کرد: ذهن انسان براي قرار گرفتن مستمر در معرض تصاوير خشونتآميز طراحي نشده است و چرخش مداوم ميان کانالهاي خبري و فضاي مجازي، سطح استرس و اضطراب را افزايش ميدهد. اين وضعيت ميتواند به بروز رفتارهاي ناسالم، تشديد نگرانيها و کاهش کيفيت خواب منجر شود.
اين روانشناس با بيان اينکه احساس ترس و نگراني در شرايط ابهام و تهديد تا حدي طبيعي است، افزود: انسان در برابر خطر واکنش دفاعي نشان ميدهد، اما اگر اين اضطراب به حدي برسد که عملکرد روزمره فرد را مختل کند، لازم است از خدمات تخصصي حوزه سلامت روان استفاده شود.
پيروي بر ضرورت مديريت مصرف اخبار تاکيد کرد و گفت: محدود کردن دريافت اخبار خشونتآميز و پرهيز از مشاهده صحنههاي آسيبزا، بهويژه براي کودکان و نوجوانان، اقدامي ضروري براي پيشگيري از تشديد تنشهاي رواني است.
وي همچنين حفظ روال عادي زندگي را يکي از مهمترين عوامل بازگرداندن احساس کنترل در شرايط بحراني دانست و تصريح کرد: استمرار برنامههاي روزمره شامل کار، خواب، مطالعه و فعاليتهاي اجتماعي ميتواند به کاهش استرس کمک کند و از احساس فروپاشي رواني جلوگيري کند.
به گفته اين روانشناس، کودکان، نوجوانان، سالمندان، افراد داراي سابقه افسردگي و افرادي که بهتنهايي زندگي ميکنند، در شرايط پرتنش آسيبپذيرترند و نيازمند توجه و حمايت بيشتري هستند.
وي تاکيد کرد: همدلي، شنيدن بدون قضاوت و بهرسميت شناختن احساسات اين افراد، از اصول مهم کمکهاي اوليه روانشناختي محسوب ميشود.
پيروي با اشاره به در دسترس بودن خدمات حمايتي رايگان در کشور گفت: مراکز مشاوره دانشگاههاي علوم پزشکي، خدمات وزارت بهداشت و خطوط مشاوره سازمان بهزيستي از جمله ظرفيتهايي هستند که شهروندان در صورت نياز ميتوانند از آنها بهرهمند شوند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينکه متخصصان حوزه سلامت روان نيز انسان هستند، خاطرنشان کرد: روانشناسان و مشاوران هم در صورت عبور فشارها از آستانه تحمل، ممکن است نيازمند دريافت خدمات تخصصي باشند و اين موضوع امري طبيعي و بخشي از مراقبت از سلامت روان است.
اين روانشناس بر اهميت خودمراقبتي تاکيد کرد و گفت: خواب منظم و کيفي حداقل هفت ساعت در شبانهروز، تغذيه مناسب، فعاليت بدني و توجه به ابعاد معنوي زندگي، نقش مهمي در کاهش استرس و پيشگيري از اختلالات رواني دارد و بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد.
پيروي در ادامه با اشاره به برخي رفتارهاي پرخطر در شرايط استرسزا گفت: در موقعيتهاي حاد رواني، برخي افراد بهاشتباه به سراغ راهکارهايي مانند افزايش مصرف دخانيات، الکل يا مواد مخدر ميروند با اين تصور که اين مواد ميتواند اضطراب را کاهش دهد؛ در حاليکه اين شيوهها نوعي «مقابله نادرست» با استرس محسوب ميشود و نهتنها در بلندمدت کمکي نميکند، بلکه آسيبهاي جديتري ايجاد ميکند.
وي افزود: باورهاي نادرست و اطلاعات غلطي که گاهي در فضاي مجازي منتشر ميشود، اين تصور را القا ميکند که مصرف برخي مواد مانند سيگار يا انوع جديد دخانيات و مواد مخدر ميتواند آرامبخش باشد، اما شواهد علمي نشان ميدهد اين رفتارها در کوتاهمدت و بلندمدت موجب تشديد مشکلات رواني و حتي بروز اختلالات جديتر ميشود. بخش قابل توجهي از مراجعات حوزه روانپزشکي امروز، پيامد مصرف همين مواد است نه صرفا اختلالات اوليه روانشناختي.
اين روانشناس تاکيد کرد: براي مديريت اضطراب بايد به سراغ روشهاي سالم و علمي رفت. تمرينهاي آرامسازي عضلاني، تنفس عميق و آگاهانه، ذهنآگاهي، يادآوري تجربههاي مثبت، تلقينهاي سازنده و بهرهگيري از ظرفيتهاي معنوي مانند دعا و ذکر، از جمله راهکارهايي است که ميتواند به کاهش تنش کمک کند.
پيروي توضيح داد: حتي چند دقيقه بستن چشمها، تمرکز بر وضعيت جسماني، انجام دم عميق و بازدم آهسته و توجه به تفاوت احساس پيش و پس از اين تمرين، ميتواند سطح برانگيختگي بدن را کاهش دهد. اين تمرينها در محيط کار، خانه يا حتي بهصورت گروهي قابل انجام است و جايگزين سالمي براي رفتارهاي پرخطر به شمار ميرود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به انباشت فشارهاي رواني سالهاي اخير اظهار کرد: جامعه در سالهاي گذشته با مجموعهاي از رويدادهاي سنگين از جمله همهگيري کرونا، تنشهاي اجتماعي و تهديدهاي امنيتي مواجه بوده و طبيعي است که اين تجربههاي متوالي، آثار رواني تجمعي برجاي بگذارد. انباشت استرس ميتواند آستانه تحمل افراد را کاهش دهد و زمينهساز فرسودگي رواني شود.
پيروي در عين حال تاکيد کرد: با وجود اين فشارها، تقويت سرمايههاي رواني و اجتماعي، بازسازي حس اميد، افزايش تابآوري فردي و جمعي و دسترسي به خدمات حمايتي ميتواند مانع از تعميق آسيبها شود.
وي خاطرنشان کرد که مراقبت مستمر از سلامت روان، همانند سلامت جسم، ضرورتي اجتنابناپذير است و بايد بهعنوان بخشي از فرهنگ عمومي جامعه نهادينه شود. تجربههاي متوالي همچون همهگيري کرونا، بلاياي طبيعي، تنشهاي اجتماعي، صحنههاي خشن و تهديدهاي امنيتي، نوعي «فرسودگي جمعي» ايجاد ميکند که هم بر روان فردي و هم بر روان اجتماعي اثر ميگذارد. کاهش آستانه تحمل، افزايش تحريکپذيري، خشم پنهان، بياعتمادي و احساس ناامني از جمله پيامدهاي اين انباشت استرس در سطح جامعه است.
به اعتقاد وي، در چنين شرايطي، تأکيد صرف بر خودمراقبتي فردي کافي نيست. همانگونه که در آلودگي هوا تنها توصيه به استفاده از ماسک راهحل کامل محسوب نميشود، در حوزه سلامت روان نيز علاوه بر مسئوليت فردي، سياستگذاري و مداخله ساختاري ضروري است.
اين روانشناس با اشاره به شعار روز جهاني سلامت روان در ?? اکتبر، که بر «دسترسي به خدمات سلامت روان در شرايط اضطراري و بحرانها» تاکيد داشت، گفت: يکي از مهمترين وظايف حاکميت، تسهيل دسترسي گسترده، عادلانه و مقرونبهصرفه به خدمات سلامت روان است. در حال حاضر هزينه خدمات روانشناسي براي بسياري از خانوادهها سنگين است و پوشش بيمهاي کامل و مؤثر وجود ندارد.
پيروي تصريح کرد: اختلالاتي مانند افسردگي يا اضطراب شديد معمولا با يک يا دو جلسه درماني برطرف نميشود و نيازمند طي يک پروتکل درماني چندجلسهاي است. اگر بيمهها پوشش واقعي و موثر براي خدمات روانشناسي فراهم کنند، افراد ميتوانند بدون دغدغه مالي از خدمات تخصصي، حتي در بخش خصوصي، بهرهمند شوند.
وي همچنين بر توسعه و اطلاعرساني گستردهتر خطوط مشاوره تلفني و خدمات رايگان تأکيد کرد و گفت: ظرفيتهايي مانند خطوط تلفني مشاوره و مراکز دولتي موجود، هرچند جايگزين کامل خدمات تخصصي خصوصي نيستند، اما ميتوانند بخشي از نياز جامعه را پوشش دهند و بايد تقويت شوند.
اين روانشناس در بخش ديگري از سخنان خود به اهميت شفافيت در گفتوگوهاي اجتماعي اشاره کرد و افزود: بخشي از تنشهاي اجتماعي زماني تشديد ميشود که افراد، بهويژه جوانان، احساس شنيده نشدن يا ديده نشدن داشته باشند. بسياري از افرادي که در بستر اعتراضهاي اجتماعي حضور پيدا ميکنند، فرزندان همين جامعهاند و نيازمند گفتوگو، شنيده شدن و بازگشت آرام به روال عادي زندگي هستند.
به گفته پيروي، برخورد مبتني بر همدلي، گفتوگوي شفاف و پرهيز از ناديده گرفتن احساسات نسل جوان ميتواند از تعميق شکافهاي رواني و اجتماعي جلوگيري کند.
وي تأکيد کرد: سلامت روان جامعه صرفاً يک موضوع فردي نيست، بلکه مسئلهاي حاکميتي و بينبخشي است که نيازمند برنامهريزي، سرمايهگذاري و نگاه بلندمدت است.
پيروي خاطرنشان کرد: جامعهاي که به سلامت روان بهعنوان زيرساخت توسعه نگاه کند، در برابر بحرانهاي آينده تابآوري بيشتري خواهد داشت و ميتواند از چرخه فرسودگي رواني فاصله بگيرد.
بنابر اعلام وبدا، پيروي با اشاره به نگراني خانوادههايي که يکي از اعضاي آنها در نيروهاي نظامي يا مراکز حساس مشغول به کار است، اظهار کرد: در شرايط تهديد و ابهام، طبيعي است که اضطراب در ميان اعضاي خانواده افزايش يابد. دانشجويي که پدرش نظامي است يا خانوادهاي که در مجاورت يک پادگان زندگي ميکند، ممکن است بيش از ديگران احساس ناامني کند. در چنين موقعيتي، مديريت دريافت اخبار، پذيرش طبيعي بودن هيجانات، حفظ روال زندگي و توجه جدي به علائم هشداردهنده اهميت مضاعف دارد.
وي افزود: نشانههايي مانند بيخوابي شديد يا خواب بيش از حد، نااميدي، احساس تنهايي، دلشوره و نگراني مداوم از جمله علائمي است که بايد مورد توجه قرار گيرد.
به گفته او، آرامش واقعي از مسير انکار شرايط حاصل نميشود، بلکه از آگاهي، پذيرش و مراقبت فعال از خود و ديگران به دست ميآيد.
اين روانشناس با تاکيد بر نقش ابهام در تشديد اضطراب اجتماعي تصريح کرد: يکي از سنگينترين فشارهاي رواني زماني ايجاد ميشود که فرد احساس کند اوضاع از کنترل خارج شده و آينده نامشخص است. اين «ابهام مزمن» ميتواند زمينهساز فرسودگي رواني شود و لازم است با اطلاعرساني شفاف و تقويت احساس کنترل فردي و جمعي مديريت شود.
پيروي همچنين با اشاره به پيامدهاي بلندمدت فجايع و بحرانها گفت: بر اساس گزارشهاي بينالمللي، پس از هر بحران گسترده، بخشي از جامعه درگير اختلالات رواني ميشود؛ بهگونهاي که درصدي از افراد با علائم خفيف و درصدي ديگر با اختلالات شديدتر مواجه خواهند شد.
به گفته او، آثار رواني بسياري از بحرانها معمولاً با فاصله زماني و پس از فروکش کردن هيجانات اوليه بروز ميکند و ممکن است يک تا دو ماه پس از حادثه، نشانههاي استرس و اختلال آشکارتر شود.
وي هشدار داد که در صورت بيتوجهي، جامعه ممکن است با موجي از مشکلات سلامت روان در آينده نزديک روبهرو شود و بر همين اساس، پيشگيري، آموزش عمومي و مداخلات بهموقع اهميت اساسي دارد.
براساس گزارش وبدا، اين روانشناس در پايان تاکيد کرد: همه افراد جامعه، از خانوادهها گرفته تا مديران، معلمان، کادر درمان و فعالان حوزه سلامت، در شرايط فعلي نيازمند آشنايي با اصول «کمکهاي اوليه روانشناختي» هستند. مراقبت از خود، توجه به حال اطرافيان و ايجاد فضاي گفتوگوي همدلانه ميتواند از تشديد آسيبها جلوگيري کند.
ايسنا
انتهاي پيام/ن |