|
|
|
تعقيب سايبري؛ روي ديگر روابط عاطفي در شبکههاي اجتماعي |
|
|
|
در تحقيق جديدي که توسط محققان ايراني انجام شده است، تجربه زنان جوان از نوعي آزار ديجيتال در روابط عاطفي بررسي شده، موضوعي که همزمان با گسترش شبکههاي اجتماعي، ابعاد تازه و نگرانکنندهاي پيدا کرده است. |
|
|
گسترش شبکههاي اجتماعي و پيامرسانها طي سالهاي اخير، شيوه برقراري ارتباط ميان افراد را بهطور اساسي تغيير داده است. امروزه بخش قابل توجهي از تعاملات روزمره، بهويژه در ميان جوانان، در فضاي آنلاين شکل ميگيرد؛ فضايي که امکان ارتباط سريع، مداوم و فراتر از محدوديتهاي مکاني را فراهم کرده است. آمارهاي رسمي نشان ميدهند استفاده از اينترنت و شبکههاي اجتماعي در ايران به سطحي رسيده که تقريباً به جزء جداييناپذير زندگي روزمره تبديل شده است. اين تغيير، در کنار فرصتهايي مانند حفظ ارتباط و دسترسي به اطلاعات، چالشهاي اجتماعي تازهاي را نيز به همراه آورده که يکي از مهمترين آنها، افزايش انواع خشونت و آزار در بستر ديجيتال است. زنان جوان، به دليل حضور پررنگتر در شبکههاي اجتماعي و همچنين شرايط فرهنگي خاص، بيش از ديگران در معرض اين آسيبها قرار دارند.
يکي از شکلهاي نگرانکننده خشونت ديجيتال، «تعقيب سايبري» است؛ رفتاري که معمولاً از سوي فردي آشنا و اغلب در چارچوب روابط عاطفي فعلي يا سابق رخ ميدهد. در اين نوع تعقيب، فرد آزارگر با استفاده از اطلاعات شخصي، دسترسيهاي ديجيتال و ابزارهاي ارتباطي، تلاش ميکند بر زندگي طرف مقابل کنترل داشته باشد و احساس ترس و ناامني ايجاد کند. برخلاف آزارهاي عمومي در فضاي مجازي، تعقيب سايبري به دليل وجود شناخت قبلي، ميتواند شديدتر و تأثيرگذارتر باشد. نظارت مداوم بر وضعيت آنلاين، بررسي پيامها و تعاملات، رديابي موقعيت مکاني و حتي جعل هويت در شبکههاي اجتماعي از جمله روشهايي است که در اين نوع رفتار ديده ميشود. اين پديده نشان ميدهد که خشونت ميتواند بدون تماس فيزيکي و صرفاً از طريق صفحه نمايش، به شکلي عميق و مداوم اعمال شود.
در همين زمينه، مهرانگيز محمدخاني از بخش علوم اجتماعي دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد باهنر کرمان، به همراه يکي از همکاران دانشگاهي خود، تحقيقي را درباره تجربه زنان جوان از تعقيب سايبري انجام دادهاند. اين پژوهش با تمرکز بر روابط عاطفي و پيامدهاي ديجيتال آن، تلاش کرده است نشان دهد چگونه ابزارهاي ارتباطي نوين ميتوانند به وسيلهاي براي اعمال قدرت و کنترل تبديل شوند. محققان در اين مطالعه، به تجربه زيسته زناني پرداختهاند که در سنين ?? تا ?? سال قرار داشته و بهطور مستقيم با اين نوع آزار مواجه شدهاند.
دادههاي مورد نياز اين تحقيق از طريق مصاحبههاي نيمهساختاريافته با ?? زن جوان جمعآوري شدند؛ زناني که تجربه تعقيب سايبري توسط شريک عاطفي خود را داشتهاند. سپس اين گفتوگوها با روشي مرحلهبهمرحله تحليل شده تا الگوها، مفاهيم اصلي و ارتباط ميان آنها مشخص شود. اين شيوه به محققان اجازه داده تصوير دقيقتري از احساسات، واکنشها و راهبردهاي مقابلهاي زنان ترسيم کنند.
يافتههاي پژوهش نشان ميدهند تعقيب سايبري بيشتر از آنکه رفتاري مقطعي باشد، ابزاري براي کنترل رواني و ايجاد ترس مداوم است. زنان مورد مطالعه از اشکال مختلف نظارت، دستکاري رواني، تهديد به افشاي اطلاعات شخصي و ايجاد هويت جعلي سخن گفتهاند. اين رفتارها اغلب با هراس دائمي از نقض حريم خصوصي همراه بوده و احساس امنيت فردي را بهشدت کاهش داده است. بسياري از زنان براي مقابله، به واکنشهاي محافظهکارانه يا قاطعانه روي آوردهاند، اما اين راهبردها هميشه نتوانسته ترس و اضطراب را بهطور کامل از بين ببرد.
به گفته پژوهشگران، تعقيب سايبري در روابط عاطفي، امتداد الگوهاي قديمي سلطه و خشونت است که در قالبي ديجيتال بازتوليد شده است. دسترسي به اطلاعات خصوصي و آشنايي قبلي، شدت و تداوم اين نوع آزار را افزايش ميدهد. همچنين هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي ميتوانند باعث سکوت قربانيان و کاهش تمايل آنها به گزارش اين رفتارها شوند؛ موضوعي که خود به تداوم خشونت دامن ميزند.
يافتههاي فوق که در فصلنامه «مطالعات اجتماعي روانشناختي زنان» وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شدهاند، با برخي پژوهشهاي داخلي و بينالمللي همراستا است، اما در عين حال، بر نقش خاص فرهنگ و هنجارهاي جنسيتي در ايران تأکيد ويژهاي دارد. برخلاف برخي مطالعات که صرفاً بر رفتارهاي پرخطر آنلاين تمرکز کردهاند، اين پژوهش نشان ميدهد حتي حضور عادي زنان در فضاي مجازي نيز ميتواند در بستر فرهنگي خاص، آنها را به هدف تعقيب تبديل کند. به بيان ساده، مسئله فقط نوع استفاده از شبکههاي اجتماعي نيست، بلکه نگاهي است که به حضور زنان در اين فضا وجود دارد.
از منظر اهميت اجتماعي نيز اين يافتهها بر ضرورت آموزش، آگاهيرساني و ايجاد سازوکارهاي حمايتي تأکيد ميکنند. شناخت تعقيب سايبري بهعنوان يک پديده مداوم و چندوجهي ميتواند به سياستگذاران، خانوادهها و خود کاربران کمک کند تا مرز ميان ارتباط سالم و کنترلگرانه را بهتر تشخيص دهند، چراکه افزايش امنيت ديجيتال زنان، تنها با ابزار فني ممکن نيست و نيازمند تغيير نگرشهاي اجتماعي نيز هست.
ايسنا
انتهاي پيام/ن |