|
يادداشت؛ |
|
مادري؛ماموريت فراموش شده در جهان مدرن |
|
|
|
در حاليکه در فرهنگ غربي، موفقيت زن اغلب در جدايي از نقش مادري تعريف ميشود، نگاه اسلامي مادري را نه مانع، بلکه مأموريتي تمدني ميداند؛ جايگاهي که در آن زن، نه فقط پرورشدهنده فرزند، بلکه سازنده آينده بشر است. جامعهاي که قدر اين نقش را نداند، ريشههاي انساني و فرهنگي خود را از دست ميدهد. |
|
|
از همدان -مرضيه افزار فعال رسانه در يادداشتي نوشت:در دنياي غرب، به زن گفته ميشود: «اگر ميخواهي موفق باشي، مادري را کنار بگذار.»
«اگر استقلال ميخواهي، بايد از خانواده فاصله بگيري.»
موفقيت اغلب با جايگاه شغلي، درآمد، قدرت فردي و ديدهشدن در عرصه عمومي تعريف ميشود. در چنين نگاهي، مادري گاه بهعنوان وقفهاي در پيشرفت، مانعي در مسير رقابت يا عاملي براي عقبماندن از ديگران تصوير ميشود.
اما آيا اين واقعيتِ است؟
آيا زن براي رشد جامعه بايد خودش را فداي شغل يا جايگاه اجتماعي کند؟
آيا پيشرفت، تنها در بيرون از خانه معنا مييابد؟
در بسياري از کشورهاي غربي، زن ميان دو انتخاب ظاهراً متضاد قرار ميگيرد:
کار يا خانواده.
استقلال يا پيوند.
پيشرفت فردي يا تعهد عاطفي.
و اين دوگانهسازي، او را در موقعيتي دشوار قرار ميدهد؛ گويي بايد بخشي از وجود خود را قرباني کند تا بخشي ديگر را حفظ کند. نتيجه اين فشار، گاه احساس فرسودگي، تنهايي و حسِ هميشگيِ «کمبودن» است؛ چه کار را انتخاب کند و چه خانواده را.
اما در نگاه اسلامي، داستان متفاوت است.
در اين نگاه، مادري نه محدوديت است و نه مانع؛ مادري يک مأموريت است. يک نقش تمدني.
يک جايگاه سازنده و اثرگذار در شکلدهي آينده بشر.
زن در مقام مادر، صرفاً پرورشدهنده يک کودک نيست؛ او معمار شخصيتها، بنيانگذار ارزشها و نخستين آموزگار انسان است. نسلها از آغوش مادر ميآيند، انديشهها از نگاه او شکل ميگيرند و هويت انساني در گرماي حضور او معنا مييابد.
در اين ديدگاه، مادري به معناي حذف زن از جامعه نيست؛ بلکه نوعي اثرگذاري عميق و ريشهاي بر جامعه است. بسياري از تحولات بزرگ، پيش از آنکه در ميدانهاي سياست و اقتصاد رخ دهند، در دامان مادران آغاز شدهاند.
اسلام، کرامت زن را در نقش مادري کوچک نميکند؛ آن را بزرگ ميبيند، ارزش ميدهد و براي آن منزلت قائل است. مادري يک انتخاب تحميلي نيست، بلکه افتخاري آگاهانه و قدرتي نرم است که آينده را ميسازد.
جامعهاي که مادري را کماهميت جلوه دهد، در حقيقت بنيانهاي فرهنگي و انساني خود را تضعيف کرده است. زيرا تمدن، تنها با ساختمانها و شرکتها ساخته نميشود؛ با انسانهايي ساخته ميشود که در دامان عشق، تربيت و ارزش رشد يافتهاند.
مادر بودن در اسلام، نشانه ضعف يا انزوا نيست؛ نشانه عظمت، صبر، آگاهي و قدرت تربيت است.
و زن، در همان نقشي که گاه در برخي جوامع مدرن کمرنگ شمرده ميشود — يعني مادر بودن — ميتواند شکوه حقيقي خود را نشان دهد.
مادري محدوديت نيست؛ريشهاي است که درخت جامعه بر آن استوار ميماند.
مرضيه افراز فعال رسانه |