|
يادداشت؛ |
|
عفّت و قدرت؛ بازخواني الگوي زنِ اثرگذار در سيره حضرت خديجه(س) |
|
|
|
نام حضرت خديجه در تاريخ اسلام با لقب «طاهره» گره خورده است؛ لقبي که پيش از بعثت پيامبر(ص) در جامعه مکه به او داده شد. پرسش اينجاست: چرا او به پاکدامني شهرت يافت؟ و مهمتر از آن، نسبت عفّت با قدرت اجتماعي در زندگي او چگونه قابل تحليل است؟ پاسخ به اين دو پرسش، تصويري روشن از «زن قدرتمند در نگاه اسلامي» به ما ميدهد؛ تصويري که نه با کليشههاي سنتي همخوان است و نه با الگوهاي نمايشي مدرن. |
|
|
از همدان -زينب احمدي فعال فرهنگي و رسانه در يادداشتي نوشت:نخست بايد فضاي اجتماعي مکه را در نظر گرفت. جامعه جاهلي، جامعهاي آميخته با تبعيضهاي قبيلهاي، مناسبات اقتصادي خشن و بيانضباطيهاي اخلاقي بود. در چنين فضايي، زني که هم ثروت فراوان دارد، هم شبکه تجاري گسترده و هم موقعيت اجتماعي ممتاز، بهطور طبيعي در معرض نگاهها و مناسبات قدرت قرار ميگيرد. شهرت به «طاهره» در اين بستر، به معناي کنارهگيري از جامعه نبود؛ بلکه نشانه نوعي «مديريت آگاهانه مرزهاي اخلاقي» بود. خديجه(س) در تجارت صادق بود، در روابط اجتماعي سنجيده رفتار ميکرد و در انتخاب همسر معيار را بر فضيلت اخلاقي گذاشت، نه صرفاً ثروت يا نفوذ قبيلهاي. اين مجموعه رفتارها، تصويري از شخصيت منسجم و مستقل او ساخت و اعتماد عمومي را نسبت به او افزايش داد.
بنابراين، پاکدامني در اينجا صرفاً يک فضيلت فردي و دروني نيست؛ بلکه به يک سرمايه اجتماعي تبديل ميشود. اعتماد، بزرگترين پشتوانه قدرت اجتماعي است. کسي که در گفتار و رفتار مرزهاي اخلاقي را رعايت ميکند، در چشم جامعه «قابل اتکا» ميشود. همين اتکاپذيري است که به او امکان اثرگذاري ميدهد. خديجه(س) نه تنها تاجر موفقي بود، بلکه اعتبار اخلاقياش باعث ميشد سرمايهاش در شبکهاي گسترده به گردش درآيد. به بيان ديگر، عفّت او مانع فعاليت اجتماعياش نشد؛ بلکه ضامن اعتبار آن شد.
در اينجا ميتوان نسبت عفّت و قدرت اجتماعي را دقيقتر تحليل کرد. در نگاه سطحي، گاهي عفّت به معناي محدوديت و کاهش حضور اجتماعي فهم ميشود. اما در منطق ديني، عفّت نوعي «خودمهاري آگاهانه» است؛ يعني انسان بر اميال، هيجانات و فشارهاي بيروني مسلط باشد و تصميمهايش را بر اساس معيارهاي عقلاني و اخلاقي بگيرد. اين تسلط دروني، شکل عميقتري از قدرت است. فردي که اسير ميلهاي گذرا يا نگاه ديگران نيست، ميتواند انتخابهاي بزرگ و مسئولانه انجام دهد. از اين منظر، عفّت نه تنها قدرت را تضعيف نميکند، بلکه آن را جهتدهي و پايدار ميکند.
زندگي خديجه(س) نمونهاي روشن از اين معناست. او در انتخاب همسر، معيارش صداقت و امانت بود؛ ويژگيهايي که بعدها در شخصيت پيامبر اکرم(ص) به اوج رسيد. او ميتوانست با يکي از اشراف ثروتمند قريش ازدواج کند و جايگاه مادي خود را تثبيت نمايد، اما انتخاب او بر اساس تشخيص اخلاقي بود. اين انتخاب، نشاندهنده استقلال فکري و شجاعت اجتماعي اوست. استقلال در انتخاب، يکي از شاخصهاي قدرت است؛ و اين استقلال، ريشه در همان عفّت و خودمهاري داشت.
پس از بعثت نيز، قدرت خديجه(س) به شکل ديگري آشکار شد. او سرمايه خود را در مسير دعوت پيامبر(ص) قرار داد و در سختترين سالها، پشتوانه اقتصادي و روحي نهضت نوپاي اسلامي شد. اين تصميم، صرفاً يک حمايت عاطفي نبود؛ يک انتخاب راهبردي بود که آينده تاريخ را تحت تأثير قرار داد. قدرت اجتماعي در نگاه اسلامي، تنها به حضور ظاهري يا نفوذ سياسي محدود نميشود؛ بلکه توانايي جهتدهي به منابع و امکانات در مسير يک آرمان الهي نيز نوعي قدرت است. خديجه(س) اين قدرت را در بالاترين سطح نشان داد.
از اين تحليل ميتوان به تصوير زن قدرتمند در نگاه اسلامي رسيد. زن قدرتمند، زني نيست که براي ديدهشدن، مرزهاي اخلاقي را کنار بگذارد؛ و نيز زني نيست که از صحنه اجتماع حذف شود. او هويتي مستقل دارد، معيارهاي اخلاقي را آگاهانه برميگزيند و در عين حضور فعال اجتماعي، کرامت خود را حفظ ميکند. در اين چارچوب، عفّت به معناي انزوا نيست؛ بلکه به معناي «حفظ مرکز ثقل شخصيت» است. چنين زني ميتواند در اقتصاد، فرهنگ و خانواده نقشآفرين باشد، بيآنکه هويت خود را در نگاه ديگران حل کند.
اين الگو بعدها در وجود حضرت فاطمه نيز تداوم يافت؛ حضوري اجتماعي همراه با صيانت از کرامت و مرزبندي اخلاقي. بنابراين، در سنت اسلامي، عفّت و قدرت در تقابل با يکديگر قرار ندارند، بلکه مکمل هماند. عفّت، جهت و معنا به قدرت ميدهد و قدرت، امکان تحقق عملي ارزشهاي اخلاقي را فراهم ميکند.
در نهايت، شهرت حضرت خديجه(س) به پاکدامني، نتيجه انفعال يا سکوت نبود؛ حاصل شخصيت منسجم و انتخابهاي آگاهانه او بود. او نشان داد که ميتوان در متن جامعه حضور داشت، ثروت و نفوذ داشت، تصميمهاي بزرگ گرفت و در عين حال، مرزهاي اخلاقي را حفظ کرد.
اگر بخواهيم نسبت عفّت و قدرت را در يک جمله خلاصه کنيم، ميتوان گفت: عفّت، قدرت را از هيجان و خودنمايي جدا ميکند و آن را به مسئوليت و اثرگذاري پايدار پيوند ميزند. چنين الگويي، تصويري متوازن و انساني از زن قدرتمند ارائه ميدهد؛ تصويري که هم ريشه در ايمان دارد و هم در واقعيت اجتماعي قابل تحقق است.
خانم زينب احمدي فعال فرهنگي ورسانه |