|
يادداشت؛ |
|
تجلي شخصيت حضرت خديجه (س)در انديشه اسلامي |
|
|
|
حضرت خديجه بنت خويلد در جامعهاي اخلاقي و اجتماعي آسيبديده زندگي ميکرد، اما به عنوان «طاهره» شناخته شد. عفت و پاکدامني او تنها به معناي پرهيز فردي نبود، بلکه شامل استقلال شخصيتي، صداقت در تجارت و انتخاب آگاهانه همسر بود. در انديشه اسلامي، عفت به عنوان پايهاي براي قدرت سالم و ماندگار ديده ميشود، جايي که زنان ميتوانند با حفظ هويت معنوي خويش، در عرصههاي مختلف جامعه نقشآفريني کنند. شخصيت حضرت خديجه نمايانگر اين پيوند عميق ميان عفت و قدرت است. |
|
|
در همدان -مرضيه افراز در يادداشتي نوشت :خديجه بنت خويلد در جامعهاي زندگي ميکردند که پيش از ظهور اسلام، از نظر اخلاقي و اجتماعي با آسيبهاي جدي روبهرو بود. در چنين فضايي، ايشان به «طاهره» (بانوي پاک) شهرت يافتند؛ لقبي که نشاندهنده جايگاه ويژه اخلاقي ايشان در ميان مردم مکه بود.
شهرت حضرت خديجه به پاکدامني تنها به معناي پرهيز فردي نبود، بلکه مجموعهاي از ويژگيهاي اخلاقي و اجتماعي را در بر ميگرفت:
نخست، استقلال شخصيتي و اخلاقي؛ ايشان تحت تأثير فضاي ناسالم زمانه قرار نگرفتند و معيارهاي اخلاقي خود را حفظ کردند.
دوم، امانتداري و سلامت اقتصادي؛ حضرت خديجه تاجري بزرگ و موفق بودند، اما ثروت خود را وسيله برتريجويي يا فساد قرار ندادند. صداقت در تجارت، بخشي از عفت عملي ايشان بود.
سوم، انتخاب آگاهانه در زندگي شخصي؛ ازدواج باپيامبر (محمد بن عبدالله) بر پايه شناخت اخلاقي و معنوي صورت گرفت. اين انتخاب نشان ميدهد که پاکدامني در نگاه ايشان با عقلانيت و بصيرت همراه بود.
بنابراين عفت در شخصيت حضرت خديجه، حالتي منفعلانه نبود؛ بلکه نشانهاي از استواري دروني و تشخيص صحيح در عرصههاي مختلف زندگي بود.
نسبت عفت و قدرت اجتماعي
در برخي برداشتهاي سطحي، عفت به معناي کنارهگيري از جامعه يا محدود شدن در فضاي خصوصي تصور ميشود؛ اما در منطق اسلامي چنين برداشتي کامل نيست.
عفت در معناي دقيق خود به معناي کنترل و مديريت خواستههاي دروني است. فردي که توانايي مهار نفس و حفظ تعادل اخلاقي را دارد، در برابر فشارهاي اجتماعي نيز مقاومتر خواهد بود. از اين رو، عفت نه تنها مانع قدرت اجتماعي نيست، بلکه پايه و پشتوانه آن است.
قدرت اقتصادي يا اجتماعي اگر بدون مهار اخلاقي باشد، ميتواند به فساد و سوءاستفاده بينجامد. اما هنگامي که قدرت با عفت همراه شود، مشروعيت و پايداري پيدا ميکند. حضرت خديجه نمونه روشني از اين پيوند هستند: زني ثروتمند و بانفوذ که در عين حال به عنوان الگوي پاکدامني شناخته ميشود.
در اين چارچوب، عفت به معناي ضعف نيست؛ بلکه نشانه قدرت دروني و خودکنترلي است، و همين ويژگي، قدرت بيروني را جهتدار و اخلاقي ميکند.
تصوير زن قدرتمند در نگاه اسلامي : در نگاه اسلامي، زن قدرتمند تنها با شاخصهاي مادي مانند ثروت يا موقعيت اجتماعي تعريف نميشود، بلکه مجموعهاي از ابعاد معنوي، اخلاقي و اجتماعي در شکلگيري اين تصوير نقش دارد.
نمونهاي برجسته از اين الگو، فاطمه زهرا (س)است؛ شخصيتي که هم در عرصه خانواده و هم در دفاع از ارزشهاي اجتماعي و ديني نقشآفرين بود.
بر اساس اين الگو، زن ميتواند در عرصههاي مختلف—از اقتصاد و آموزش گرفته تا فعاليتهاي اجتماعي—حضور فعال داشته باشد، بدون آنکه کرامت انساني او خدشهدار شود. معيار اصلي، حفظ هويت معنوي و استقلال اخلاقي است.
در اين نگاه، زن «ابزار» ديده نميشود، بلکه «فاعل اخلاقي» و عنصر سازنده جامعه است. قدرت او از درون آغاز ميشود؛ از ايمان، آگاهي و خودکنترلي. سپس اين قدرت در عرصههاي بيروني مانند خانواده، اجتماع و حتي اقتصاد تجلي مييابد.
جمعبندي : شخصيت حضرت خديجه نشان ميدهد که در انديشه اسلامي، ميان عفت و قدرت تعارضي وجود ندارد. برعکس، عفت زيربناي قدرت سالم و ماندگار است.
زن قدرتمند در نگاه اسلامي زني است که: از نظر معنوي و اخلاقي استوار است، در عرصه اجتماعي نقشآفرين است، و قدرت خود را در مسير حقيقت و عدالت به کار ميگيرد.
در اين چارچوب، عفت نه محدوديت، بلکه سرچشمه اقتدار و کرامت انساني است.
مرضيه افراز /فعال رسانه |