|
|
|
تغییر مسیر اومانسیم از انسان محور به مرد محوری آغاز تاریخ سیاه فمنیسم| احقاق حقوقی به ظلم علیه زن منجر شد |
|
|
|
اومانسیم که در نگاه اول به دنبال فرد گرایی و انسان گرایی بود در تغییر مسیری که قالبا تمامی مکتب های غیرالهی دچار آن می شوند به سمت مردگرایی رفته و با تضعیف حقوق انسانی و حتی شأن زنان ، جنگ علیه زن و خانواده را به راه انداخت که تحت عنوان احقاق حقوق زن یا فمنیسم خود سیاه چالی برای دفن تمامی شئونات زن شد . |
|
|
اسدی مسئول کارگروه تخصصی زن و خانواده و ریاست حوزه علمیه در یادداشتی پیرامون فمنیسم مسیری برای ظلم به زنان نوشت :
فمینیسم به نظریه نابرابری زنان بامردان اشاره دارد و معتقدست درموقعیت های نابرابر به زنان ستم شدهاست.
برای همین ضروری است برای رفع این ذهنیت به صورت مختصری واژه فمینیسم موردبررسی قرار گیرد.اصل پیدایش آن به بعد از قرون وسطی برمی گردد آن زمانی که بعد از هزاره تاریکی عهد رنسانس روی کارآمدتا زمان عقب افتادگی انسان راجبران کند و باشعار فردگرایی و انسان محوری که همان مکتب اومانیسم بودسودای دفاع از انسانیت راسردهدکه در ابتدابرای بسیاری موردتوجه وجالب بود که دیگر دوره حاکمیت کلیساوپذیرش زور به پایان رسیده و دیگر نیاز نیست دانشمندی همچون گالیله برای حفظ جانش گرد بودن جهان را انکار کند.
امابه مرور زمان اومانیسم به جای انسان محوری سر از مردمحوری در آورد اینجا بود که در قرن هفدهم مری آستل و پس از آن ولستون کرافت با اشاراتی اعتراضات خود را شروع کرده و اعتقادشان را که برابری عقلی زنان و مردان بودرامطرح کردندوبا تأکید بر توان عقلانی زنان فروتری زنان را به دلیل تفاوت های جسمانی و روانی میان زن و مرد به نقدکشیدند.
اینجابود که گروهی از زنان خواستار اثبات برابری عقلانی بین زن و مرد بودند و در پی اثبات آن برابری به دنبال کسب حق رأی برای زنان بودند.در نهایت درسال ۱۹۲۰ موفق به کسب حق رأی شده اما متاسفانه درهمین اندازه نهضت زنان فروکش کرد و با کشته شدن بعضی از رهبران،نهضت ادامه پیدا نکرد و رو به افول نهاد.این دوره به موج اول شهرت پیداکرد.
پس از به رسمیت شناخته شدن حق رأی زنان در سال ۱۹۴۹ کتاب جنس دوم سیمون دوبوار و پس از آن در سال۱۹۶۳کتاب راز و رمز زنانه بتی فریدن باادبیاتی جدید وارد عرصه شدند. در این دوره نظریه مهمی به نام "پدر سالاری" مطرح شد.هدف از طرح آن آگاه ساختن دیگران از وضعیت زنان و ستم خانگی بود.معتقد بودند نظامی است که از خانواده آغازمی شود ودرحیطه اجتماع نیز ادامه می یابد.
یکی از مهم ترین شعارها در دوره که به موج دوم معروف شد "شخصی سیاسی" است.منظور اصلی آن، از میان برداشتن هراس زنان برای طرح مشکلات شخصی،فراگیر کردن راه حل هابااستفاده ازتجارب شخصی افراد واستفاده از روش های سیاسی و انقلابی برای حل مشکلات زنان بود.هم جنس خواهی، مخالفت شدیدبا ازدواج و به دنبال آن منع فرزند آوری و بی ارزش دانستن خانواده ارمغان دیگری از این دوره بود.
از نظر برخی زن پژوهان،انقلاب جنسی ودیگر تحولاتی که در وضعیت زنان پیش آمد زاییده موج دوم فمینیسم بود.البته این موج به دلیل نظرات شان از جمله انکار خانواده و عجیب تر از آن انکار جنسیت توسط سیمون دوبوار که منکر جنسیت شد،به رادیکالیسم شهرت پیداکردند دوبوار معتقد بود که هیچ انسانی دختر یا پسر به دنیانمی آیدوجامعه و تأثیرات آن وتربیت خانوادگی اورا دختریاپسر تربیت خواهد.
اماموج سوم در بستر پیدایش جریان پست مدرن شکل گرفت.از جمله شخصیت های این دوره ژاک دراید، میشل فوکو.یکی از مسائل مهم در باره نگرش پست مدرن، ضرورت نقد همیشگی است. آنان در پی ارائه نظریه معینی نیستند.وظیفه یک دانشمند را نقد همیشگی دیدگاه ها می دانند، یعنی نقد یک نظریه خودش اصالت دارد، نه برای رسیدن به یک نظریه جایگزین فمینیست های پست مدرن به ایدئولوژی ها، مکاتب وعلوم با نگاهی زنانه می کردند.آنان از کلی گویی در باره زنان و تحلیل زندگی آنان، بیان علت های ستم دیدگی ایشان،نیازها و راهبردهای حل مسائل شان پرهیز می کنند. تحلیل فمینیستی در باره این تفاوت این است که تاکنون نظریه فمینیستی بازتاب خواسته های زنان طبقه متوسط سفیدپوست آمریکایی-اروپایی بوده است، اما اکنون زمان آن رسیده است که حقوق و اوضاع زنان دیگر مانند سیاهان، سالمندان...دیده شود که در اصطلاح به آن فمینیسم سیاه، زرد ،سرخ...نامیده می شود یعنی زنان سرخ پوست مدل فمینیست شان با سیاه پوست یا سفید پوست متفاوت است.حتی فمینیسم غیر اسلامی بافمینیسم اسلامی و یاصلح طلب متفاوت است تاجایی که مکتب ها هم به فکر ایجاد فمینیستی درخور تفکرات خود پرداختند و نتیجه اش شدفمینیسم لیبرال، مارکسیسم و...
در دوره موج سوم خانواده ازجایگاه بی ارزش وهویت خود خارج شد زنان حق ازدواج دارند اما با حفظ هویت شان ،حق مادری دارند اماحق فنا وقربانی شدن را ندارند، در این دوره زنان حق داشتن ظاهری زنانه دارند ونیاز نیست همچون مردان موهای کوتاه و ابروان پرپشت داشته باشند. اینجا بود که بورژوازی که همان سرمایه داری خرده پا بود پا به عرصه ظهور گذاشت و زنان کالا بودنشان آغاز شد.از زنان عروسک نمایی که برای فروش اجناس روی زمین مانده که نیاز به تبلیغ داشتندتا زنان چاق وقدرتمندکه برای کارگری ارزان در کارخانه ها ابزاری شدند برای سرمایه داران و به مرور همین بورژوازی خرده پا تبدیل شد به کاپیتالیسم و نهایتاً فمینیسم فرایندی شد. |