|
|
|
چگونه در مرگ دوستان «مجازي» سوگواري کنيم؟ |
|
|
|
گسترش روز افزون فعاليتها در دنياي مجازي و روابط مبتني بر آن، ما را با مسائل تازهاي مواجه کرده است. از جمله تنظيم روابط با دوستان مجازي و کنترل و مديريت احساسهايي که از اين گونه روابط حاصل ميشود؛ به ويژه غم و اندوه حاصل از آن. |
|
|
اگر يک کاربر فعال در شبکههاي اجتماعي باشيد و کاربران زيادي را هم دنبال کنيد، تقريبا هر روز از طريق انتشار عکسي در اينستاگرام، پيامي در توييتر و تصوير و متني در فيسبوک، از فوت يکي از دوستان مجازي يا اعضاي خانواده آنها خبردار ميشويد؛ خبري که اگرچه به اندازه درگذشت دوست و فاميلي که سالها با او رابطهاي حضوري داشتهايد ناراحت کننده نيست اما در هر صورت باعث تاثر ميشود.
ناراحتي ما از خواندن اين گونه خبرها زماني بيشتر ميشود که با جستجوي بيشتر متوجه ميشويم که تعدادي از توييتها، پُستها، عکسها و ويديوهاي فرد فوت شده را پيشتر ديده و پسنديده بوديم و حتي آن شخص را بدون اينکه هويت دقيق و واقعي او را بدانيم، دنبال کردهايم. همچنين زماني ناراحتتر ميشويم که به ياد آوريم بارها با فرد فوت شده بصورت همزمان آنلاين بودهايم و چه بسيار هم تماس متني، صوتي، تصويري با هم برقرار کرده بوديم.
اما پيوندهاي آنلاين رو به افزايش، چه تفاوتي با روابط حضوري ما دارند؟ و وقتي افرادي که تنها به طور مجازي با آنها ارتباط داشتهايم، فوت ميکنند چه بر سر روح و روان ما ميآيد؟
دکتر شري جيکوبسون، روان درمانگر و بنيانگذار هارلي تراپي ميگويد: «ذهن ما بسيار بسيار قدرتمند است و قادر است بدن ما را در مواجهه با يک محرک مجازي به همان واکنش معمول در مورد يک محرک واقعي، وادار کند. مثل همان حالت برانگيختگي جنسي که در پي تخيلات سکسي فرد رخ ميدهد... همين مورد براي روابط شکل گرفته در فضاي مجازي نيز صادق است.»
از نظر ليتسا ويليامز، کارشناس روابط اجتماعي و مربي ترويج شيوه صحيح سوگواري نيز، اين تصور که نميتوانيد با فردي از طريق رسانههاي اجتماعي رابطه معناداري ايجاد کنيد، درست نيست. به باور او حتي برخي از روابطي که افراد به صورت آنلاين ايجاد ميکنند ميتواند عميقتر از روابطي باشد که در «دنياي واقعي» شکل گرفته است. چنان که گاهي اوقات افراد تحت تاثير احساس امنيت بيشتر، اطلاعات و ذهنيات خود را با دوستان مجازي خيلي بيشتر از آشنايانشان در دنياي واقعي به اشتراک ميگذارند.
بنابراين، درگذشت يک دوست مجازي نيز ميتواند به اندازه از دست دادن يک دوست واقعي و حتي بيش از آن تاثر برانگيز باشد.
به باور خانم ويليامز، در چنين مواقعي بسيار مهم است که فرد آموخته باشد با اندوهي که احساس ميکند، احساس راحتي کند و پس از پذيرش آن مثلا يک مراسم سوگواري آنلاين برگزار يا در آن شرکت کند. همچنين ميتوان با مراجعه به صفحه شخص درگذشته در شبکههاي اجتماعي، براي او پيامي با مضمون طلب آرامش نوشت.
خانم جيکوبسون يادآور ميشود که يک تفاوت رخ داده در روابط مجازي اين است که به احتمال زياد احساس غم و اندوه فرصت بروز پيدا نميکند، زيرا ممکن است در دنياي واقعي دوست مشترکي با فرد متوفي وجود نداشته باشد که به راحتي بتوان احساسات خود را با او در ميان گذاشت.
خانم جيکوبسون براي مديريت اين احساسات پيچيده، توصيه ميکند که حتما فضايي براي سوگواري پيدا کنيد. اين ميتواند هر فضايي باشد، از نوشتن در فضاي مجازي گرفته تا رفتن به جنگل و برگزاري يک مراسم عزاداري کوچک يا نوعي مراسم يادبود، مانند ريختن خاک در درياچه يا دفن خاک در زمين.
به اعتقاد او چون که انسان با وجود برقراري روابط مجازي، در نهايت موجودي فيزيکي است و در دنياي واقعي زندگي ميکند، همچنان ريشههاي تکامل آن در محيطهاي طبيعي بيشتر است و به همين دليل انتقال غم از فضاي مجازي به دنياي فيزيکي و وقتگذراني بيشتر با درختان و نور خورشيد، ميتواند ارزشمند و کمکحال فرد سوگوار باشد.
يورونيوز
انتهاي پيام/ن |