کد خبر: 147373 تاريخ انتشار: 1402/02/06 - 08:18
«اضطراب جدايي»، شايعترين اختلال در دوران کودکي
يک روانشناس درمورد اختلال اضطراب جدايي گفت: ويژگي اصلي اين اختلال، ترس يا اضطراب بيش از حد در رابطه با جدايي از خانه يا اشخاص دلبسته است.
براي بسياري از افراد دوران کودکي دورهاي پر از شادي و خاطرات دلپذير است؛ با اين حال، براي برخي از کودکان اين دوره ممکن است همراه با ترس، نگراني و اضطراب باشد و عامل بروز چنين حالتي احتمال جدايي از افراد مورد دلبستگي است.
مطالعات نشان ميدهد که اختلال اضطراب جدايي در ميان اختلالات دوران کودکي شايعترين اختلال است (SAD).
فائزه مرادي روانشناس درمورد اين اختلال رواني گفت: ويژگي اصلي اين اختلال، ترس يا اضطراب بيش از حد در رابطه با جدايي از خانه يا اشخاص دلبسته است و اين اضطراب فراتر از سطح رشد فرد است و موجب ناراحتي بيش از حد فرد ميشود. فرد مبتلا در مورد سلامتي يا مرگ اشخاص دلبسته و در مورد وقايع ناگوار مانند گم شدن، براي خودشان نيز نگران است.
وي ادامه داد: اين اختلال که با شکايات و ناراحتيهاي جسماني از قبيل سردرد و تهوع و ... همراه است، بايد حداقل به مدت ? هفته در افراد کمتر از ?? سال ادامه داشته باشد؛ هنگامي که جدايي رخ ميدهد، کودک درگير ترس از رسيدن آسيب به خود ميشود و يا ترس از اينکه پدر و مادر او بر نخواهند گشت.
اين روانشناس اضافه کرد: اضطراب جدايي ميتواند منجر به ترس از مهد کودک و يا مدرسه شود، که در آن کودک از رفتن به مدرسه به دليل ترس جدايي از پدر و مادر خودداري خواهد کرد. تحقيقات نشان داده است که وجود اضطراب جدايي در دوران کودکي زمينه ابتلاء به اختلال وحشت زدگي را فراهم ميآورد.
اين روانشناس با اشاره به اينکه پرخاشگري يکي از واکنشهاي هيجاني و طبيعي هر فرد در برابر ناکامي و موقعيتهاي ناخوشايند است افزود: کودکان خيلي زود در مييابند که از طريق ابراز خشم ميتوانند به خواستهها و نيازهاي خود برسند. دامنه پرخاشگري ميتواند از اهانت لفظي تا خشونت فيزيکي متغير باشد. کودکان پرخاشگر سعي ميکنند از طريق خشونت فيزيکي يا لفظي بر کودکان ديگر مسلّط شوند؛ آنها ممکن است عصباني، نگران، آزرده و نااميد از خود باشند، اما قادر به برخورد با اين احساسات نبوده و يا رفتارهاي خشونت آميز را از الگوهاي شخصيتي خاصي بياموزند. آنها به دليل احساس ناامني سعي ميکنند از طريق ناراحت کردن و ايجاد ناامني براي ديگران به آرامش و امنيت برسند.
وي اضافه کرد: دوران پيش دبستاني سالهاي مناسبي براي تشخيص، مداخله بهنگام و پيشگيري از مشکلات عاطفي و اجتماعي کودکان از قبيل پرخاشگري ميباشد. در صورت عدم تشخيص به موقع پرخاشگري، ممکن است در دوران نوجواني و بزرگسالي زمينه براي مشکالت جديتر از قبيل قلدري کردن، آسيب رساندن به ديگران، افت تحصيلي، تجاوز به عنف، بيکاري، دزدي، قتل و اشکال ديگر بيماريهاي رواني فراهم آيد که منجر به بار اجتماعي و مالي عمده خواهد شد.
اين روانشناس اضافه کرد: يکي از روشهاي مداخله روانشناختي کودک، بازي درماني است که در دنياي امروز تجلي پيدا کرده و به طور روزافزون در دنياي پيشرفته از آن استفاده ميشود. بازي درماني رويکردي با ساختار و مبتني بر نظريه درمان است که فرآيندهاي يادگيري و ارتباط طبيعي و بهنجار کودکان را پايه ريزي ميکند. قدرت درماني که در بازي درماني نهفته است به طرق گوناگون مورد استفاده قرار ميگيرد. درمانگران از اين طريق به کودکاني که مهارتهاي اجتماعي يا عاطفي شان ضعيف است، رفتارهاي سازگارانه تري را ميآموزند.
وي افزود: از جمله رويکردهاي مؤثر بازي درماني، رويکرد شناختي- رفتاري است. در بازي درماني شناختي- رفتاري کودک کمک ميکند تا شناختهاي خود را شناسايي و اصلاح کند و يا آنها را بسازد؛ او علاوه بر کمک کردن به کودک در شناسايي تحريفهاي شناختي خود، به او ياد ميدهد که اين تفکر ناسازگارانه را با تفکر سازگارانه تعويض نمايد. بازي درماني ميتواند به صورت فردي و گروهي انجام شود. بازي درماني گروهي پيوند طبيعي دو درمان مؤثر است. بازي درماني گروهي يک فرايند روانشناختي و اجتماعي است که در آن کودکان از طريق ارتباط با يکديگر در اتاق بازي چيزهايي را در مورد خودشان ياد ميگيرند. بازي درماني گروهي براي درمانگر فرصتي را فراهم ميکند تا به کودکان کمک کند که چگونه تعارضات را حل نمايند.
وي تصريح کرد: طبق تحقيقات به عمل آمده، متوجه شديم که بازي درماني بر کاهش نشانههاي اختلال اضطراب جدايي و پرخاشگري کودکان ميشود.
اين روانشناس گفت: کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدايي معمولاً زماني به متخصص مراجعه ميکنند که اختلال اضطراب جدايي موجب امتناع از مدرسه و يا علائم جسماني شديدي شده باشد؛ بنابراين شناسايي زودهنگام و طراحي و آزمودن درمانهاي متناسب با سن براي کودکان خردسال لازم به نظر ميرسد.
وي افزود: بازيهايي که اين نشانهها را کمتر ميکند بازيهايي است که در ابتدا خلق بچه را تنظيم کرده و سپس در شناخت کودک براي ترس از تنها ماندن تاثير گذار است.
بازيهايي که باعث ارتباط بهتر کودک با والدين خود ميشود شامل:
-بازيهاي نمادين مثل عروسکهاي نمايشي، حيوانات عروسکي، کتاب و ديگر اسباب بازيها و خاله بازي.
هدف از استفاده از عروسکها، تشويق کودک به صحبت در مورد روابطش با سايرين و کشف نگرانيهاي اوست.
-بازي با خميربازي رنگي موجب کاهش مقاومت کودک و افزايش انعطافپذيري او ميشود.
-بازيهاي عملکردي مثل جهيدن و تکان دادن و حرکات عضلات بدن است.
-بازيهاي قاعده دار مثل لي لي و هفت سنگ که به صورت جمعي اجرا ميشود و کودک پيروي از قوانين جمعي و پذيرش محدوديت ها را آموزش ميبيند؛ و بازيهايي که باعث کنترل اضطراب جدايي ميشود مثل قايم باشک که در کنار مادر انجام ميشود و حتي بازي با توپ که گام به گام درمانگر و مادر و بچه از هم دور ميشوند.
باشگاه خبرنگاران جوان
انتهاي پيام/ن