|
|
|
با کارتان ازدواج کردهايد يا همسرتان؟ |
|
|
|
عموم مردان يا زناني که بيش از زندگي شخصي به شغلشان اهميت ميدهند، در بزنگاههاي حساس زندگي مثل بيماري يا موفقيتهاي تحصيلي فرزندان و بحرانهاي خاص اعضاي خانواده غايباند. |
|
|
برخي از افراد متأسفانه نميتوانند بين جوانب مختلف زندگيشان يک تعادل معقول برقرار کنند، مثلا روي شغلشان چنان تمرکز ميکنند که از خانه و خانواده، همسر و ... غافل ميشوند، يعني به جنبه شغلي زندگيشان چنان وابسته ميشوند که به صورت افراطي براي آن وقت ميگذارند، همين باعث ميشود که بخش خانوادگي و ازدواجشان کمرنگ شده و ارتباط همسر و فرزندان با آنها کاهش پيدا کند که نتيجه چنين عدم تعادلي هم پيامدهاي منفي زياد در زندگي خانوادگيشان است.
خانمهايي هستند که هميشه از همسرانشان براي نبودن در زندگي گلايه ميکنند، اين خانمها خيلي برايشان پول و ماديات اهميت ندارد، ولي همسرانشان مدام براي تأمين مالي خانواده از فرصت بودن با آنها کم ميگذارند، ارتباطات زناشويي و خانوادگيشان خراب ميشود و عدم تعادل زندگي را به جاي نامناسبي ميرساند. تحقيقات نشان داده عمده اينکه همسران کارشان را در اولويت زياد قرار ميدهند، اعتياد به کار است چرا که آنها مدام درگير هستند و تعادل ذهنيشان از دست رفته است. شما از کدام دسته افراد هستيد، آنهايي که وقتي ازدواج کردند، همسرشان هووي شغلشان است يا اينکه ابتدا برايشان اولويت زندگي مشترک و سپس کار است. به اندازه به کار ميپردازند و به اندازه نيز به خانواده و فرزندان و همسر توجه ميکنند؟
پس از ازدواج تعادل مناسب بين شغل و زندگي مشترک اهميت دارد
رهبر معظم انقلاب ميفرمايند: «ما هميشه به مردها سفارش ميکنيم که وقتي کار دارند، اشتغال دارند از خانه زندگي قهر نکنند، بلکه يک جمع درست بين کار و زندگي داشته باشند، بعضيها صبح اول وقت ميروند بيرون تا ساعت ?? شب! ما معمولا به کساني که برايشان ممکن است، سفارش ميکنيم حتي ظهرها را بروند با زن و بچهشان باشند. در محيط خانوادگي، غذايشان را بخورند. يک ساعتي با هم باشند، بعد بيايند دنبال کارشان باز حتما در زمان مناسب اول شب بروند، بچهها را ببينند. ملاقات خانوادگي حقيقي داشته باشند».
عوارض ازدواج پدر و مادر با مشاغلشان!
براساس آيه ??? سوره بقره زن و شوهر لباس يکديگر و پوشاننده هم هستند: «هُنَّ لِباسٌ لَکُم وَأَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ». از آنجا که زنان عاطفيتر و با محبتترند، در روايات به مردان سفارش شده که به همسرانشان اظهار محبت کنند، همانطور که رسولخدا (ص) فرمودند: «سخن مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم» هيچگاه از قلبش بيرون نميرود». منتها اسلام دين اعتدال است در هر چيزي بايد اعتدال به خرج داد، در امور مربوط به کار، منزل و زندگي مشترک.
«دکتر نسيم نوري»، روانشناس خانواده معتقد است که از عوارض عدم تعادل بين کار و زندگي خانوادگي اين است که ساير اعضاء خانواده اعم از زن و فرزندان يا مرد و فرزندان هميشه احساس کمبود محبت دارند، وقتي با ديگران برخورد ميکنند اين کمبود در نگاهشان مشخص است، زماني که بچهها بزرگ ميشوند، حس ميکنند که تنها يک دستگاه چاپ پول به جاي پدر يا مادر کنارشان بوده، نه کسي که واقعا با آنها همراه و همدل باشد و خيلي از اين بچهها در نوجواني و جواني دچار بزهها و مشکلات روحي و رواني ميشوند چرا که هيچگاه يک پدر يا مادري نداشتند که با او درددل کنند و با تمام وجود با هم دوست باشند، قطعا اين بچهها در بزرگسالي هم نميتوانند خودشان پدران و مادران موفقي باشند، چون الگوهاي صحيحي نداشته اند.»
با لبخند وارد منزل شويد
دکتر نوري در اين باره ميگويد: «زنان و مردان بايد بدانند که درست است تأمين مخارج زندگي دشوار است و بايد در اين زمينه جدي بود، اما اولويت نيازهاي عاطفي خانواده هم نبايد فراموش شود. پدر يا مادر پس از ورود به خانه بايد مشکلاتشان را پشت درب بگذارند و با لبخند وارد شوند، مسائل شغلي را به داخل خانه نياورند، چرا که کسي قادر به حل آنها در خانه نيست و فقط استرس سايرين را زياد ميکند؛ بنابراين با لبخند وارد خانه شويد و ديگر زماني پس از آن براي گوشي همراه و لب تاب و پروژه و پرونده نگذاريد، بلکه تنها وقتتان براي خانواده باشد.
برخي از مردان و زنان به دليل شرايط چند سال اخير بخشي از کارهايشان را در خانه به صورت دورکاري انجام ميدهند، اين هم مشکلي ندارد، ميتواند به لحاظ زماني قابل مديريت باشد، مثلا چند ساعت کار در يک اتاق مجزا و سپس توجه به بچهها و همسر که ميتواند به صورت يک تفريح مشترک، صرف يک شام کنار هم يا يک پياده روي ساده با فرزندان و همسر باشد. برخي از مردان و زنان آنقدر در کارشان غرق ميشوند که فراموش ميکنند خانواده در کنارشان فرياد ميکشد، فرياد يک دست نوازش، يک حضور معمولي، يک همدلي و گپ و گفت ساده که ميتواند لبخند را به لب آنها بياورد.»
نقش همسران در گرم کردن کانون خانواده چيست؟
گاه ديده ميشود که يکي از همسران در نقش زناشويي خود و يا حضور گرم در خانه کمرنگ ظاهر ميشود حال به دليل مشغلههاي شغلي يا هر چيز ديگري، در اين راستا نقش همسر ديگر پر رنگ است که بتواند ديگري را به راه بياورد.
دکتر نوري روانشناس خانواده در همين راستا تأکيد ميکند که پيش از بحراني شدن شرايط بهتر است که در اين زمينه با همسرتان صحبت کنيد و اگر هم موفق به اين کار نميشويد، وقت مشاوره زوجي با يک روانشناس خانواده بگيريد تا او بتواند در اين زمينه کمک کند، خيلي اوقات همسران مشکلاتي زيرپوستي با هم دارند که اين امر باعث ميشود مردان يا زنان به کار و شغل بيرون از منزل بيشتر پناه ببرند، اگر اين مشکلات در جلسات مشاوره مطرح شود، آنها نيز به کانون خانواده باز ميگردند. همچنين غر زدن دائمي براي نبودن همسر، مقايسه او با ساير مردان يا زنان فاميل يا دوستان، لجبازي کردن و غفلت از فرزندان و زندگي تنها شرايط را بحرانيتر ميکند»
اولويت اول افراد در زندگي زناشويي بايد خانواده باشد، پس از آن مسائل شغلي مطرح است، درست است که بدون پول و بدون کار نميتوان يک زندگي خانوادگي را چرخاند، اما با برقرار کردن يک تعامل ساده مثل وقت گذاشتن براي اعضا، کم کردن ساعتهايي که فوق برنامه در محل کار حضور داريد، قرار دادن تفريحات مناسب با اعضاي خانواده در روزهاي تعطيل، گردهماييهاي خانوادگي شب هنگام در کنار هم، حل کردن مشکلات ارتباطي بين زن و شوهر، بهبود ارتباط و ترميم زندگي و کم کردن توقعات، اين تعامل را ميتوانيد برقرار کنيد.
باشگاه خبرنگاران جوان
انتهاي پيام/ن |