کد خبر: 151626                      تاريخ انتشار: 1404/10/14 - 11:15
جایگاه نقد قدرت و آزادی بیان در کلام امام علی علیه‌السلام
 
در اندیشه اسلامی، نقد قدرت و نظارت بر حاکمان نه‌تنها امری مجاز، بلکه وظیفه‌ای دینی و اجتماعی است. قرآن کریم با تأکید بر امر به معروف و نهی از منکر و سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، بستر آزادی بیان و مسئولیت‌پذیری حاکمان را فراهم می‌سازد. امام علی علیه‌السلام با نگاهی آرمانی به قدرت، نقد حاکم، پاسخ‌گویی مسئولان و نظارت مستمر بر کارگزاران را از ارکان حکومت عادلانه می‌دانست و در عمل نیز بر آن پای می‌فشرد.
 
تهران بزرگ - در تایید این مطلب قرآن امر به معروف و نهی از منکر را برای نقد و نظارت قدرت مطرح کرده و بر آن تأکید دارد:«نیکوترین امت کسانی هستند که بر امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند...» و از پیامبر روایت شده که فرموده است: «اختلافُ اُمّتی رَحمةً» این مسئله آشکارا به اهمیت تبادل افکار و نقد و نظارت قدرت که لازمه آن آزادی بیان است، اشاره دارد. و در احادیثی که از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقد و نظارت قدرت مورد تأیید قرار گرفته است: «هر گاه امت مرا دیدید که جرئت ندارند به ستمگر، نه بگویند، آنها را به حال خود واگذارید»
علی علیه‌السلام با پایبندی به اصولی، سعی در برقراری این امر کرده است که برخی از آنها عبارتند از: توضیح امور به مردم به جای پرده‌پوشی، تشویق به انتقاد، برگزاری نشست عمومی بدون نگهبان و پاسدار، مراقبت بر عملکرد دولتمردان و رفتار آنها با مردم، توجه به رعایت حال اکثریت، مذاکره و مدارا به جای قهر و خشونت، تبیین به جای تحمیل، رعایت تقوا و عدالت در رابطه با گروه‌های مخالف و مراقبت از حقوق آنان، صبر و سکوت در مقابل اقدامات مخالفان، ارشاد به جای اجبار، احترام به انتخاب مردم، تلاش در حفظ وحدت، آوردن حجت‌های گوناگون برای مخالفان، درنگ برای تألیف قلوب، منع دشنام‌گویی، اختیار و آزادی دادن به شهروندان و مردم، مهر و محبت با دشمن، علاقه به بقای دشمن، جنگ تدافعی نه تعرضی و ابتدایی، مکاتبه با دشمن، صلح‌طلبی، ترجیح مدارا و منطق بر خشونت، اهمیت و ارزش دادن به آگاهی توده‌ها و تحبیب در برابر تأکید.
علی علیه‌السلام به سبب نگاه آرمانی به قدرت آزادی مردم در بیان حقایق در نزد حاکمان را پذیرفته بود و به آن عمل می‌کرد؛ در حقیقت «سیره حضرت، همه‌اش ترغیب است که مردم حرفشان را در مقابل حاکم بزنند و تبعیت کورکورانه نکنند و آنچه را که در ذهن دارند با حاکم در میان بگذارند و [در این میان] ابهت و عظمت حاکم نباید مانع شود»
علی علیه‌السلام حاضر نشد عثمان را با ابوبکر و عمر برابر بداند و از او به سبب آزاد گذاشتن خویشان خود در تصرف جان‌ها و اموال مردم انتقاد کرد و او را مسئول رفتار کارگزارانش دانست.
اما لازمه نقد و نظارت دقیق قدرت، پایبندی به چند اصل است
۱ـ کنترل و پاسخ‌گویی است. حضرت به منظور نقد و نظارت دقیق بر کارگزارانش به اصل کنترل و پاسخ‌گویی توجه دارد و البته لازمه پاسخ‌گویی را کنار گذاشتن تکبّر و خودبزرگ‌بینی می‌داندو فرمودند: «آتش عصبیت را که در دل‌هایتان نهفته است، خاموش سازید و رشته تکبر را از گردن‌هاتان فرود آرید و بپرهیزید از بزرگی فروختن (تفاخر) از روی حمیت»
۲ـ لزوم نظارت بر کارگزاران و بازرسی اعمالشان بود.
علی علیه‌السلام به منظور نقد و نظارت قدرت کارگزاران خویش، نظارت دقیقی در رفتار و اعمال آنها داشت و چنانچه خطایی از آنان می‌دید، به‌شدت آنان را سرزنش می‌نمود و حتی در مواردی بدون در نظر گرفتن ملاحظاتی به عزل آنها می‌پرداخت.
۳ـ آنچه که حضرت بر آن تاکید می ورزید نظارت سخت بر کار خویشان و نزدیکان است تا از موقعیت پیش آمده سوءاستفاده نکنند. او در این زمینه حتی بر خانواده خود سخت می‌گیرد و نه تنها مناصبی به فرزندان خود نمی‌دهد، بلکه بر رفتارهای آنها نظارتی سخت دارد و این امر را به مالک هم توصیه می‌کند: «والی را نزدیکان است و خویشاوندان که خوی برتری‌جستن دارند و گردن‌فرازی و در معاملات انصاف را کمتر به کار بستن، ریشه ستم اینان را با بریدن اسباب آن برآر و به هیچ یک از اطرافیانت و خویشاوندانت زمینی را به بخشش وامگذار و مبادا در تو طمع کنند»