|
مهدی باوری و مهدی یاوری دو شاخصه اصلی نسل زمینه ساز حکومت مهدوی |
|
مهدیباوری و مهدییاوری، دو شاخصه اصلی نسلی است که باید زمینهساز حکومت مهدوی باشند. این دو شاخصه در شاکله نسلی جدید که با سهمگینترین توفانهای بنیانبرانداز دین و دینداری رو به رویند، تنها با تربیت دینی اصولی و همراه بینش و آگاهی شکل میگیرد. |
|
هیچ انقلاب و نهضتی بدون مقدمه و زمینهسازی به پیروزی نخواهد رسید. انقلاب جهانی امام مهدی(عج) نیز از این قانون مستثنا نیست. از آنجا که انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) مهمترین و عمیقترین انقلاب جهانی است، یکی از موارد زمینهساز برای این نهضت عظیم، تربیت نسل منتظر است.
مهدیباوری و مهدییاوری، دو شاخصه اصلی نسلی است که باید زمینهساز حکومت مهدوی باشند. این دو شاخصه در شاکله نسلی جدید که با سهمگینترین توفانهای بنیانبرانداز دین و دینداری رو به رویند، تنها با تربیت دینی اصولی و همراه بینش و آگاهی شکل میگیرد.
سؤال اساسی، این است که امروز چه کسانی مسؤلیت تربیت نسلی منتظر را برعهده دارند؟ آیا خانواده به تنهایی میتواند نسلی منتظر تربیت کند؟ جامعه، چقدر و چگونه در تربیت نسل منتظر نقش دارد؟ آیا شاخصههایی وجود دارد که بتوان بر مبنای آن به تربیت نسل منتظر پرداخت؟
*تعلیم و تربیت
وقتی سخن از تربیت است، سه واژه تربیت، تعلیم و اخلاق، ارتباطی نزدیک و گاهی هممعنا پیدا میکنند؛ لذا به بررسی نقاط اشتراک و افتراق این سه واژه میپردازیم. تعلیم، مصدر باب تفعیل است که از ماده (ع ـ ل ـ م) مشتق شده است و در لغت به معنای آموختن میباشد. راغب اصفهانی میگوید:
تعلیم به اموری اختصاص دارد که با تکرار و فراوانی همراه باشد، به گونهای که از آن، اثری در ذهن متعلم به وجود آید. برخی در بیان آن گفتهاند: تعلیم آگاه کردن نفس برای تصور معانی است و تعلم آگاه شدن نفس بر آن است.(راغب اصفهانی، 1332، ماده علم؛ زبیدی، 1414ق، ماده علم)
استاد شهید مرتضی مطهری، تربیت را این گونه تعریف میکند: تربیت، عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونیای را که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت درآوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است… از همین جا معلوم میشود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد.(مطهری، 1373: ص56و57)
با مقایسه آنچه در مجموع درباره معنای ریشهای لغات تعلیم و تربیت گفته شد، روشن میشود که نه تنها تعلیم، وسیلهای برای تربیت به شمار میرود، بلکه خود از مصادیق تربیت است. البته بین تریبت در مقام عمل، و دانش تربیت، فرق است. تربیت در مقام عمل، امري است که بر فرد یا گروهي از افراد اعمال ميشود یا فرد یا گروهي از افراد، آن را ميپذیرند؛ اما دانش تعلیم و تربیت یک رشته علمي است که واقعیتها و موقعیت هاي تربیتي را تحقیق و بررسي ميکند و امروزه مشروعیت خود را در عرصه علوم به اثبات رسانده است. وجود علایق خاص، ترتیب سؤالها و شیوه پاسخ دهي به پرسشها، چارچوب مفهومي خاصي را فراهم ميکند که آن را از دیگر علوم متمایز مینماید.
همچنین در هم تنیدگی فرآیند تربیت و اخلاق، در گذشته موجب شده است مرز مشخصی میان این دو تصویر نشود و فرآیند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابه تربیتیافتگی انگاشته شود؛ چنان که غزالی چنین نگاشت: معنی تربیت این است که مربی، اخلاق بد را از آدمی باز ستاند و به دور اندازد و اخلاق نیکو جای آن بنهد.
تربیت دینی
مفهومی که اینجا برای «تربیت دینی» در نظر گرفته میشود، به برآیند تربیت دینی، یعنی دین باوری و دین مداری و شخص دینباور و دینمدار نظر دارد. «دینمدار» کسی است که پیش از هر چیز، حیثیت کاربردی دین را باور کرده و به کارکردهای مؤثر دین در ساحتهای گوناگون زندگی انسانی، یقین داشته باشد.
تربیت دینی بدین ترتیب، هم به جهانبینی و مبانی اعتقادی و باورهای انسان نظر دارد و هم به اصول و ارزشهای اخلاقی، حقوقی، سیاسی و نظایر آنها متکی است. بهعبارتی، تربیت دینی هم با اندیشه و نظر فرد و هم با اخلاق و عمل او کار دارد.
کرامت انسان، اقتضا دارد که وی بتواند به پشتوانه ابزار و عناصری شخصی و شخصیتی (نظیر حواس ظاهری و باطنی، امیال، گرایشها، انفعالات و احساسات) به جایگاه والای خویش در نظام آفرینش بیندیشد و برای نیل به آن جایگاه به کمک اعضای ظاهری (جوارح) و نیروهای درونی (جوانح) خویش تلاش مناسب را به عمل آورد. چنین جایگاهی جز از راه معرفت دینی و التزام به رهنمودهای دینی، میسّر نیست و این هدف برجسته و مقصود بایسته، تنها با تربیت دینی، قابل تحقّق است.
انتهای پیام/* |