بارها اصطلاح درونگرا يا برونگرا بودن به گوشمان خورده است اما شايد اطلاعات کاملي براي تفسير اين دو تيپ شخصيتي نداشتهايم.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - بارها اصطلاح درونگرا يا برونگرا بودن به گوشمان خورده است اما شايد اطلاعات کاملي براي تفسير اين دو تيپ شخصيتي نداشتهايم. در اين مطلب ويژگيها برونگرايان و درونگرايان مورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس يک مدل در روانشناسي که به مدل Big Five يا پنج عامل بزرگ شخصيت معروف است مهمترين ابعاد شخصيت هر فرد را برونگرايي يا درونگرايي تشکيل ميدهد، برون گرايي و درون گرايي يک طيف هستند، برخي افراد در انتهاي دو سوي طيف قرار داشته و به شدت درونگرا يا برونگرا هستند، اما بيشتر مردم در ميانه طيف قرار داشته و به صورت نسبي به يکي از اين دو حالت گرايش دارند مثلا نسبتا برونگرا يا نسبتا درونگرا هستند.
اغلب افراد با وجود داشتن نشانههايي از يکي از اين حالات، اما حالاتي از گروه ديگر را نيز بروز ميدهند مثلا ممکن است فردي ويژگيهايي درونگراها را داشته باشد، اما علائمي از برونگرايي را نيز بروز بدهد.
براي نخستين بار کارل يونگ در سال ???? درباره درونگرايي و برونگرايي به عنوان بخشي از شخصيت انسان صحبت کرد. اين طبقهبندي يونگ بر اساس شيوهاي بود که افراد از جهان خود انرژي ميگيرند. تحقيقات او نشان داد که دريافت انرژي برونگرايان از طريق حضور در جمعيت و گفتگو با انجام ميشود در حالي که درونگرايان براي ذخيره انرژي به تنهايي نياز دارند.
برونگرايي به چه معناست؟
برونگراها را ميتوان از دو بعد خوشبينانه و بدبينانه توصيف کرد. به اين معنا که افراد برونگرا غالبا خوشصحبت و به اصطلاح خوش سروزبان و اجتماعي هستند، همچنين آنها عملگرا، پر شور و با انرژي، داراي شخصيتي دوستانه و صميمي بوده و همچنين برونريزي بالايي دارند اما از بعد منفي آنها به شدت توجه طلب بوده و به سادگي دچار حواس پرتي ميشوند آنها از تنهايي گريزان بوده و از آن رنج ميبرند.
ويژگيهاي عمومي برونگراها
در ادامه اين مطلب به برخي از ويژگيهاي مشترک برونگراها که به راحتي قابل مشاهده هستند اشاره ميکنيم.
- اين افراد غالبا علايق فراواني در ابعاد مختلف دارند
- به دنبال برقراري ارتباط با ديگران هستند
- پر حرف هستند
- براي در کانون توجه قرار گرفتن تلاش ميکنند
- ابتدا کاري را انجام ميدهند و بعد به تبعات آن فکر ميکنند
- از کار گروهي لذت ميبرند
- گريز از تنهايي و پرهيز از انزوا
- درباره افکار و احساساتشان به راحتي صحبت ميکنند
- خوشبين و منعطفاند
- به داشتن دوستان بيشتر تمايل دارند
- به شدت گيرا هستند
همچنين تحقيقات نشان ميدهد که برونگراها نسبت به درونگراها شاد بوده و از اختلالات رواني، کمتر آسيب ميبينند. مطالعهاي در سال ???? بيانگر آن بود که برونگراها بيش از حد در شبکههاي اجتماعي حضور دارند.
افرادي که دچار برونگرايي شديد هستند گاهي براي ايجاد تعادل در هيجاناتشان با مشکل مواجه ميشوند، گاهي به شدت پرخشگر ميشوند و گاهي نيز با بيثباتي در عقايد يا ناتمام رها کردن کارهايشان دست به گريبان هستند.
- اين افراد غالبا در ارائه تحليلهاي فاقد احساس دچار ضعف هستند
- گاهي به ديگران بيش از حد بها ميدهند
- گاه به شدت پرخاشگر يا کنترلگر ميشوند
- قضاوتهايشان منطقي نيست
- گاهي به شدت جدي گاهي هم به شدت شوخ طبع ميشوند
- توانايي تمرکز بر گفتههاي ديگران را ندارند
- از تمرکز بر گفته ديگران ناتوانند
- ممکن است از خود راضي به نظر بيايند
درونگرايي به چه معناست؟
درونگراها به افکار و احساسات دروني خود تمرکز بيشتري دارند، آنها معمولا علاقه زيادي به جمعهاي بزرگ و پرجمعيت نداشته و از چنين تعاملاتي خسته ميشوند. آنها ترجيح ميدهند با يک يا دو نفر خاص در ارتباط باشند. البته نبايد اين خصلت آنها را با گوشهگيري اشتباه گرفت.
تفاوت درونگرايي با کم رويي
بايد به اين نکته توجه کرد که درونگرايي يک بعد شخصيتي است درحالي که کمرويي نوعي احساس است که فرد به آن دچار ميشود. به عنوان مثال فرد خجالتي اگر در جمع قرار بگيرد ممکن است دچار علائم جسمي مانند سردرد، تعريق بالا، دل درد يا خشکي دهان شود، اما افراد درون گرا چنين علائمي را در جمع بروز نميدهند.
جمعيت آنها را مضطرب نميکند بلکه آنها در جمع معذب شده و احساس کاهش انرژي ميکنند چرا که تنهايي را به بودن در اجتماعات ترجيح ميدهند با اين حال در صورت ضرورت با اعتماد به نفس کامل در جمعها شرکت ميکنند.
درونگراها نيز مانند هر فردي ممکن است خجالتي هم باشند، اما کمرويي از ويژگيهاي درونگراها نيست.
درونگرايي همچنين يکي از علائم افسردگي نيست و نبايد افسردگي را به درونگرا شدن ربط بدهيد. مهمترين تفاوت در ايجاد حالات ناگهاني است به اين معنا که افراد افسرده معمولا قبل از مبتلا شدن به اين اختلال حضور در جمع برايشان مشکل نبود، اما اکنون به دليل افسردگي دچار انزوا طلبي شدهاند اين درحالي است که افراد درونگرا از ابتدا تنهايي را به حضور در جمع ترجيح دادهاند.
مساله ديگر آن است که افراد مبتلا به افسردگي از تنهايي خود لذت نبرده و از آن رنج ميبرند، اما قادر نيستند نوع ديگري زندگي کنند تا زماني که درمان شوند، اما درونگراها از تنهايي خود لذت برده و ميدانند چگونه تنهايي خود را به بهترين شيوه سپري کنند.
ويژگيهاي درون گراها
افراد درونگرا نيز مانند برونگراها خصوصيات اخلاقي خاص خود را دارند که شناخت آنها ميتواند به برقراري ارتباط بهتر با آنها کمک کند.
- اين افراد معمولا خودآگاه هستند.
- ابتدا فکر ميکنند و بعد عمل، در واقع براي گرفتن تصميم وقت گذاشته و غالبا هم تصميم درستي ميگيرند.
- از تنهايي لذت ميبرند.
- کارهاي فردي و غيرگروهي را ترجيح ميدهند.
- ترجيح ميدهند بنويسند تا اينکه صحبت کنند.
- حضور در اجتماعات شلوغ آنها را خسته و دچار کمبود انرژي ميکند.
- دوستان کم و بسيار صميمي دارند.
-قدر تخيل قوي دارند.
- زياد فکر کرده و ترجيح ميدهند وقتشان صرف افکار درونيشان شود.
- کم هيجان بوده و رفتاري آرام دارند.
- کم حرف و شنوندههاي خوبي هستند.
- اهل شوآف و ابراز توانمنديهايشان نيستند.
- مسائل شخصيشان را به ندرت با ديگران مطرح ميکنند.
- درباره مسائل شخصي ديگران کمتر سوال ميکنند.
- تشخيص احساسات از چهره آنها سخت است.
معايب درونگرايي
درونگرا بودن هم مانند برونگرا بودن مسالهاي منفي تلقي نميشود، اما اگر اين بعد شخصيتي باعث شود که فرد از انجام کارهاي روزانه بازمانده يا در روابط شخصي و زندگي با مشکل مواجه شود ضروري است رفتارش را تغيير دهد.
برونگرا بودن به صورت متعادل خوب بوده و باعث ميشود که ميزان خطا و شکست در اين گروه کمتر باشد، اما اگر اين ويژگي شخصيتي از حد تعادل تجاوز کند تبديل به نقطه ضعف وي ميشود، زيرا توانايي اقدام و عمل فرد را کاهش داده و به عنوان مثال فرد براي فکر کردن بيشتر فرصت طلايي انجام يک کار را از دست ميدهد.
برترين ها
انتهاي پيام/م