زنان پيشگام: از مبارزات انقلابي تا حضور در گام دوم انقلاب
مرور تجربه سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نشان ميدهد که زنان ايراني با عبور از نگاههاي محدودکننده پيشين، توانستهاند در کنار ايفاي نقشهاي خانوادگي، حضوري مؤثر و روبهگسترش در عرصههاي علمي، اجتماعي، اقتصادي، مديريتي و ورزشي داشته باشند؛ حضوري که از روزهاي مبارزه و دفاع آغاز شده و امروز به نقشآفريني در مسير پيشرفت و تحقق اهداف گام دوم انقلاب امتداد يافته است.
1404/11/14 - 10:41
تاریخ و ساعت خبر:
162187
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - حمزه الياس زاده : مرور سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نشان ميدهد زنان ايراني در کنار ايفاي نقشهاي خانوادگي، حضوري پررنگتر در عرصههاي علمي، اجتماعي، اقتصادي و ورزشي پيدا کردهاند؛ حضوري که از مشارکت در روزهاي مبارزه و دفاع تا نقشآفريني در دانشگاهها، مديريت اجتماعي و افتخارآفرينيهاي بينالمللي امتداد يافته و همچنان در حال گسترش است.
زنان در انقلاب اسلامي ايران حضوري دوشادوش مردان داشتهاند و تنها با نگاهي به تصاوير روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران به خوبي مشارکت و تأثيرگذاري بانوان را در اين عرصه ميبينيم. زنان در عرصههاي مختلف نه تنها کمتر از مردان در انقلاب اسلامي ايران مشارکت داشتند بلکه شاهد پيشرفت آنان در اين راستا بوديم.
مبارزه براي استقلال و آزادي، ديدن شکنجه و مقاومت، پيروزي انقلاب اسلامي، تشکيل هستههاي راه اندازي دولت و حکومت، شرکت در جنگ تحميلي ? ساله و پشتيباني از رزمندگان در پشت و صدر جبهه، حضور در بدنه دولت و مراکز علمي و آموزشي همچون دانشگاهها، ارتقاي سطح زندگي و زن اجتماعي بانوان و حالا ورود به عرصه هاي قهرماني و ... از جمله مواردي است که از زنان ايراني در روند انقلاب اسلامي نظاره گر بوده ايم. هر چند اين روند جزئيات درخشاني دارد که نميتوان همه اين موارد را در يک مطلب گنجاند اما بعضا به بخش کوچک اما روشني از آن ميتوان هم اشاره کرد.
مصداق هايي که در بستر انقلاب اسلامي شکل گرفت اما هر روز بيشتر رشد و بالندگي آن را ديديم. زن تا پيش از اين در دوران پهلوي در يک پوسته جنسي محصور بود. کافي است نگاهي به سينماي معروف به «فيلم فارسي» در اين دوران بيندازيم تا بهتر اين نگاه ضعيف و ضد انساني به زن را ببينيم.
پس از انقلاب اما اين نگاه ها خصوصا در خود سينما نيز تغيير کرد و جايي که تا پيش از آن از وزن اجتماعي زن به شدت ميکاست باعث شد که سطح اجتماعي بانوان با رشد و ارتقاء مهمي همراه شود. درواقع انقلاب اسلامي که تاکيد بر باطن زن تا تن نمايي و جسم آن داشت کليد اين تحولات شگرف بود. در اين چارچوب، زنان به عنوان نيمي از جمعيت کشور و يکي از مهمترين سرمايههاي اجتماعي، نقشي تعيينکننده در تحقق اهداف اين مرحله جديد بر عهده دارند.
در ادامه همين روند، ميتوان به گسترش حضور زنان در عرصههاي علمي و دانشگاهي اشاره کرد؛ جايي که طي دهههاي اخير سهم بانوان در ورود به دانشگاهها و کسب مدارج علمي به شکل قابل توجهي افزايش يافته است. امروز زنان ايراني در رشتههاي مختلف از علوم پزشکي و مهندسي گرفته تا علوم انساني و هنر، نقش پررنگي در توليد علم، پژوهش و آموزش ايفا ميکنند و بسياري از آنان در جايگاه استاد دانشگاه، پژوهشگر و مديران علمي فعاليت دارند.
در حوزه بهداشت و درمان نيز حضور گسترده زنان پزشک، پرستار، ماما و کادر درمان، بهويژه در مناطق محروم، يکي از جلوههاي مهم نقشآفريني اجتماعي بانوان محسوب ميشود؛ حضوري که در مقاطع بحراني همچون جنگ تحميلي، زلزلهها و همهگيريها نيز به خوبي نمايان شده است.
در عرصه مديريت اجتماعي و اجرايي نيز، هرچند هنوز چالشها و فاصلههايي وجود دارد، اما روند حضور زنان در شوراهاي شهر و روستا، مديريتهاي مياني، نهادهاي فرهنگي و سازمانهاي اجتماعي نشاندهنده افزايش مشارکت آنان در تصميمسازيهاي اجتماعي است. همچنين شکلگيري و گسترش فعاليتهاي کارآفريني زنان و حضور آنان در حوزه کسبوکارهاي کوچک و متوسط، صنايع دستي، توليدات خانگي و شرکتهاي دانشبنيان، نقش اقتصادي زنان را نيز پررنگتر کرده است.
از سوي ديگر، در حوزه ورزش نيز زنان ايراني توانستهاند در ميادين بينالمللي حضوري جدي داشته باشند و در رشتههاي مختلف افتخاراتي کسب کنند که نشاندهنده تغيير نگاه به توانمنديهاي بانوان در حوزههاي رقابتي و حرفهاي است.
در مجموع، اگرچه مسير پيشرو همچنان نيازمند رفع موانع، ارتقاي فرصتهاي برابر و تقويت بسترهاي فرهنگي و اقتصادي براي حضور مؤثرتر زنان است، اما تجربه سالهاي پس از انقلاب نشان ميدهد که زنان ايراني در بسياري از عرصهها توانستهاند ظرفيتهاي خود را آشکار کرده و به بخشي اثرگذار از حرکت اجتماعي و توسعه کشور تبديل شوند؛ مسيري که همچنان در حال تکامل و گسترش است.
در اين چارچوب، زنان به عنوان نيمي از جمعيت کشور و يکي از مهمترين سرمايههاي اجتماعي، نقشي تعيينکننده در تحقق اهداف گام دوم انقلاب به عنوان مرحلهاي جديد بر عهده دارند.
يکي از محورهاي اصلي گام دوم، پيشرفت علمي و فناوري است؛ حوزهاي که زنان ايراني در سالهاي اخير حضور پررنگي در آن داشتهاند. افزايش حضور بانوان در دانشگاهها، مراکز پژوهشي، شرکتهاي دانشبنيان و حوزههاي نوآوري نشان ميدهد که مشارکت علمي زنان ميتواند موتور محرک توسعه آينده کشور باشد.
در حوزه اقتصاد و توليد نيز، گام دوم انقلاب بر تقويت اقتصاد مقاوم و توليد داخلي تأکيد دارد. در اين زمينه، زنان ميتوانند با گسترش کارآفريني، توسعه کسبوکارهاي خرد و خانگي، حضور در صنايع خلاق، فعاليت در شرکتهاي نوپا و مشارکت در مديريت اقتصادي خانواده و جامعه، نقش مؤثري در رشد اقتصادي ايفا کنند.
از سوي ديگر، يکي از مهمترين عرصههاي مشارکت زنان، حوزه فرهنگ و سبک زندگي است. زنان به عنوان محور خانواده و تربيت نسل آينده، نقشي اساسي در انتقال ارزشها، تقويت هويت فرهنگي و تربيت نسلي فعال، اميدوار و مسئوليتپذير دارند؛ نسلي که قرار است ادامهدهنده مسير پيشرفت کشور باشد.
همچنين حضور زنان در فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي، رسانهاي و مديريتي ميتواند به افزايش سرمايه اجتماعي، تقويت اميد عمومي و مشارکت مردم در حل مسائل کشور کمک کند. گام دوم انقلاب بيش از هر چيز بر نقش مردم در ساخت آينده تأکيد دارد و در اين ميان، مشارکت آگاهانه و فعال زنان ميتواند يکي از عوامل مهم موفقيت اين مسير باشد.
در مجموع، تحقق اهداف گام دوم بدون حضور مؤثر زنان در عرصههاي علمي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ممکن نيست و آينده کشور در گرو مشارکت گستردهتر نسل جوان، بهويژه زنان توانمند و تحصيلکردهاي است که ميتوانند در شکلدهي به ايران آينده نقشآفرين باشند. بنابراين آنچه در اين حوزه نشان مي دهد حضور زنان در ايران بعد از انقلاب نه تنها غير برنامه ريزي شده و رها نبوده بلکه براي ارتقاي آنان طراحي هاي مختلف صورت گرفته و راهبرد کشور نيز ارتقاء همه جانبه زنان در فرهنگ ايراني است.

بازگشت به ابتدای صفحه