یادداشت / زهرا دلاوری پاریزی
شکوه و عظمت خدیجه (س) ، اولین مؤمن و حامی رسول خدا/ ام لمؤمنین ، ملکهی اسلام و عشق بیپایان
حضرت خدیجه (س)، ملکهی اسلام و همسر پیامبر اکرم (ص)، نه تنها شریک زندگی او بود، بلکه به عنوان حامی مالی و عاطفی، نقش بینظیری در تاریخ اسلام ایفا کرد. او با شرافت و نجابت، در سختترین شرایط به پیامبر (ص) کمک کرد و با فداکاریهایش، پایهگذار دعوت اسلامی شد. در این یادداشت، به بررسی زندگی و ویژگیهای برجسته این بانوی بزرگوار میپردازیم.
1403/12/23 - 08:29
تاریخ و ساعت خبر:
215272
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - قم: حرف دل بود و حدیث عشق، آنقدر کمالاتش به چشم میآمد که بتواند دل دلدار عالَم را هم ببرد، تا او را به همسری انتخاب کند، کنار او آرام بگیرد و تا آخر عمر به این انتخاب خودش افتخار کند . بانو خدیجه سلام الله علیها چنان خودی نشان داد که خدای متعال و جبرئیل هم محو تماشای او، به آستانش سلام فرستادند.
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ رَسُولِ اللَّهِ سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ خاتَمِ النَّبِیّینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ المُؤْمِنینَ.
حضرت خدیجه (س) به عنوان عشق اول، همسر پیامبر اکرم (ص)، نه تنها شریک زندگی پیامبر بود، بلکه حامی مالی و عاطفی او نیز محسوب میشد. او تجارت و سخاوت را با هم داشت، یک بانوی مدبر و اقتصاددان، که شرافت و نجابت را ضمیمه کار خود کرده بود. زنی کارآفرین بود که تجارت را مدیریت میکرد و از این طریق توانست به استقلال مالی دست یابد. (ابن سعد، محمد، طبقات الکبري) همچنین، از ثروت خود برای کمک به نیازمندان استفاده میکرد و در این راستا نقش فعالی داشت. (کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی) داراییاش، مایهی برکت و رشد دعوت محمد، یتیم قریش، شد به طوری که در محاصره اقتصادیِ تازه مسلمانان، در شعب ابیطالب، او بود که این جمع کوچک را از پاشیدن و تلاشی، حفظ کرد. همو که شبها با مشقت رنج محمد را به جان میخرید و عاشقانه به دیدار معشوقش میشتافت. به گفته شاهدان تاریخ، «حکیم بن حزام برادرزاده خدیجه(س)، با شترها، گندم و خرما را حمل میکرد و با زحمت و خطر زیاد، آنها را به بنیهاشم میرساند. فقط در موسم حج (رجب و ذیالحجه) بود که رسول خدا و یارانشان میتوانستند از شعب خارج شوند، مقداری آذوقه و مواد خوراکی تهیه، و سپس در دوران محاصره از آن استفاده کنند. خدا این کار خدیجه(س) را در ردیف نعمتها و مواهب بزرگ خود به بنده برگزیدهاش
محمد(ص) برشمرد.»
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِناتِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا خالِصَةَ الْمُخْلِصاتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَةَ الْحَرَمِ وَ مَلائِکَةَ الْبَطْحآءِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اَوَّلَ مَنْ صَدَّقَتْ بِرَسُولِ اللَّهِ مِنَ النِّساءِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ وَفَتْ بِالْعُبُودِیَّةِ حَقَّ الْوَفآءِ، وَ اَسْلَمَتْ نَفْسَاً وَ اَنْفَقْتَ مالَها لِسَیِّدِ الْأَنْبِیآءِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا قَرینَةَ حَبیبِ اِلهِ السَّمآءِ، اَلْمُزَوَّجَةِ بِخُلاصَةِ الْأَصْفِیآءِ. یَا ابْنَةَ اِبْراهیمَ الْخَلیلِ.»
حضرت مادر! مایه آرامش و طیب خاطر اشرف انبیاء (ع) شده بودی و یک تکیهگاه مطمئن برای پدر این امت، که چون در آغاز وحی، دچار اضطراب و نگرانی شد، تو ملکه عالم امکان، بانو خدیجه، با آرامش و اطمینان خاطر او را حمایت کردی و اولین کسی بودی که به ایمان آوردی.
مادرجان! بدون شک حضور چون تو بانوی مقتدری در خانوادهی نبوت، ثمرات خودش را یک به یک نشان داد و علاوه بر تقویت بنیان خانواده باعث رشد معنوی فرزندانت گردید. تو با تربیت صحیح، زینب و فاطمه (سلاماللهعلیها)، یا به نقلهایی قاسم، عبدالله، رقیه، ام کلثوم را در دامن پاکت پروراندی و نمونهای از یک مادر فرهیخته را در هزار و اندی سال پیش ارائه دادی. (شیخ مفید، محمد بن نعمان، الإرشاد.)
همین شرافت و نورانیت تو بود که حتی بانوان بهشتی را برای خدمت و یاریات در وضع حملت به دنیا کشانید.
شنیدن داستان شکوه و عظمتت، ای حضرت ملکهی اسلام، از زبان فرزند راستگویت قطعا زیباتر و شنیدنیتر است؛ امام صادق(ع) فرمود: «حضرت خدیجه(س) هنگام تولد فاطمه(س) از زنان قریش کمک خواست؛ اما آنها کسی را نزد حضرت خدیجه فرستاده و گفتند: تو با ما مخالفت کردی و حرف ما را نپذیرفتی و با محمّد ازدواج کردی که مردی فقیر بود و هیچ مال و ثروتی نداشت؛ از این رو ما نمیتوانیم به تو کمک کنیم! خدیجه(س) از این پیام اندوهگین شد.»
مادرجان عمق غمت را میتوانم با تمام سلولهای بدنم حس کنم که چقدر از این حرفشان رنجیدی و غم عالم روی دلت نشست؛ اما غصه نخور مادرجان! تو تنها نیستی، تو محمد را داری، علی را داری که دوستان خدایند، آری بانو تو خدا را داری، تو تنها نخواهی ماند، زیر منت این زنهای حقیر، این افراد کوتاهنظر؛ آری منتظر امداد پرورودگارت باش که بهشتش مشتاق دیدار توست.
«در این هنگام چهار زن بلند قامت که به زنان بنیهاشم شبیه بودند، بر خدیجه وارد شدند. و خدیجه(س) از دیدن آنان وحشت نمود. یکی از آنان گفت نترس؛ ما خواهران تو و فرستادگان خدا هستیم؛ من سارهام؛ او آسیه دختر مزاحم همراه و رفیق تو در بهشت است؛ او مریم دختر عمران و آن دیگری کلثوم دختر عمران و خواهر حضرت موسی(ع) است. خداوند ما را فرستاد تا کارهای زایمان تو را انجام دهیم.
یکی از آنها روبرو، یکی سمت راست، یکی سمت چپ، و دیگری پشت سر خدیجه نشستند تا ایشان، فاطمه(س) را پاک و پاکیزه به دنیا آورد.»
مادرجان دیدی چه شکوه و عظمتی برایت رقم خورد؟ دیدی خدای مهربان چگونه تو را از رنج
تنهایی و بیکسی رهانید؟ آخر او رفیق است، رفیق کسی که غمخواری ندارد! آن هم در زنانهترین و سختترین رویداد زندگی یک زن! مادرجان جان عالمی فدای تو، تمام قریش و مردان و زنان عالم فدای یک تار مویت! در این دستگاه، هرچه تنهاتر، حضور خدا پررنگتر، خدایی که از بهشت بر تو سلام رساند.
«بعد از تولد فاطمه(س)، ده تن از حوریان بهشتی آمدند و در دست هر کدامشان طشت و ظرفی بهشتی پر از آب کوثر بود. یکی از آنها که جلوتر بود ظرف را گرفت و فاطمه را با آن آب شستوشو داد و دو پارچهی سفید که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر، خوشبوتر بود، در دست داشت که با یکی، فاطمه را پیچید و با دیگری، سر او را پوشاند. آنگاه از فاطمه خواستند تا سخن بگوید و ایشان نیز شهادتین را به زبان آورد و گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ أَبِی مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ سَیدُ الْأَنْبِیاءِ وَ أَنَّ بَعْلِی عَلِی سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَ وُلْدِی سَادَةُ الْأَسْبَاط». سپس حضرتشان(س) به هر یک از آن زنان سلام داد و نام هر یک را به زبان آورد. آنان نیز به فاطمه(س) لبخند زدند. حوریان بهشتی نیز ولادت فاطمه را تبریک گفتند، و اهل آسمان به همدیگر تبریک گفتند. و از آن زمان، نور درخشندهای در آسمان پدید آمد که قبل از آن، ملائکه هرگز آنرا ندیده بودند. آن زنان گفتند: ای خدیجه! این فرزند پاک، مبارک، پاکیزه، با یمن و برکت را بگیر! خداوند به او و نسل او برکت دهد» .
حضرت مادر! یومّا! اما چه حیف و صد افسوس که سالهای شیرین پدرمان محمد با تو، چندان دوامی نداشت. خیلی زود او را ترک کردی و تنهایش گذاشتی، نه تنها پدر، که عالم، ستون و اساس خود را از دست داد. دهم رمضان سال دهم بعثت، یک جان پدرمان را با خودت بردی که تا آخر عمرش با چیزی جبران نشد.آخر سن ۶۵ سالگی برای شما که تازه به اسلام جانی داده بودی، ناگهانی بود، بخصوص که ابوطالب،
عموجان عزیز و شریف پدر نیز، همین سال را برای رفتن انتخاب کرد. با تمام وجودم میتوانم درک کنم که چرا آن سال برای پدر، عام الحزن، سال حزن و اندوه نامیده شد. آه مادرجان، امروز هم پس از چندین قرن در سالروز وفاتت، که از تو مینویسم، گویا تمام رنج رفتنت در آسمان چشمانم نمودار شده و باران اشک مجالم نمیدهد، واژهها را گم میکنم، پریشانم، خاطرات زیبایت پس و پیش میشوند و برای چکیدن بر سینهی کاغذ عجله دارند. روزی که چشمهایت را بر محمد بستی و نگاهت را از او دریغ کردی، چه بر دل عاشق تو و چه بر قلب مهربان پدرمان پیامبر(ص) و بر دینمان اسلام گذشت؟! آه بمیرم برای پدر که محرمی جز خودت نداشت که بدن عزیز تو را در تکفین و تشییع و تدفین به او بسپارد، تو که زنان قریش حتی در وضع حملت نیامده بودند. تاریخ بر غربت پدرمان محمد(ص) چنین شهادت داده که «ابتدا با ردای خودش و سپس با ردای بهشتی، خدیجه(س) را کفن کرد و او را به قبرستان معلاة در مکه به خاک گرم و مهربان مکه سپرد». گویا میبینم دستان لرزان پدر را که پس از دفن تو، به آنها و قبر تو نگاهی میاندازد و دست بر پشت دست میزند و آرام و بیصدا اشک میریزد. ببار باران، ببار که روزهای باخدیجه گذشت، ببار که دیگر دلدار دل محمد(ص) در دل خاک آرام گرفته، سلام محمد را پاسخ نمیدهد و غبار از تنش و غم از دل داغدارش نمیستاند. ببار ای دیده که دیگر بینشان جدایی افتاده و محمد زین پس بیشتر منتظر رفتن نزد معشوقش خواهد بود.
مادرجان! میگویند اگر حاجتی داری بر سر قبر پدرومادر برو و از آنها حاجت بخواه؛ قبر و آرامگاهتان که از ما دریغ شده، حداقل همین قصه را به عنوان مرثیه و روضه و محبت قلبیام به خودت، به عشق روی ماه ندیدهات بپذیر، مثل مایی که نه پدر دیدهایم، نه مادر، نه علی، نه هیچ یک از خانواده آسمانیمان را. برایمان مادری کن و دعایمان نما. برای ما و فرزندان یتیممان، ما یتیمان آل محمد (ص).
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرآئیلُ، وَ بَلَّغَ اِلَیْهَا السَّلامُ مِنَ اللَّهِ الْجَلیلِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا حافِظَةَ دینِ اللَّهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا ناصِرَةَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ تَوَلّي دَفْنَها رَسُولُ اللَّهِ، وَ اسْتَوْدَعَها اِلي رَحْمَةِ اللَّه.
اَشْهَدُ اَنَّکَ حَبیبَةُ اللَّهِ وَ خِیَرَةُ اُمَّتِهِ، اِنَّ اللَّهَ جَعَلَکِ في مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِهِ في قَصْرٍ مِنَ الْیاقُوتِ وَ الْعِقْبانِ، في اَعْلي مَنازِلِ الْجَنانِ. صَلَّي اللَّهُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
10/9/1446
مصادف با رحلت ملکهی اسلام، بانوی دو عالم
خدیجهی کبری سلام الله علیها.
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه