خيرا يکي از عکاساني که به وي حتي نمي توان عکاس خبري گفت و با صحنه سازي و به طور کارگرداني شده عکسهايي را تهيه و به اسم عکس خبري منتشر مي کند و جالب اينجاست همين عکس هاي فيک و جعلي مورد توجه خصوصا رسانه هاي غربي قرار مي گيرد، در صحنه سازي ديگر لباس پاکبانان زحمت کش را پوشيده و در يک شوافي کاملا مشهود با مظلوم نمايي عنوان مي کند که دستگاه قضائي براي وي حکم تميز کردن شهر را صادر کرده است درحالي که کرامت زنانه وي ناديده گرفته شده است.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - اميرحمزه نژاد : دشمن از هر روزنهاي براي ايجاد گسست اجتماعي و رخنه بزرگ استفاده مي کند اما در اين راستا آنچه که بسيار مهم است خوراکي است که برخي از افراد حاشيه ساز که عطش ديده شدن دارند به معاندان و رسانههاي آنان مي دهند. اخيرا يکي از عکاساني که به وي حتي نمي توان عکاس خبري گفت و با صحنه سازي و به طور کارگرداني شده عکسهايي را تهيه و به اسم عکس خبري منتشر مي کند و جالب اينجاست همين عکس هاي فيک و جعلي مورد توجه خصوصا رسانه هاي غربي قرار مي گيرد، در صحنه سازي ديگر لباس پاکبانان زحمت کش را پوشيده و در يک شوافي کاملا مشهود با مظلوم نمايي عنوان مي کند که دستگاه قضائي براي وي حکم تميز کردن شهر را صادر کرده است درحالي که کرامت زنانه وي ناديده گرفته شده است.
اين صحنه سازي خانم عکاس درحالي است که حکم دقيق دستگاه قضائي در خصوص وي اين بوده است که با خدمات اجتماعي اسيب هايي که با رفتار خود ايجاد کرده است را جبران کند. در اصل براي وي ارايه خدمات عمومي در شهر و در انظار عمومي ديده نشده است؛ بلکه وي بايستي اين خدمات را در پارک مخصوص بانوان انجام دهد. اما اين خانم بازهم با دروغ پراکني سعي کرد اذهان عمومي را دوباره مشوش کند درحالي که همين خدمات اجتماعي بعلاوه پژوهشي در خصوص جرمي که انجام داده است و آثار منفي آن از جمله مجازاتهاي جايگزيني است که سعي دارد فرد خاطي را به مسير درست بکشاند و به او به طور منطقي با درگير شدن با واقعيات جامعه و مسائل صحيح فرصت حقيقت جويي و واقع بيني بدهد. اما وي از همين فرصت هم براي دروغ پراکني استفاده کرده است.
نگاهي به کار گذشته اين خانم عکاس نشان مي دهد که وي پيشتر نيز از اين دروغ پراکني ها در کارنامه کاري خود داشته که باعث رسوايي او شده است اما بازهم اين ديده شدن به مذاق وي خوش آمده و بر پيمودن مسير غلط پافشاري مي کند.
اين خانم در حوادث سال 96 اقدام به ساخت يک عکس کرد و در آن يک دختر بازيگر در مقابل سردر دانشگاه تهران حضور داشت و با کپسول آتشنشاني فضاي غبارآلودي ايجاد کرد که گويي گاز اشک آور است و اين دختر در ميان اغتشاشات اينطوري پيروزمندانه دست خود را بالا گرفته و در ميان گاز اشک آور همچون فيلم ايستاده در غبار به طور حماسي ايستاده است. خيلي زود اين عکس در رسانه هاي غربي مورد توجه قرار گرفت و به عنوان نماد اغتشاشات ايران در اين رسانه ها حتي در صفحه يک مطبوعات غربي منتشر شد و جوايز زيادي نيز دريافت کرد.
جالب اينجاست که وي حتي براي اين عکس جعلي خود نيز حواشي دروغ و افسانه گونه ساخته است و گفته که اوضاع آنقدر بغرنج بوده که گفته اند که براي عکاسي اين حادثه دروغين بايد يک عکاس مرد فرستاد ولي وي به عنوان يک زن توانسته در ميانه حوادث حضور پيدا کند و اين عکس محشر ( ساختگي) را بگيرد!
درحالي اين عکس ساختگي به عنوان تک عکس برتر خبري سال از سوي انجمن صنفي عکاسان مطبوعاتي ايران معرفي شد که بسياري از رسانه ها نسبت به اين اقدام انجمن عکاسان اعتراض کردند اما مسئولان اين انجمن نتوانستند پاسخ دهند که چرا به يک عکس ساختگي نشان برتر عکس خبري سال را داده اند. حالا اين خانمي که از يک عکس جعلي درآمد و اعتبار کسب کرده است و در همان زمان با افشا شدن اين امر بسيار مورد انتقاد افکارعمومي قرار گرفت دوباره دست به اقدامات ساختگي براي درآمدزايي، شهرت طلبي و ... زده است.
نکته اساسي اينجاست که با همه اين رسوايي هاي خانم عکاس، ضدانقلاب و رسانه هاي غربي که ادعاي حرفه اي بودن و رعايت اخلاق حرفه اي دارند بازهم وي را به عنوان يک عکاس خبري معرفي و عکس جعلي وي را به عنوان يک عکس واقعي منتشر مي کنند. اين موضوع به خوبي نشان مي دهد که ضدانقلاب و رسانه هاي غربي به عنوان جريان آزاد و حقيقت خبري نيستند و تنها به فکر براندازي و رسيدن به مقاصد شوم خود هستند.
نکته اساسي ديگر اين است که مجازات هاي جايگزين از جمله خدمات اجتماعي با هدف متنبه ساختن و به نوعي فرصت دوباره در عين نگاه بخشش در برابر گناه و اشتباه صادر مي شود اما جالب است که از همين نگاه رئوفانه نيز چنين افرادي براي تخريب دستگاه قضائي کشور استفاده مي کنند که اوج نگاه آنها نسبت به رفتارهاي سازنده را نشان مي دهد. متاسفانه شايد در برابر اين افراد بايد ضرب المثل نرود ميخ آهنين بر سنگ را جايز دانست.
انتهاي پيام/*