در حالي که موج حمايتهاي هيجاني در شبکههاي اجتماعي روزبهروز گستردهتر ميشود، انتشار يک ادعاي جعلي آزار جنسي توسط پيک زن در آمريکا بار ديگر نشان داد چگونه «فريبکاريهاي جنسيتي» و سوءاستفاده از گفتمانهاي فمينيستي ميتواند افکار عمومي را گمراه و قربانيان واقعي را بيصدا کند.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - حمزه الياس زاده - چند وقتي است که در فضاي مجازي باب شده است که برخي دختران و زنان براي خودنمايي و گرفتن غرامت از فريب تجاوز و ضرب و شتم استفاده ميکنند.
يکي از مواردي که اخيرا اتفاق افتاده و باعث رسوايي يک زن شده است به ماجراي پخش غذا باز ميگردد.
اخيرا در آمريکا، مردي از يک شرکت پيک مواد غذايي، غذا سفارش ميدهد و گزينه "غذا دَم در بمونه" رو انتخاب ميکند و در خانه خود به صورت نيمه برهنه دراز کشيده بوده است. بعد چند دقيقه خانمي به نام "اوليويا هندرسون" که پيک بوده، برخلاف قانون وارد خانه مشتري شده و از او فيلم گرفته و در شبکه تيکتاک ادعا مي کند که مورد آزار جنسي قرار گرفته است.
بعد از اين داستان، بسياري از گروههاي فمينيستي به پشتيباني از اين زن از پليس ميخواهند که مرد سفارش دهنده غذا مجازات شود.
پس از ورود پليس به پرونده و چک کردن دوربينهاي مداربسته، متوجه ميشوند هيچ آزار جنسي در کار نبوده و اين دختر 23 ساله دنبال مطرح شدن و غرامت جعلي بوده است.
بنابراين شرکت آمريکايي بلافاصله وي را اخراج ميکند. دادگاه هم به جرم "فيلمبرداري غيرقانوني و انتشار تصاوير خصوصي به احتمال زياد براي وي 8 سال مجازات زندان تعيين خواهد کرد.
اين ماجرا موضوع فريب زنانه در فضاي مجازي را بازتاب داده است. نکته اساسي اين است که اين نوع فريبکاري ها ممکن است براي دختراني که به واقع دچار مشکل و حادثه واقعي مي شوند اثرگذاري منفي داشته باشد و افکار عمومي با زياد شدن اين موارد، حوادث واقعي را نيز جعلي و کاذب بخوانند.
نکته ديگر حمايت هاي فمنيستي بي چون و چرا و بدون مبنا است که بدون سند و مدرک از زنان جاعل و فريبکار حمايت ميکنند و آسيبهاي متعددي است که براي مردان به بار ميآورند و به جنس مخالف آسيب وارد ميکنند و آنان را نسبت به زنان بدبين ميکنند.
اين حادثه بار ديگر نشان داد که شبکههاي اجتماعي نهتنها بستري براي ديدهشدن هستند، بلکه با کوچکترين ادعاي زنان يا مردان ميتواند موجي از فشار اجتماعي، برخوردهاي اشتباه و برچسبهاي نادرست ايجاد کند.
با افزايش چنين مواردي، ضرورت بازبيني قوانين، راستيآزمايي دقيقتر ادعاها و پرهيز از حمايتهاي هيجاني بيش از پيش احساس ميشود.
پرونده «اوليويا هندرسون» نمونهاي از چرخه معيوبي است که در آن فريبکاري فردي با حمايت بيسند گروههاي افراطي فمينيستي تکميل ميشود؛ چرخهاي که در نهايت نهتنها مردان را قرباني ميکند، بلکه مهمتر از همه، صداي زنان واقعيِ آسيبديده را نيز خاموش کرده و اعتماد عمومي به ادعاهاي خشونت جنسي را فرسوده ميکند.
انتهاي پيام/*