زن؛ مرزبان خاموش ايمان | خوانشي از نقش تربيتي زنان در تداوم فرهنگ انتظار
در تجربه تاريخي شيعه، انتظار فرج تنها يک مفهوم اعتقادي يا احساسي نبوده، بلکه سبکي از زيست روزمره است که نسلها را در مسير ايمان نگه داشته است. اين يادداشت با نگاهي تحليلي به نقش زنان بهعنوان مرزبانان خاموش ايمان ميپردازد و نشان ميدهد چگونه تربيت خانوادگي و سبک زندگي، ستون پنهان تداوم فرهنگ انتظار در جامعه بوده است.
1404/11/20 - 17:21
تاریخ و ساعت خبر:
162407
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - قم - نجمه صالحي: در محيط خانواده زن، مرزبان خاموش ايمان ميشود و فروپاشي معنوي نسل بعد را پيش از آنکه سياسي يا نظامي باشد، مهار ميکند. بنابراين«تربيت نسل منتظر» نه يک پروژهي فرهنگي مدرن است و نه يک شعار معاصر؛ بلکه ادامهي يک سنت تاريخي زنانه است. سنتي که در آن، انتظار نه با خطابه و هيجان، بلکه با سبک زندگي منتقل ميشود؛ با پرهيز از ظلم، وفاداري به حقيقت، و اميدي که در دل شکستهاي تاريخي خاموش نميشود.
انتظار فرج ديگر يک آرزوي معلق در آسمان و دست نيافتني نيست، يک پروژهي زمينيِ زمانبَر و سخت است. پروژهاي که بازيگران اصلي آن، نه سياستمداران و خطيبان، بلکه افرادي هستند که ايمان را به نسل بعد «منتقل» نميکنند، بلکه آن را به صورت زيسته و پايدار بازتوليد ميکنند.
و شايد به همين دليل است که انتظار، عليرغم قرنها غيبت، فرو نپاشيده است؛ چون بر شانههاي زناني ايستاده که ظهور را نديدند، اما زندگيشان را طوري سامان دادند که گويي آن آينده، قطعاً خواهد آمد.
اگر پذيرفته شود که انتظار فرج در تجربهي تاريخي شيعه يک وضعيت معرفتي و عملي بوده و زنان ستون پنهان بازتوليد آن در نسلها بودهاند، آنگاه نميتوان نقش زن در عصر حاضر را به توصيههاي کلي و احساسي فروکاست. پرسش اصلي ديگر اين نيست که «زن منتظر چه احساسي بايد داشته باشد؟» بلکه اين است که چه کارکرد تاريخياي امروز بر عهدهي اوست.
نخستين راهکار، بازتعريف تربيت ديني است. تاريخ نشان ميدهد آنچه نسلها را منتظر نگه داشت، حفظ يک تصوير زنده از عدالت، امام و آينده بود، نه صرف حفظ اطلاعات اعتقادي. مادرِ منتظر بيش از آنکه آموزگار مفاهيم کلامي باشد، معمار افق ذهني فرزند است به اين معنا که کودک، ظلم را «طبيعي» تلقي نکند، اميد را سادهلوحي نداند و دين را امري مربوط به حاشيهي زندگي نفهمد.
دومين راهکار، احياي الگوي «انتظار در سبک زندگي» است، نه در مناسک مناسبتي. انتظار اگر به دعاهاي گاهبهگاه يا مراسم جمعه محدود شود، بهتدريج تهي از اثر اجتماعي ميشود. تجربهي تاريخي زنان شيعه نشان ميدهد انتظار در تصميمهاي کوچک روزمره ساخته ميشودمثلا در شيوهي کسب روزي، در صداقت يا دروغ، در عدالت يا تبعيض درون خانواده و در نوع مواجهه با رنج و ناکامي. اين سطح از انتظار، ديده نميشود، اما نسل ميسازد.
سومين راهکار، بازگرداندن دعا به جايگاه تربيتي خانواده است، نه صرفاً آييني. در سنت تاريخي انتظار، دعا ابزار تنظيم روان و افق زندگي بوده است، نه فقط ابزار طلب حاجت. زني که دعا براي فرج را در زندگي روزمرهي خود و فرزندش نهادينه ميکند، در واقع «زمان آينده» را وارد اکنون ميکند. اين همان معنايي است که امام جواد(ع) از آن به «فرج در کار انسان» تعبير ميکند، گشايش در افق زيست، نه الزاماً گشايش در شرايط بيروني.
چهارمين راهکار، مقاومت آگاهانه در برابر عاديسازي بيعدالتي است. يکي از خطرناکترين آفات عصر غيبت، عادتکردن به ظلم، فساد و تبعيض بهعنوان واقعيتهاي تغييرناپذير است. تربيت نسل منتظر يعني پرورش حساسيت اخلاقي، اينکه کودک بفهمد جهانِ موجود، جهانِ نهايي نيست.
پنجمين راهکار، پرهيز از قهرمانسازيهاي افراطي و انتظارهاي غيرواقعي است. انتظار تاريخي شيعه با انسانهاي معمولي ساخته شد، نه با انسانهاي قديس. زني که تصور کند بايد به يک الگوي آرماني دستنيافتني برسد تا «منتظر واقعي» باشد، عملاً از ميدان خارج ميشود. سنت زنانهي انتظار، سنت پايداري حداقلي اما مستمر بوده است، نه جهشهاي معنوي نمايشي.
اين مسير، فرساينده، تدريجي و اغلب بيتشويق اجتماعي است اما تاريخ شيعه دقيقاً به همين دليل زنده مانده است زيرا افرادي بودهاند که کار خود را «کوچک» نديدند، حتي وقتي نتيجهي آن را هرگز نديدند از اين منظر، انتظار فرج در عصر غيبت يک مسئوليت تربيتيِ سنگين است که نياز به توجه و تدبير و برنامهريزي ويژه دارد.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه