چرا ?? ساعت کافي نيست؟ /مشکل شما زمان نيست، تمرکز است!

کمبود زمان مشکل اصلي مديران نيست، بلکه نبود تمرکز و اولويت‌بندي درست است که با شفاف‌سازي اهداف، حذف اضافات و تفويض هوشمندانه مي‌توان آن را حل کرد.
چرا ?? ساعت کافي نيست؟ /مشکل شما زمان نيست، تمرکز است!
1404/11/27 - 11:51
تاریخ و ساعت خبر:
172569
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - در دنياي پرشتاب مديريت و رهبري، کارشناسان تأکيد مي‌کنند راه اثرگذاري بيشتر نه در کار کردنِ بيشتر، بلکه در تمرکز آگاهانه بر مهم‌ترين اولويت‌ها نهفته است.
اگر شما هم مانند بسياري از مديران و رهبران سازماني هستيد، احتمالاً بارها آرزو کرده‌ايد کاش روزها ?? ساعت داشتند يا هفته‌ها هشت‌روزه بودند تا بتوانيد از پس تمام مسئوليت‌ها و کارهايي که روي دوشتان است بربياييد. در جايگاه مديريتي، اغلب اين احساس وجود دارد که زمان هرگز کافي نيست و هميشه در حال عقب‌ماندگي و جبران هستيد. جلسات پشت‌سرهم، تصميم‌هاي فوري، فشار نتايج و انتظارات بالا، همگي باعث مي‌شوند احساس کنيد کنترل زمان از دستتان خارج شده است.
رهبران سازماني مرتب مي‌پرسند چگونه مي‌توان بهره‌وري بيشتري داشته باشند. اين سؤال کاملاً قابل‌درک است؛ به‌ويژه وقتي بسياري از مديران ارشد حوزه فناوري به‌شدت درگير بهينه‌سازي فرايندها و عملکرد شرکت‌هايشان هستند. اما واقعيت اين است که در مقطعي، شما تمام قطره‌هاي بهره‌وري ممکن را از روزتان گرفته‌ايد و ديگر راه‌حل، «انجام دادن کارهاي بيشتر» نيست. گام بعدي، ياد گرفتن هنر اولويت‌بندي است.
مديران فناوري با تسلط بر اولويت‌بندي، مي‌توانند عملاً يک يا دو ساعت اضافه در روز براي خودشان خلق کنند. استراتژي‌هاي سنتي مديريت زمان اغلب براي رهبران کارايي لازم را ندارند، چون روزهاي آن‌ها قابل پيش‌بيني نيست، جلسات بخش عمده برنامه‌شان را اشغال مي‌کند و تقريباً همه چيز «فوري» به نظر مي‌رسد. در ادامه، سه راهبرد کليدي براي تمرکز بهتر زمان و انرژي معرفي مي‌شود؛ راهبردهايي که به شما کمک مي‌کند بيشترين اثرگذاري ممکن را داشته باشيد.
اولويت‌هايتان را کاملاً شفاف کنيد
اولويت‌بندي از شناخت دقيق اولويت‌ها آغاز مي‌شود. شما دقيقاً به‌دنبال چه چيزي هستيد و موفقيت را چگونه تعريف مي‌کنيد؟ اگر اهداف شما مبهم و گنگ باشند، حتي بهترين تکنيک‌هاي مديريت زمان هم شکست خواهند خورد.
شفافيت لزوماً پيچيده نيست. براي مثال مديرعامل يک شرکت تنها سه هدف اصلي براي سال آينده تعريف کرد: افزايش تعداد کاربران اپليکيشن، کاهش هزينه‌هاي عملياتي و رشد سود نهايي. همين سه اولويت، مبناي تمام تصميم‌هاي او شد.
پس از آنکه هيئت‌مديره با اين چشم‌انداز موافقت کرد، او زمان و انرژي خود را کاملاً با اين اهداف هم‌راستا ساخت و تمام ابتکارها و پروژه‌هايي را که در اين چارچوب نمي‌گنجيدند، متوقف کرد. او فردي اجتماعي بود و مرتب براي حضور در پادکست‌ها، کنفرانس‌ها و رويدادهاي شبکه‌سازي دعوت مي‌شد. اما داشتن اولويت‌هاي شفاف به او اين امکان را داد که با اطمينان «نه» بگويد؛ هر جا که آن فعاليت واقعاً تأثيري بر اهداف کليدي نداشت.
نکته مهم‌تر اين بود که او اين اولويت‌ها را در يک نشست عمومي با کارکنان مطرح کرد و به مديران و اعضاي تيم اختيار داد هر کاري را که با اين سه هدف هم‌خواني ندارد، به چالش بکشند. اگر مديري پروژه‌اي خارج از اين اولويت‌ها پيش مي‌برد، کارکنان تشويق مي‌شدند مستقيماً موضوع را با خود مديرعامل در ميان بگذارند. به اين ترتيب، او نه‌تنها زمان خودش، بلکه فرهنگ تمرکز و هم‌راستايي را در کل سازمان نهادينه کرد.
آنچه اهميت ندارد را حذف کنيد
يکي از سريع‌ترين راه‌ها براي بازپس‌گيري زمان، حذف بي‌رحمانه حواس‌پرتي‌هاست. مي‌توانيد اين کار را شبيه به ساختن يک «فهرست کارهايي که نبايد انجام داد» در نظر بگيريد. اين رويکرد را هم براي پروژه‌هاي کاري و هم براي قرارها و جلسات به کار ببريد، چرا که مديران بخش عمده روز خود را در جلسات مي‌گذرانند.
کارشناسان معمولاً به مديران توصيه مي‌کنند هر هفته يک «بازبيني تقويم» انجام دهند. برنامه هفته پيشِ رو را مرور کنند و هر جلسه‌اي را که با معيارها و اولويت‌ها هم‌خواني ندارد، رد يا شخص ديگري را به‌جاي خود بفرستند.
البته شرط مهم اين است که اين زمان بازيافته‌شده را آگاهانه براي کارهاي باارزش اختصاص دهيد، نه اينکه دوباره آن را با جلسات بيشتر پر کنيد. حذف، اگر هدفمند نباشد، به‌سرعت جاي خود را به شلوغي جديد مي‌دهد.
هوشمندانه تفويض اختيار کنيد
شما نمي‌توانيد همه چيز را حذف کنيد، اما مي‌توانيد کارهاي بيشتري را واگذار کنيد. خوشبختانه هرچه در مسير شغلي بالاتر مي‌رويد، افراد بيشتري در دسترس شما هستند که مي‌توانند کمک کنند. نکته کليدي اين است که از آن‌ها کمک بخواهيد، نه اينکه انتظار داشته باشيد ذهن شما را بخوانند. پيش از آنکه کاري را خودتان انجام دهيد، از خود بپرسيد:
آيا اين کار واقعاً در «منطقه نبوغ» من است؟ آيا فرد ديگري مي‌تواند اين کار را حتي ?? درصد به خوبي من انجام دهد؟ با تمرکز روي اين کار، از انجام چه کار مهم‌تري بازمي‌مانم؟ اگر کاري واقعاً در حوزه توانمندي منحصربه‌فرد شما نيست، آن را به فرد ديگري بسپاريد. اين کار به شما اجازه مي‌دهد بر بخش‌هايي تمرکز کنيد که ارزش افزوده واقعي شما در آن‌هاست.
آيا مي‌توانيد از شريک زندگي‌تان در کارهاي خانه کمک بگيريد؟ آيا مي‌شود نسخه‌هاي دارويي، خريد مواد غذايي يا انجام امور روزمره را خودکار يا برون‌سپاري کرد؟ همه اين‌ها فضاي ذهني و زماني ايجاد مي‌کند تا روي آنچه واقعاً اهميت دارد تمرکز کنيد.
در نهايت، شما نمي‌توانيد زمان بيشتري خلق کنيد. اما مي‌توانيد آگاهانه‌تر از زمان موجود استفاده کنيد. تمرکز بر اهداف اصلي کسب‌وکار، حذف حواس‌پرتي‌ها و واگذاري کارهايي که در حوزه نبوغ شما نيستند، سه راهبردي هستند که فضاي ذهني، زمان و انرژي بيشتري در اختيارتان قرار مي‌دهند؛ فضايي که مي‌تواند از کسب‌وکار و زندگي شما به بهترين شکل ممکن حمايت کند. شما از پسش برمي‌آييد.
فرارو
انتهاي پيام/ن

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
موفقيت، تمرکز، مديريت زمان
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو