فرمول جاه‌طلبي اخلاقي؛ بدون قرباني کردن ارزش‌ها، به اوج برسيد

کتاب «دستاورد آگاهانه» نوشته اسکات بريتون، نگاهي نو به مفهوم پيشرفت ارائه مي‌دهد و با تلفيق معنويت با کار و زندگي روزمره، راه عملي براي رشد شخصي در دل دنياي پرشتاب امروز پيشنهاد مي‌کند.
فرمول جاه‌طلبي اخلاقي؛ بدون قرباني کردن ارزش‌ها، به اوج برسيد
1404/11/29 - 11:57
تاریخ و ساعت خبر:
182668
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - در زماني که موفقيت بيشتر با سرعت، رقابت و دستاوردهاي بيروني سنجيده مي‌شود، اسکات بريتون مي‌کوشد ميان جاه‌طلبي و رشد دروني پيوندي تازه برقرار کند و نشان دهد آرامش و موفقيت الزاماً در دو سوي مخالف يکديگر قرار ندارند.
در جهاني که موفقيت اغلب با سرعت، رقابت و دستاوردهاي بيروني سنجيده مي‌شود، صداي تازه‌اي در حال برخاستن است؛ صدايي که دعوت مي‌کند ميان جاه‌طلبي و رشد دروني مرزي نکشيم. اسکات بريتون، کارآفرين سابق حوزه فناوري و نويسنده کتاب تازه‌اي با عنوان «دستاورد آگاهانه» (Conscious Accomplishment)، مي‌کوشد اين دوگانگي ريشه‌دار را در هم بشکند و نشان دهد که مي‌توان به موفقيت‌هاي بزرگ رسيد، بي‌آن‌که آرامش و آگاهي دروني قرباني شود.
بريتون که زماني بنيان‌گذار يکي از استارت‌آپ‌هاي موفق در نيويورک بود، پس از سال‌ها تلاش بي‌وقفه براي رسيدن به اهداف شغلي، به نقطه‌اي رسيد که بسياري از مديران بلندپرواز در سکوت از آن عبور مي‌کنند: خستگي، اضطراب و احساس پوچي. او در گفت‌وگوهاي اخيرش توضيح مي‌دهد که در حدود سي‌سالگي دريافت مسير بيرونيِ موفقيت نمي‌تواند جايگزين رضايت دروني شود. همين تجربه، او را به جست‌وجوي پاسخي تازه براي اين پرسش سوق داد که «چگونه مي‌توان در عين جاه‌طلبي، روح را نيز پرورش داد؟»
شکستن اسطوره جدايي ميان جاه‌طلبي و معنويت
کتاب جديد بريتون واکنشي است به فرهنگي که به باور او ميان پيشرفت بيروني و رشد دروني ديوار کشيده است. از نظر او، تمدن مدرن دو گزينه پيش روي انسان قرار داده: گوشه‌نشيني و ترک دنيا براي رسيدن به آرامش معنوي يا غرق شدن در مسابقه‌اي بي‌پايان براي موفقيت اقتصادي و اجتماعي. اما همان‌طور که او مي‌گويد، اين تنها يک ايده است، نه حقيقتي ذاتي.
بريتون با الهام از آموزه‌هاي شرقي، به‌ويژه مفهوم «خانه‌دار روحاني» در سنت‌هاي هندو، پيشنهاد مي‌کند که مي‌توان هم‌زمان در دنياي کار و خانواده حضور داشت و در عين حال مسير خودشناسي را پيمود. او در کتابش تأکيد مي‌کند که کار روزمره، روابط خانوادگي و حتي لحظه‌هاي خشم و ناکامي مي‌توانند بخشي از تمرين معنوي باشند؛ اگر فرد ياد بگيرد از هر تجربه‌اي براي مشاهده و بازآموزي واکنش‌هاي دروني خود استفاده کند.
از بنيان‌گذار استارت‌آپ تا جوينده آگاهي
مسير دگرگوني بريتون ناگهاني نبود. او سال‌ها در فضاي پرتنش استارت‌آپ‌ها زيسته بود، جايي که معيار ارزش انسان با ميزان سرمايه جذب‌شده، ساعات کاري طولاني و رشد سريع شرکت سنجيده مي‌شود. در ظاهر، او موفق بود؛ شرکتي با حدود پنجاه کارمند و سرمايه‌اي بيست ميليون دلاري. اما در درون، به گفته خودش، همه‌چيز حول کنترل، رقابت و اضطراب مي‌چرخيد و از شادي خبري نبود.
تحولي دروني با تجربه‌اي عميق از آگاهي آغاز شد. او مي‌گويد پس از سفري ذهن‌گشا متوجه شد لايه‌اي در وجودش وجود دارد که آرام، دوست‌داشتني و فارغ از ترس است. اين تجربه او را به مسير تازه‌اي هدايت کرد: تلفيق زندگي روزمره با رشد معنوي، نه فرار از يکي براي رسيدن به ديگري.
ديدار او با استادي معنوي نقطه عطف اين مسير بود. آموزگارش به او گفت: «قرار نيست از جهان کنار بکشي؛ از هر موقعيت زندگي‌ات براي رشد استفاده کن. از واکنش‌هايت شروع کن.» همين جمله به گفته بريتون، ساختار فکري او را دگرگون کرد.
تمرين آگاهي در دل زندگي مدرن
بريتون بر اين باور است که معنويت واقعي در انزوا شکل نمي‌گيرد، بلکه در تعامل روزانه با زندگي شهري و روابط انساني آزموده مي‌شود. او با طعنه مي‌گويد: «بوداي خوب در جنگل زندگي مي‌کند؛ بوداي بزرگ در جهان.» از نظر او، اگر کسي بتواند پس از بازگشت از خلوت‌گاه و در ميان خانواده يا در يک جلسه کاري پرتنش همچنان آرام و آگاه بماند، در واقع به رشد واقعي رسيده است.
او روش خود را «بازالگوسازي» يا Re-patterning مي‌نامد: يعني بازشناسي الگوهاي واکنشي ذهن و بازنويسي آن‌ها در لحظه. براي مثال، وقتي در ترافيک يا در برابر تأخير يک مشتري احساس خشم يا اضطراب مي‌کنيم، به جاي سرکوب يا توجيه احساس، بايد به درون نگاه کنيم و بپرسيم: «چرا اين موقعيت چنين واکنشي در من برانگيخته است؟» به اعتقاد بريتون، بخش عمده‌اي از واکنش‌هاي ما محصول الگوهايي است که در کودکي شکل گرفته و بدون آگاهي در بزرگسالي تکرار مي‌شود.
او توصيه مي‌کند هر بار که فرد تحريک يا ناراحت مي‌شود، جمله‌اي کوتاه در تلفن خود يادداشت کند؛ مثلاً «دعوت مادر»، «تاخير مشتري»، يا «صف طولاني». سپس از خود بپرسد آيا در ذات اين موقعيت رنجي وجود دارد، يا اين ذهن من است که آن را به رنج تبديل کرده؟ اين تمرين ساده به گفته او، نقطه شروع بازنويسي الگوهاي ذهني است.
ميان کار و آگاهي، ديواري نيست
بريتون در کتابش نشان مي‌دهد که مراقبه و تمرين‌هاي سنتي مانند يوگا، مديتيشن يا تنفس عميق مي‌توانند سودمند باشند، اما اگر به‌عنوان بخشي جدا از زندگي روزمره ديده شوند، خود به نوعي جدايي ذهني منجر مي‌شوند. هدف او اين است که افراد ياد بگيرند در حين انجام کارهاي عادي همزمان بخشي از توجه خود را به احساسات بدني و واکنش‌هاي دروني‌شان معطوف کنند. به باور او، وقتي ذهن و بدن همزمان در لحظه حاضر باشند، آگاهي تبديل به حالت طبيعي زندگي مي‌شود.
او همچنين به چالش «اقتصاد توجه» اشاره مي‌کند؛ دنيايي که در آن ميلياردها دلار براي جذب و کنترل تمرکز انسان‌ها صرف مي‌شود. با اين حال معتقد است ريشه‌ي وابستگي به تلفن همراه يا شبکه‌هاي اجتماعي در ابزارها نيست، بلکه در الگوهاي ذهني پنهان ماست؛ ترس از بي‌کاري، احساس کم‌ارزشي يا ميل شديد به تأييد. با شناسايي اين باورهاي پنهان، فرد مي‌تواند کنترل دوباره تمرکز خود را به دست گيرد.
تلفيق معنويت با رهبري و خانواده
پيام کتاب بريتون تنها براي کارآفرينان نيست. او تأکيد مي‌کند که همه مي‌توانند زندگي روزمره خود را به ميدان رشد تبديل کنند. در زندگي شخصي، اين نگرش بيش از همه در رابطه او با همسر و دخترش نمايان است. او مي‌گويد: «وقتي ميان من و خانواده‌ام تنشي پيش مي‌آيد، به جاي تلاش براي تغيير ديگري، نخست به درون خود نگاه مي‌کنم. مي‌دانم که در حال نصب نرم‌افزار ذهني در فرزندم هستم، پس بايد هوشيار باشم چه الگويي را منتقل مي‌کنم.»
از نظر او، والدگري يکي از صادق‌ترين آينه‌ها براي شناخت خويشتن است؛ چرا که هيچ‌چيز مانند روابط نزديک نمي‌تواند الگوهاي ناخودآگاه را آشکار کند.
واقع‌گرايي معنوي در دنياي پرشتاب
بريتون در برابر انتقاد کساني که معنويت را مترادف ترک دنيا مي‌دانند، موضعي روشن دارد. او باور دارد مسير «انکار همه‌چيز» براي بيشتر انسان‌ها غيرعملي است. به گفته او: «بيش از ?? درصد مردم نمي‌توانند همه چيز را رها کنند. بايد ياد بگيريم درون زندگي رشد کنيم، نه بيرون از آن.»
از ديد او، معنويت اصيل نه در گريز از مسئوليت بلکه در حضور آگاهانه در ميان پيچيدگي‌هاي زندگي شکل مي‌گيرد. در واقع، تنش‌هاي روزمره، ترافيک، ضرب‌الاجل‌ها و مسئوليت‌هاي خانوادگي همگي مي‌توانند زمينه‌اي براي تمرين ذهن آگاه باشند.
نقشه‌اي براي رهبران و جويندگان عصر جديد
کتاب «دستاورد آگاهانه» نه يک راهنماي ساده مديتيشن است و نه مانيفستي ضد موفقيت؛ بلکه کوششي است براي ترسيم نقشه‌اي ميان دو جهان ظاهراً متضاد: جاه‌طلبي و آگاهي. بريتون در اين اثر خطاب به رهبران، کارآفرينان و افراد پرتلاشي که حس مي‌کنند چيزي در مسيرشان کم است، مي‌گويد: «آغاز کنيد از مشاهده‌ي واکنش‌هايتان، نه از ترک مسئوليت‌هايتان.»
او مي‌افزايد: «وقتي آگاهي و اصالت را در اولويت قرار دهيد، عملکرد بيروني‌تان نيز اغلب بهتر مي‌شود.» از اين منظر، رشد دروني و موفقيت شغلي نه تنها در تعارض نيستند، بلکه مي‌توانند يکديگر را تقويت کنند.
نگاهي تازه به معناي پيشرفت
پيام نهايي اسکات بريتون ساده اما بنيادين است: پيشرفت واقعي از درون آغاز مي‌شود. او در پايان گفت‌وگوهايش جمله‌اي را بارها تکرار مي‌کند: «با قلبي گشوده با زندگي روبه‌رو شو؛ همين بازي اصلي است.»
در جهاني که اغلب ما را به سرعت، رقابت و بهره‌وري بيشتر دعوت مي‌کند، شايد اين نگاه يادآور نکته‌اي فراموش‌شده باشد: مسير رشد انساني نه در حذف جاه‌طلبي، بلکه در آگاهانه زيستن آن است. بريتون نشان مي‌دهد که مي‌توان در دل زندگي مدرن، در ميان ايميل‌ها و جلسات کاري، معنوي بود؛ و شايد همين ترکيبِ جاه‌طلبي و آگاهي، تعريف تازه‌اي از موفقيت در قرن بيست‌ويکم باشد.
فرارو
انتهاي پيام/ن

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
والدين، جاه طلبي، موفقيت شغلي
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو