ريشه پنهان فرسودگي شغلي که هر روز مرتکب آن مي‌شويد

تظاهر به احساسات مثبت و سرکوب هيجانات واقعي در محيط کار مي‌تواند چرخه‌اي پنهان از فرسودگي شغلي ايجاد کند و به کاهش انرژي و کارايي منجر شود.
ريشه پنهان فرسودگي شغلي که هر روز مرتکب آن مي‌شويد
1404/12/02 - 11:58
تاریخ و ساعت خبر:
182790
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - بسياري از کارکنان هر روز با لبخندي اجباري و واکنش‌هايي کنترل‌شده وارد محل کار مي‌شوند، بي‌آن‌که بدانند همين نقش‌آفريني ظاهري ممکن است يکي از دلايل اصلي خستگي و بي‌انگيزگي تدريجي آن‌ها باشد.
پژوهشگران به‌تازگي از عاملي پنهان در فرسودگي شغلي پرده برداشته‌اند. عاملي که بسياري از کارمندان و مديران تقريباً هر روز در محيط کار مرتکب آن مي‌شوند، بي‌آن‌که از پيامدهايش آگاه باشند. اين يافته‌ها نشان مي‌دهد بخشي از خستگي فزاينده، بي‌انگيزگي و احساس گسست از کار در طول هفته، نه صرفاً به حجم وظايف يا فشار زماني، بلکه به شيوه مديريت احساسات در محل کار بازمي‌گردد.
بر اساس دو مطالعه باليني در فرانسه، يکي از ريشه‌هاي مهم تحليل انرژي کارکنان، پديده‌اي است که پژوهشگران آن را «نقش‌آفريني سطحي» مي‌نامند. منظور از اين اصطلاح، زماني است که افراد در محيط کار احساساتي را بروز مي‌دهند که واقعاً تجربه نمي‌کنند. يا برعکس، احساسات واقعي خود را سرکوب مي‌کنند چون تصور مي‌کنند بيان آن‌ها «حرفه‌اي» تلقي نمي‌شود.
براي بسياري از کارمندان، اين رفتار آشناست: لبخندي اجباري در جلسه‌اي که حوصله‌اش را ندارند، اشتياقي نمايشي هنگام ارائه گزارشي که به آن باور ندارند يا پنهان‌کردن ناراحتي و خشم براي حفظ چهره‌اي «مثبت» و «متعهد». در نگاه اول، اين نوع خودکنترلي ممکن است نشانه بلوغ حرفه‌اي به نظر برسد، اما يافته‌هاي پژوهشگران نشان مي‌دهد هزينه رواني آن بسيار سنگين‌تر از تصور رايج است.
خلاصه نتايج اين مطالعات تأکيد مي‌کند «نقش‌آفريني سطحي» چرخه‌اي از فرسودگي ايجاد مي‌کند که به‌طور علمي قابل اندازه‌گيري است. اين چرخه منابع ذهني و هيجاني لازم براي عملکرد مؤثر در تعاملات کاري را تحليل مي‌برد. در نتيجه، ظرفيت شناختي کاهش مي‌يابد، احساس اصالت فردي تضعيف مي‌شود و اعتماد در تيم‌ها آسيب مي‌بيند. عواملي که در نهايت مديريت و همکاري مؤثر را دشوارتر مي‌کند.
در اين دو آزمايش، سطح انرژي و نگرش مديران و کارکنان در طول روز اندازه‌گيري شد و سپس با ميزان تنظيم يا سرکوب هيجاني‌اي که خودشان گزارش کرده بودند مقايسه شد. نتايج نشان داد افرادي که بيشتر درگير نقش‌آفريني سطحي بودند، به دو شکل خودتقويت‌کننده دچار آسيب مي‌شدند.
نخست، اين افراد روز کاري را اغلب با احساس خستگي آغاز مي‌کردند و نسبت به همکاراني که احساسات واقعي خود را بيان مي‌کردند، سريع‌تر در طول روز و هفته دچار فرسودگي مي‌شدند. به بيان ديگر، آن‌ها حتي پيش از شروع فشارهاي روزانه، بخشي از انرژي خود را از دست داده بودند.
دوم، همين خستگي اوليه توانايي آن‌ها را براي شکستن اين چرخه کاهش مي‌داد. وقتي فرد انرژي کافي ندارد، سخت‌تر مي‌تواند تصميم بگيرد که صادقانه‌تر رفتار کند يا از تظاهر دست بکشد. در نتيجه، دوباره به همان الگوي قبلي بازمي‌گردد: لبخند مصنوعي، اشتياق نمايشي و سرکوب احساسات واقعي. اين روند، چرخه‌اي نزولي ايجاد مي‌کند که به‌تدريج منابع رواني فرد را تحليل مي‌برد.
پژوهشگران در گزارش خود هشدار داده‌اند اين وضعيت به نوعي «مارپيچ از دست‌دادن منابع» تبديل مي‌شود. به‌ويژه کارکناني که در ابتداي روز با کاهش انرژي عاطفي روبه‌رو هستند، بيشتر به سمت راهبردهاي سطحي و ناسالم تنظيم هيجان سوق پيدا مي‌کنند. اين امر باعث از دست رفتن بيشتر منابع رواني مي‌شود و فرد روز بعد را با ذخيره انرژي کمتري آغاز مي‌کند. در طول زمان، اين چرخه مي‌تواند به فرسودگي جدي شغلي منجر شود.
پيام اين تحقيقات روشن است: تظاهر مداوم به حالتي که واقعاً وجود ندارد، نه‌تنها به بهبود عملکرد کمکي نمي‌کند، بلکه به شکل پنهان آن را تضعيف مي‌کند. در فرهنگي که اغلب از کارکنان انتظار مي‌رود همواره پرانرژي، خوش‌برخورد و مشتاق باشند، اين يافته‌ها زنگ هشداري جدي است.
با اين حال، پرسش کليدي اين است که چگونه مي‌توان تشخيص داد در دام نقش‌آفريني سطحي افتاده‌ايم؟ يکي از نشانه‌ها، احساس خستگي‌اي است که تناسبي با حجم کار ندارد؛ نوعي تحليل انرژي که بيشتر پس از تعاملات اجتماعي يا جلسات کاري بروز مي‌کند. نشانه ديگر، فاصله‌گرفتن تدريجي از احساس اصالت و اين حس است که «نقش بازي مي‌کنم» نه اين‌که خودم باشم.
کارشناسان توصيه مي‌کنند سازمان‌ها فضايي ايجاد کنند که در آن بيان محترمانه و صادقانه احساسات، تهديد تلقي نشود. از سوي ديگر، افراد نيز مي‌توانند با افزايش آگاهي هيجاني، تمرين مرزبندي سالم و گفت‌وگوي شفاف‌تر، از شدت اين الگو بکاهند. گاهي تغييرات کوچک مانند پذيرش اين‌که هميشه لازم نيست سرحال و بي‌نقص به نظر برسيم، مي‌تواند نقطه شروع خروج از اين چرخه فرساينده باشد.
در نهايت، فرسودگي شغلي تنها نتيجه ساعات طولاني کار نيست؛ گاهي نتيجه تلاش بي‌وقفه براي پنهان‌کردن آن چيزي است که واقعاً احساس مي‌کنيم. بازگشت به صداقت هيجاني، شايد يکي از ساده‌ترين و در عين حال مؤثرترين راه‌ها براي حفظ انرژي و سلامت روان در محيط کار باشد.
فرارو
انتهاي پيام/ن

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
روانشناسي، محيط کار، فرسودگي شغلي
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو