پشت پرده اهمال‌کاري

تحقيقات جديد روان‌شناختي فهم ما از اهمال‌کاري را، به‌مثاب? رفتاري کاملاً رايج در ميان انسان‌ها، به‌طور بنيادين تغيير داده‌اند. امروز مي‌دانيم که اهمال‌کاري پديده‌اي بسيار پيچيده و چندجانبه است که بخش‌هاي مختلفي از کارکرد‌هاي ذهني ما را درگير مي‌کند. درواقع، فهمِ ما از خودمان، از آينده، از لذت‌ها و وسوسه‌ها، از ماهيتِ وظايفمان، خلق‌وخوهايمان و تجربه‌هايمان همه در اهمال‌کاري‌هاي ما مؤثرند.
پشت پرده اهمال‌کاري
1404/12/06 - 11:50
تاریخ و ساعت خبر:
182953
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - اريک جفي در مقاله‌اي در اي. پي. اس مي‌نويسد: باور کنيد يا نه، اهمال‌کاري را اينترنت به وجود نياورده است. مردم از دوران تمدن‌هاي باستاني به‌طور روزمره با ترديد دست و پنجه نرم کرده‌اند. هزيود، شاعر يوناني، حدود ??? سال پيش از ميلاد هشدار مي‌دهد که «مبادا کار خود را به فردا و پس‌فردا موکول کنيد». سيسرو، کنسول رومي، اهمال‌کاري در انجام کار‌ها را «نفرت‌انگيز» مي‌داند (مخاطب سخن او مارکوس آنتونيوس است)؛ و اين‌ها فقط چند مثال از تاريخ مکتوب است. تا آنجا که ما مي‌دانيم، دايناسور‌ها هم ديدند که شهاب‌سنگ دارد مي‌آيد، ولي دوباره سرگرم شکار و بخوربخور شدند.
از روزگار سيسرو تا کنون بر ما کاملاً روشن شده است که اهمال‌کاري صرفاً نفرت‌انگيز نيست، بلکه کاملاً زيان‌بار است. در آزمايشات تحقيقاتي، کساني که اهمال‌کاري مي‌کنند داراي سطح استرس بالاتر و احساس خوشبختي کمتر هستند. در جهان واقعي، اهمال‌کاريِ نامطلوب اغلب با پس‌انداز بازنشستگي ناکافي و ازدست‌دادن نوبت‌هاي پزشکي همراه است. با توجه به فصل کنوني، جا دارد به مطالعات پيشين شرکت اچ اند آر بلاک اشاره کنيم که نشان مي‌دهد مردم وقتي نزديک ضرب‌الاجل ?? آوريل مي‌شود، با عجله شروع مي‌کنند به تهي? اظهارنام? مالياتي خودشان و اين‌طوري صد‌ها دلار خرج روي دست خودشان مي‌گذارند.
در ?? سال گذشته، رفتار عجيب اهمال‌کاري با موجي از پژوهش‌هاي تجربي مورد بررسي قرار گرفته است. با پوزش از هزيود، پژوهشگران روان‌شناسي اکنون دريافته‌اند که اهمال‌کاري بسيار بيش از آن است که صرفاً چيزي را تا فردا به تعويق بيندازيد. اهمال‌کاريِ حقيقي نقصي پيچيده در خودنظم‌دهي است: طبق تعريف متخصصان، اهمال‌کاري يعني تعويق ارادي کاري مهم که قصد انجامش را داريم، با وجود آنکه مي‌دانيم در نتيج? اين تعويق زيان خواهيم ديد. درکي ضعيف از زمان مي‌تواند مسئله را تشديد کند، اما به نظر مي‌رسد ناتواني در تسلط بر احساسات دقيقاً اساس فرافکني باشد.
جوزف فراري، پژوهشگر اي. پي. اس و استاد روان‌شناسي در دانشگاه دوپال، مي‌گويد: «من دريافته‌ام که اگرچه همه ممکن است اهمال‌کاري کنند، اما همه اهمال‌کار نيستند». او يکي از پيشگامان پژوهش‌هاي مدرن دربار? اين موضوع است، و پژوهش‌هاي او نشان مي‌دهد که حدود ?? درصد مردم ممکن است اهمال‌کاران هميشگي باشند.
او مي‌گويد: «اين موضوع واقعاً هيچ ربطي به مديريت زمان ندارد. من هميشه به مردم مي‌گويم که وقتي به کسي که اهمال‌کار هميشگي است مي‌گوييد همين الان انجامش بده، مانند آن است که به آدمي با افسردگي شديد بگوييد شاد باش».
رنج بيشتر، عملکرد بدتر
يک تصور غلط بزرگ دربار? اهمال‌کاري اين است که اين رفتار، در بدترين حالت، عادتي بي‌زيان و حتي شايد، در بهترين حالت، عادتي سودمند است. مدافعان اهمال‌کاري اغلب مي‌گويند مادامي‌که کاري نهايتاً انجام مي‌شود، مهم نيست کي انجام مي‌شود. جان پري فيلسوف دانشگاه استنفورد و نويسند? کتاب هنر اهمال‌کاري استدلال مي‌کند که مردم مي‌توانند به‌نحوي سودمند دست‌دست کنند و با تغيير آرايش فهرست کار‌هايي که بايد انجام دهند، هميشه در حال انجام چيزي باارزش باشند. روان‌شناسان با اين ديدگاه مشکلي جدي دارند.
طبق استدلال آن‌ها، اين ديدگاه رفتار‌هاي سودمند و پيشگيرانه نظير تأمل‌کردن (که مي‌کوشد مسئله‌اي را حل کند) يا اولويت‌بندي را (که مجموعه‌اي از مسائل را سازمان‌دهي مي‌کند) با عادت زيان‌بار و محکوم به شکست اهمال‌کاري واقعي در هم مي‌آميزد. اگر پيشرفت در انجام کاري بتواند اشکال مختلفي داشته باشد، اهمال‌کاري نبود پيشرفت است.
فراري مي‌گويد: «اگر من يک دوجين کار براي انجام داشته باشم، واضح است که شماره‌هاي ??، ?? و ?? بايد منتظر بمانند. اهمال‌کارِ واقعي آن ?? کار را پيش رو دارد، شايد يک يا دو تا از آن‌ها را انجام مي‌دهد، سپس فهرست را بازنويسي مي‌کند، سپس آن را در جايي ديگر مي‌گذارد، سپس کپي ديگري از آن مي‌گيرد. اين اهمال‌کاري است. اين چيز متفاوتي است».
يکي از اولين مطالعاتي که ماهيت زيان‌بار اهمال‌کاري را نشان مي‌دهد در مجل? سايکولوژيکال ساينس در ???? منتشر شد. دايان تيس پژوهشگر اي. پي. اس و رُي بومايستر صاحبِ کرسيِ ويليام جيمز در اي. پي. اس، که در آن زمان در دانشگاه کيس وسترن ريزرو بود، دانشجويان را بر اساس يکي از مقياس‌هاي مرسوم اهمال‌کاري رتبه‌بندي کردند، سپس عملکرد آکادميک، ميزان استرس و سلامت عمومي آن‌ها را در طول يک ترم بررسي کردند.
در ابتدا به نظر مي‌رسيد اهمال‌کاري سودمند است، چرا که اين دانشجويان در مقايسه با ديگران سطح استرس کمتري داشتند، احتمالاً به‌خاطر تعويق کارهايشان براي پيگيري فعاليت‌هاي لذت‌بخش‌تر. اما، در پايان، هزينه‌هاي اهمال‌کاري بسيار بيشتر از منافع موقت آن بود. اهمال‌کاران از ديگر دانشجويان نمرات کمتري کسب کردند و مقادير جمعي بالاتري از استرس و بيماري را گزارش کردند. اهمال‌کارانِ واقعي صرفاً کارهايشان را ديرتر تمام نکردند، بلکه هم کيفيت کارشان و هم سلامتشان آسيب ديد.
تيس و بومايستر (که اکنون هر دو در دانشگاه ايالتي فلوريدا هستند) چنين نتيجه گرفتند: «بنابراين، به‌رغم مدافعان اهمال‌کاري و منافع کوتاه‌مدت آن، اهمال‌کاري را نه مي‌توان حاصل سازگاري دانست و نه بي‌زيان. اهمال‌کاران در نهايت از ديگران بيشتر رنج مي‌برند و عملکرد بدتري دارند».
چند وقت بعد، تيس و فراري با همکاري هم مطالعه‌اي را انجام دادند تا آثار زيان‌بار اهمال‌کاري را به‌طور ملموس نشان دهند. آن‌ها دانشجويان را به آزمايشگاه آوردند و به آن‌ها گفتند که در پايان جلسه بايد يک معماي رياضي را حل کنند. به برخي از آن‌ها گفته شد که اين کار آزموني براي توانايي‌هاي شناختي‌شان خواهد بود، درحالي‌که به برخي ديگر گفته شد که اين کاري بي‌اهميت و براي سرگرمي است. قبل از حل معما، دانشجويان مدتي وقت داشتند که مي‌توانستند آن را صرف آماده‌سازي خود براي حل معما کنند يا وقت خود را با بازي‌هايي نظير تتريس بگذرانند.
اتفاقاً، اهمال‌کارانِ واقعي تنها هنگامي حل معما را به تأخير انداختند که آن را نوعي ارزيابي شناختي برايشان توصيف کرده بودند. هنگامي‌که معما برايشان نوعي سرگرمي توصيف شده بود، رفتارشان با رفتار کساني که اهمال‌کار نبودند تفاوتي نداشت. در شماره‌اي از جرنال آو ريسرچ اين پرسوناليتي? در سال ????، تريس و فراري نتيجه گرفتند که اهمال‌کاري واقعاً رفتاري محکوم به شکست است، که در آن اهمال‌کاران مي‌کوشند تا بهترين کوشش‌هاي خود را نقش بر آب کنند.
فراري مي‌گويد: «اهمال‌کار هميشگي، کسي که اين کار را به‌مثاب? سبک زندگي خود انجام مي‌دهد، ترجيح مي‌دهد که ديگران تصور کنند او کوشش نمي‌کند، نه اينکه توانايي ندارد. اين نوعي سبک زندگي با سازگاري نادرست است».
شکاف بين قصد و عمل
اهمال‌کاران فقط يک نوع خاص نيستند بلکه، در طول سال‌ها تحقيق، چندين تصور کلي دربار? آن‌ها پديدار شده است. اهمال‌کاران هميشگي، همواره براي انجام کارهايشان مشکل دارند، درحالي‌که اهمال‌کارانِ موضعي بر اساس خودِ کار‌ها آن‌ها را به تأخير مي‌اندازند. فردي که تسلط کمي روي خودش دارد و دستخوش گرايش شديدي براي پيروي از اميال آني است، وقتي با کاري ناخوشايند رو‌به‌رو مي‌شود، توفان کامل اهمال‌کاري رخ مي‌دهد. (اين رفتار با وظيفه‌شناسي، يعني يکي از پنج ويژگي بزرگ شخصيتي، ارتباط وثيقي دارد).
اغلب اهمال‌کاران گرايشي به تباه‌کردن کوشش‌هايشان بروز مي‌دهند، اما ممکن است از حالتي منفي (براي مثال، ترس از شکست يا کمال‌گرايي) يا از حالتي مثبت (لذت وسوسه) به اين نقطه برسند. روي‌هم‌رفته، اين ويژگي‌ها موجب شده است تا پژوهشگران اهمال‌کاري را نوعي شکست «اساسي» در تسلط بر نفس بنامند.
تيموتي پيکيل استاد دانشگاه کارلتون کانادا مي‌گويد: «من فکر مي‌کنم تصور بنياديني که از اهمال‌کاري به‌عنوان شکست در خودنظم‌دهي داريم کاملاً گوياست. شما مي‌دانيد چه کار‌هايي بايد انجام دهيد و نمي‌توانيد خودتان را واداريد تا آن کار‌ها را انجام دهيد. اهمال‌کاري همين شکاف بين قصد و عمل است».
دانشمندان علوم اجتماعي بر سر اين موضوع بحث دارند که آيا وجود اين شکاف را با توسل به ناتواني در مديريت زمان بهتر مي‌توان تبيين کرد يا با توسل به ناتواني در تسلط بر خلق‌وخو و احساسات. به‌طور کلي، اقتصاددانان معمولاً از نظري? نخست حمايت مي‌کنند. بسياري از آنان از فرمولي براي اهمال‌کاري دفاع مي‌کنند که از سوي پيرز استيل متخصص بازرگاني و استاد دانشگاه کلگري در سال ???? در مقاله‌اي در شماره‌اي از سايکولوژيکال بولتن پيشنهاد شد. ايد? اين فرمول آن است که اهمال‌کاران مطلوبيت متغير فعاليت‌هاي خاصي را محاسبه مي‌کنند: فعاليت‌هاي لذت‌بخش در ابتدا ارزش بيشتري دارند، و کار‌هاي سخت با نزديک‌شدن ضرب‌الاجل اهميت بيشتري پيدا مي‌کنند.
از ديگر سو، روان‌شناساني نظير فراري و پيکيل چنين نگرش کاملاً زماني‌اي به اهمال‌کاري را ناقص مي‌انگارند. اول از همه، اگر تأخير واقعاً به همان اندازه عقلاني باشد که اين معادل? مطلوبيت نشان مي‌دهد، ديگري نياز نيست که اين رفتار را اهمال‌کاري بناميم، بلکه، برعکس، مديريت زمان واژ? بهتري در توصيف آن خواهد بود. فراتر از اين، مطالعات نشان مي‌دهد که اهمال‌کاران با تصميمشان براي تأخير در انجام کار‌ها احساس گناه، شرم يا اضطراب را تجربه مي‌کنند. اين عنصر احساسي نشان مي‌دهد که اين موضوع چيزي بسيار بيشتر از صرفِ مديريت زمان است.
پيکيل دقيقاً در نخستين پژوهش خود دربار? اهمال‌کاري در اواسط ده? ???? به نقش خلق‌وخو و عواطف در اين رفتار پي برد و اين برداشت را با مطالعه‌اي مستحکم کرد که در «جرنال آو سوشال بيهيوير اند پرسوناليتي» در سال ???? منتشر شد. تيم تحقيقاتي او به ?? دانشجو دستگاه پيجر مي‌دهد و آن‌ها را به‌مدت پنج روز تا ضرب‌الاجلي دانشگاهي مورد بررسي قرار مي‌دهد. هشت بار در روز، با بوق پيجر، شرکت‌کنندگان در آزمايش سطح اهمال‌کاري شرکت کرده و همچنين حالت عاطفي خود را گزارش مي‌کنند.
همان‌طور که کار‌هاي مقدماتي سخت‌تر مي‌شوند و استرس بيشتري مي‌آفرينند، دانشجويان آن‌ها را براي انجام فعاليت‌هاي خوشايندتر به تعويق مي‌اندازند. اما درعين‌حال، با انجام اين کار، سطح گناه بالاتري را گزارش مي‌کنند، که نشان مي‌دهد، زير پوشش ظاهري آسودگي، وحشتي پايدار دربار? کاري وجود دارد که کنار گذاشته شده است. اين نتيجه سبب مي‌شود پيکيل دريابد که اهمال‌کاران به آسيب زماني نهفته در اين کار واقف هستند، اما نمي‌توانند به ميل شديد عاطفي براي سرگرمي غلبه کنند.
مطالعه‌اي متعاقب، به رهبري تيس، نقش غالب خلق‌وخو در اهمال‌کاري را تقويت مي‌کند. در شماره‌اي از «جرنال آو پرسوناليتي اند سوشال سايکولوژي» در سال ????، تيس و همکارانش گزارش مي‌دهند هنگامي‌که دانشجويان با پيش‌زمينه‌سازي به اين باور مي‌رسند که خلق‌وخوي آن‌ها ثابت است، قبل از يک آزمون هوش، اهمال‌کاري نمي‌کنند. در سوي مقابل، هنگامي‌که تصور مي‌کنند خلق‌وخوي آن‌ها مي‌تواند تغيير کند (و به‌ويژه هنگامي‌که روحي? بدي دارند)، انجام کار را تا تقريباً دقيق? آخر به تأخير مي‌اندازند. اين يافته‌ها نشان مي‌دهد که تسلط بر نفس تنها هنگامي در برابر وسوسه تسليم مي‌شود که اين وسوسه بتواند بهبود احساسات را در نتيج? خود داشته باشد.
پيکيل مي‌گويد: «از ديدگاه من، موضوع اصلي در رابطه با اهمال‌کاري تسلط بر احساسات است، زيرا تا آنجا که من بتوانم از پس احساساتم برآيم مي‌توانم به انجام کار‌ها ادامه دهم. هنگامي‌که شما از بيزاري از کار سخن مي‌گوييد، داريد از فقدان لذت سخن مي‌گوييد. اين‌ها حالاتي عاطفي هستند، نه حالاتي که در آن [کار]مطلوبيت بيشتري دارد».
ناکام‌گذاشتن خويشتن آينده
در کل، مردم از اشتباهات خود مي‌آموزند و رويکردشان به مسائل بخصوصي را بازنگري مي‌کنند. براي اهمال‌کاران هميشگي، به نظر مي‌رسد اين حلق? بازخورد هيچ‌گاه کار نمي‌کند. آسيب حاصل از تأخير به آن‌ها نمي‌آموزد که دفع? بعد زودتر دست به کار شوند. به نظر مي‌رسد تبيين اين پارادکسِ رفتاري در مؤلف? احساسي اهمال‌کاري نهفته است. به‌طرزي طنزآميز، همان ميل به رهايي از استرس در لحظه ممکن است اهمال‌کاران را از درک اين امر بازدارد که چگونه در درازمدت از استرس رهايي يابند.
فوشيا سيرويس استاد دانشگاه بيشاپ کانادا مي‌گويد: «فکر مي‌کنم که تسلط بر خلق‌وخو بخش مهمي از اهمال‌کاري است. اگر تمرکز شما صرفاً بر آن باشد که بکوشيد تا در همين لحظ? اکنون احساس خوبي داشته باشيد، از لحاظ يادگيري چگونگي اصلاح رفتار و اجتناب از مسائل مشابه در آينده چيز‌هاي زيادي وجود دارد که ممکن است از دست بدهيد».
چند سال قبل، سيرويس حدود ?? دانشجو را به کار گرفت تا ميزان اهمال‌کاري آنان را مطالعه کند. شرکت‌کنندگان در اين تحقيق شرحي از اتفاقاتِ اضطراب‌آور را همراه با برخي از دل‌نگراني‌هاي ناشي از تأخير‌هاي غيرضروري مي‌خوانند. در يک سناريو، فردي از تعطيلات در هواي آفتابي برمي‌گردد و متوج? يک خال مشکوک روي بدنش مي‌شود، اما براي مدتي طولاني رفتن به پزشک را به تأخير مي‌اندازد، که موقعيتي نگران‌کننده را برايش رقم مي‌زند.
سپس، سيرويس از شرکت‌کنندگان در آزمايش مي‌پرسد که دربار? اين سناريو چه فکر مي‌کنند. او درمي‌يابد که اهمال‌کاران معمولاً چيز‌هايي مثل اين مي‌گويند: «من حداقل قبل از آنکه وضعيت واقعاً بدتر شود نزد پزشک مي‌رفتم». اين پاسخ، که با نام شرطي خلاف واقع روبه‌پايين شناخته مي‌شود، اشتياق به بهبود روحيه در کوتاه‌مدت را نشان مي‌دهد. درعين‌حال، اهمال‌کاران به‌ندرت جملاتي نظير اين بر زبان مي‌آورند: «اي کاش زودتر نزد پزشک مي‌رفتم». اين نوع پاسخ، که با نام شرطي خلاف واقع روبه‌بالا شناخته مي‌شود، تنش کنوني را در تلاش براي يادگيري چيزي براي آينده در بر دارد. به بيان ساده، تمرکز اهمال‌کاران بر آن است که چگونه احساس بهتري داشته باشند، به قيمت ناديده‌انگاشتن درس‌گرفتن از آنچه موجب شده است تا احساس بدي داشته باشند.
به‌تازگي، سيرويس و پيکيل کوشش کرده‌اند تا جنب? عاطفي اهمال‌کاري را با جنب? زماني آن ادغام کنند، يعني آن جنبه‌اي که به‌تن‌هايي چندان رضايت‌بخش نيست. آن‌ها در شمار? ماه فوري? مجل? سوشال اند پرسوناليتي سايکولوژي کامپس نظريه‌اي دوبخشي دربار? اهمال‌کاري پيشنهاد مي‌کنند که بهبود‌هاي کوتاه‌مدت و مرتبط با خلق‌وخو را با آسيب بلندمدت و مرتبط با زمان ترکيب مي‌کند. ايد? آن‌ها اين است که اهمال‌کاران خود را در زمان حال با اين باور نادرست دلداري مي‌دهند که از نظر عاطفي در آينده توانايي بيشتري براي انجام کار خواهند داشت.
سيرويس مي‌گويد: «خويشتنِ آينده بايد تمام عواقب اهمال‌کاري را بر دوش بکشد. ما مي‌کوشيم تا خلق‌وخوي کنوني خود را سامان بخشيم و تصور مي‌کنيم که خويشتن آيند? ما حالِ بهتري خواهد داشت. فکر مي‌کنيم اين خويشتن بهتر خواهد توانست که از پس احساسِ ناامني يا درماندگي در برابر کار برآيد. ما تصور مي‌کنيم به‌طريقي اين مهارت‌هاي معجزه‌آسا براي از پس کار برآمدن را به دست خواهيم آورد تا از پس عواطفي برآييم که اکنون نمي‌توانيم از پس آن‌ها برآييم».
عصب‌روان‌شناسي اهمال‌کاري
به‌تازگي پژوهش‌هاي رفتاري دربار? اهمال‌کاري از شناخت، عواطف و شخصيت فراتر رفته و به قلمرو عصب‌روان‌شناسي گام نهاده است. مي‌دانيم که سيستم‌هاي لب قدامي مغز در شماري از فرايند‌ها درگيرند که با خودنظم‌دهي هم‌پوشاني دارد. اين رفتارها، يعني حل مسئله، برنامه‌ريزي، تسلط بر نفس و مانند آن‌ها، در حوز? کارکرد اجرايي قرار مي‌گيرند. لورا رابين، استاد کالج بروکلين مي‌گويد خيلي عجيب است که هيچ کس هرگز ارتباط بين اين بخش از مغز و اهمال‌کاري را بررسي نکرده است.
رابين مي‌گويد: «با توجه به نقش کارکرد‌هاي اجرايي در آغاز و انجام رفتار‌هاي پيچيده، براي من شگفت‌آور بود که پژوهش‌هاي پيشين به‌طور نظام‌مند رابط? بين جنبه‌هاي کارکرد اجرايي و اهمال‌کاري آکادميک را بررسي نکرده است، يعني رفتاري که من مرتباً در دانشجويان مي‌بينم و هنوز در پي فهم کامل آن هستم تا درنتيجه بتوانم به درمان آن کمک کنم».
رابين و همکارانش، براي تکميل اين شکاف در تحقيقات، نمونه‌اي شامل ??? دانشجو را گردآوري کردند و نخست اهمال‌کاري را بين آن‌ها بررسي کردند، سپس بر اساس نُه زيرمقياسِ باليني کارکرد اجرايي يعني: پيروي از اميال آني، نظارت بر خويشتن، برنامه‌ريزي و سازمان‌دهي، تغيير فعاليت، آغاز کار، نظارت بر کار، تسلط بر احساسات، حافظ? فعال، و نظم عمومي آن‌ها را آزمودند. پژوهشگران انتظار داشتند بين اهمال‌کاري و چند تا از اين زيرمقياس‌ها (يعني چهار تاي نخست در فهرست فوق) ارتباطي بيابند. تيم رابين در شماره‌اي از «جرنال آو کلينيکال اند اکسپريمنتال نوروسايکولوژي» در سال ???? گزارش دادند که، درواقع، اهمال‌کاران ارتباطات شايان‌توجهي با هر نُه زيرمقياس نشان دادند.
رابين بر محدوديت‌هاي اين پژوهش تأکيد مي‌ورزد. اول از همه، اين يافته‌ها نوعي هم‌بستگي را نشان مي‌دهند، يعني کاملاً روشن نيست که آن عناصرِ کارکرد اجرايي مستقيماً اهمال‌کاري را پديد مي‌آورند. اين ارزيابي‌ها همچنين بر گزارش‌هاي شخصي متکي است؛ در آينده، شايد بتوان از تصويربرداري کارکردي براي تأييد يا گسترش مراکز تأخير در مغز در زمان واقعي استفاده کرد. رابين مي‌گويد، باوجوداين، اين مطالعه نشان مي‌دهد که اهمال‌کاري مي‌تواند «نشانگر سوء کارکرد اجرايي خفيف» در افرادي باشد که از جنبه‌هاي ديگرِ عصب‌روان‌شناختي سالم هستند. او مي‌گويد: «اين امر پيامد‌هايي مستقيم براي چگونگي فهم ما از رفتار و محتملاً مداخله در رفتار دارد».
مداخلات ممکن
در نتيج? پيشرفت فهم بنيادي ما از اهمال‌کاري، بسياري از پژوهشگران اميدوارند که شاهد مداخلات بهتري براي رفع آن باشيم. پژوهش رابين دربار? کارکرد اجرايي شماري از درمان‌ها را براي تأخير ناخواسته پيشنهاد مي‌کند. اهمال‌کاران مي‌توانند کار‌ها را به بخش‌هاي کوچک‌تر تقسيم کنند به‌نحوي که بتوانند بر روي مجموعه‌اي از وظايف کار کنند که راحت‌تر اداره
شوند. مشاوره مي‌تواند به آن‌ها کمک کند تا دريابند که دارند اهداف بلندمدت را براي لحظات زودگذر لذت به خطر مي‌اندازند. ايد? تعيين ضرب‌الاجل‌هاي شخصي با تحقيقاتِ قبلي توسط پژوهشگران علوم شناختي، دن آريلي و کلاوس ورتنبروخ، دربار? «پيش‌تعهد» سازگار است. آريلي و ورتنبروخ در شماره‌اي از مجل? «سايکولوژيکال ساينس» در سال ???? گزارش کردند که اهمال‌کاران تمايل دارند تا ضرب‌الاجل‌هاي معناداري براي خود تعيين کنند، و اينکه ضرب‌الاجل‌ها درواقع توانايي آن‌ها براي انجام کار را بهبود مي‌بخشد. اين ضرب‌الاجل‌هاي تحميلي‌به‌خود به انداز? ضرب‌الاجل‌هاي خارجي کارآمد نيستند، اما از هيچ بهترند.
جنبه‌هاي عاطفي اهمال‌کاري مسئله‌اي دشوارتر را پيش مي‌کشد. راهبرد‌هاي مستقيم براي مقابله با وسوسه، مثلِ ممانعت از دسترسي به حواس‌پرتي، مطلوب است، اما اين کوشش تا حدود زيادي مستلزم نوعي خودنظم‌دهي است که اهمال‌کاران در وهل? نخست فاقد آن هستند. سيرويس بر اين باور است که بهترين راه براي حذف نياز به ثبات روحي? کوتاه‌مدتْ يافتن چيزي مثبت يا ارزشمند دربار? خودِ کار است. او مي‌گويد: «شما بايد اندکي ژرف‌تر بکاويد و نوعي معناي شخصي در آن کار بيابيد. اين چيزي است که داده‌هاي ما نشان مي‌دهد».
فراري، که در کتاب سال ???? خود با عنوان هنوز اهمال‌کاري مي‌کنيد؟ راهنماي انجام کار‌ها بدون پشيماني شماري از مداخلات را پيشنهاد مي‌کند، خواهان نوعي دگرگوني فرهنگي کلي است که به‌جاي تنبيه تأخير به انجام زودهنگام کار‌ها پاداش بدهد. يکي از پيشنهاد‌هاي او اين است که دولت فدرال تکميل زودهنگام اظهارنام? مالياتي را تشويق کند، بدين طريق که اگر هر کس مثلاً تا ?? فوريه يا مارس اظهارنامه‌اش را تکميل کند معافيت مالياتي کوچکي به او تعلق بگيرد. او همچنين پيشنهاد مي‌کند که ما در روابط شخصي خود از امکان اهمال‌کاري جلوگيري کنيم.
فراري مي‌گويد: «بگذاريد ظرف‌ها روي هم انباشت شود، يخچال خالي بماند، خودرو از کار بيفتد. رفع اين مشکلات را بر عهده نگيريد». (تحقيقات اخير نشان مي‌دهد که او به بخشي از واقعيت موضوع پي برده است. گراين فيتزسيمون و الي فينکل در مقاله‌اي در سال ???? در مجل? سايکولوژيکال ساينس گزارش مي‌کنند افرادي که تصور مي‌کنند شريک عشقي آن‌ها در انجام کاري به آن‌ها کمک خواهد کرد با احتمال بيشتري آن کار را به تعويق مي‌اندازند).
اما در عين حال که رويکرد عشقيِ سفت‌وسخت ممکن است براي زوجين کارايي داشته باشد، شايد بهترين درمان فردي براي اهمال‌کاري درواقع بخشايش خويشتن باشد. چند سال قبل، پيکيل همراه با دو تن از همکارانش در دانشگاه کارلتون ??? دانشجو را از نظر اهمال‌کاري‌هاي قبل از امتحانات ميان‌ترم بررسي کردند. تيم تحقيقاتي به رهبري مايکل ووهل در شماره‌اي از مجل? «پرسوناليتي اند اينديويژوال ديفرنس» در سال ???? گزارش کردند دانشجوياني که پس از اهمال‌کاري در امتحان نخست خود را بخشيدند با احتمال کمتري مطالعه براي امتحان دوم را به تعويق انداختند.
پيکيل مي‌گويد دوست دارد که سخنراني‌ها و فصول کتاب‌هايش را با چشم‌انداز اميدوارکنند? بخشايش به پايان برد. از ديدگاه او، مطالعات به ما يادآوري مي‌کند که اهمال‌کاري درواقع خودزني است که به‌تدريج از ارزشمندترين منبعِ جهان مي‌کاهد: زمان.
او مي‌گويد: «اهمال‌کاري از نظر وجودي مسئله‌اي مهم است، زيرا پيش‌نرفتن با خود زندگي است. شما فقط ساليان مشخصي عمر خواهيد کرد. پس داريد چه‌کار مي‌کنيد؟»
فرارو
انتهاي پيام/ن

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
روانشناسي، استرس ، اهمال کاري
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو