خودشيفته‌ها از اين تاکتيک براي عاشق کردن قربانيانشان استفاده مي‌کنند

عشق فرد خودشيفته اغلب ظاهري فريبنده دارد و با شدت اوليه و کنترل مالکانه، بيشتر به تأمين نيازهاي خود او خدمت مي‌کند تا ايجاد رابطه‌اي سالم و پايدار.
خودشيفته‌ها از اين تاکتيک براي عاشق کردن قربانيانشان استفاده مي‌کنند
1404/12/06 - 10:51
تاریخ و ساعت خبر:
182954
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - درک نحوه ابراز «عشق» توسط افراد خودشيفته نخستين گام براي شناسايي دستکاري‌هاي عاطفي و حفظ استقلال در روابط است.
رابطه با فردي که ويژگي‌هاي برجسته خودشيفتگي دارد، اغلب بسيار متفاوت از آن چيزي است که معمولاً «عشق» تلقي مي‌کنيم. اين نوع رابطه ترکيبي است از جذابيت، سردرگمي و ناپايداري عاطفي؛ احساسي که به همان اندازه که شورانگيز است، مي‌تواند آسيب‌زا باشد.
خودشيفتگي خودبزرگ‌بينانه با الگوهايي شناخته مي‌شود مانند احساس استحقاق، انتظار برخورد ويژه، بزرگ‌نمايي توانايي‌ها و اهميت شخصي و اعتقاد به برتري نسبت به ديگران. از همين‌رو، وقتي فرد خودشيفته مي‌گويد «دوستت دارم»، معمولاً اين جمله معنايي متفاوت از آنچه ديگران در ذهن دارند پيدا مي‌کند. «عشق» او اغلب بيش از هر چيز، در خدمت نيازهاي شخصي و خودمحورانه‌اش قرار مي‌گيرد؛ هرچند که بسياري از شريک‌هاي عاطفي در مراحل ابتدايي رابطه متوجه اين واقعيت نمي‌شوند.
بر اساس يک پژوهش در سال ????، افراد خودشيفته در آغاز رابطه معمولاً جذاب و حتي فريبنده به نظر مي‌رسند؛ اما اين جذابيت کوتاه‌مدت است. رابطه با آن‌ها غالباً ناپايدار است و در نهايت با آسيب عاطفي و سردرگمي همراه مي‌شود. با اين حال، بسياري از افراد همچنان جذب جذابيت ظاهري و اعتمادبه‌نفس آن‌ها مي‌شوند. درک اين‌که فرد خودشيفته چگونه «عشق» را نشان مي‌دهد، نخستين قدم براي جلوگيري از اشتباه گرفتن دستکاري‌هاي او با محبت واقعي است.
در ادامه، دو شيوه رايج که افراد خودشيفته از آن براي ابراز آنچه «عشق» مي‌نامند استفاده مي‌کنند، تشريح مي‌شود.
?. بمباران عشق؛ شدت اغواکننده و فريب‌دهنده
ويژگي اصلي رابطه با يک فرد خودشيفته، شدت عجيب و خيره‌کننده مراحل اوليه آشنايي است؛ آنچه برخي آن را «رمانس طوفاني» مي‌نامند. اما در واقع، طبق پژوهشي، اين مرحله نتيجه فرآيندي به نام «ايده‌آل‌سازي» است.
در اين دوره، فرد خودشيفته با باراني از توجه، تحسين، هديه، پيام‌هاي عاشقانه و وعده‌هاي بزرگ طرف مقابل را غرق مي‌کند. همه‌چيز با سرعت پيش مي‌رود؛ فاصله چند قرار ساده مي‌تواند به ادعاهاي اغراق‌آميز تبديل شود، مانند اين‌که «تو نيمه گمشده من هستي»، «هيچ‌وقت چنين احساسي نداشتم»، يا «تو خاص‌ترين انساني هستي که تا به حال ديده‌ام». اين جملات شبيه يک افسانه عاشقانه‌اند، اما زماني عجيب مي‌شوند که به ياد مي‌آوريد هنوز شناخت واقعي از يکديگر نداريد.
روان‌شناسان اين رفتار را «عشق‌باراني» يا love bombing مي‌نامند؛ رفتاري که با هدف تسريع وابستگي عاطفي طراحي شده است. فرد خودشيفته با ارائه حجم زيادي از توجه و تأييد، فرآيند طبيعي شکل‌گيري رابطه را دور مي‌زند و به‌سرعت پيوندي عاطفي ايجاد مي‌کند.
نکته کليدي اين است که اين رفتارها واقعاً براي خوشحالي شما نيستند؛ بلکه براي برآورده کردن نيازهاي او هستند. در نگاه فرد خودشيفته، شريک عاطفي بيشتر يک نماد است تا يک انسان؛ نمادي از ارزش و اهميت خود او. بنابراين، ايده‌آل‌سازي شما به‌نوعي بزرگ‌نمايي خود اوست.
تراژدي ماجرا آنجاست که اين شدت پايدار نمي‌ماند. پس از آن‌که فرد خودشيفته به هدف خود رسيد و احساس کرد کنترل رابطه را به دست آورده است، ابراز عشق او سرد مي‌شود. دليل اين رفتار اين است که شدت اوليه تنها براي جذب شما بوده، نه براي حفظ رابطه.
?. مالکيت و کنترل؛ چهره ديگر «عشق» خودشيفته‌وار
پس از کاهش جذابيت عشق‌باراني، فرد خودشيفته مرحله ديگري را آغاز مي‌کند: عشق مبتني بر مالکيت. در اين مرحله، شريک عاطفي نه يک همراه برابر، بلکه نوعي «دارايي» محسوب مي‌شود؛ چيزي براي تقويت حس برتري فرد خودشيفته.
در اين نقطه، حس استحقاق و حق‌به‌جانبي او آشکارتر مي‌شود. او معتقد است چون شما را «انتخاب» کرده، شما نيز بايد در برابرش وفاداري و تمکين کامل نشان دهيد. رفتارهايي که در ابتدا شايد محبت‌آميز به نظر برسند، مانند درخواست براي دانستن موقعيت مکاني يا اين‌که با چه کسي هستيد، به‌تدريج به اشکالي از کنترل و محدودکردن تبديل مي‌شوند.
به‌مرور، اين کنترل‌ها مي‌توانند شدت بگيرند: تعيين اين‌که چه بپوشيد، چه زماني از خانه خارج شويد، با چه کساني معاشرت کنيد يا حتي اين‌که روابطتان با خانواده و دوستان چگونه باشد. توجيه هميشگي او اين است که «فقط نگران تو هستم» يا «ديگران رابطه ما را نمي‌فهمند».
پژوهشي در سال ???? نشان مي‌دهد که افراد خودشيفته، چه از نوع بزرگ‌منش و چه آسيب‌پذيري،‌ براي رسيدن به اهداف خود از دستکاري عاطفي پرهيز نمي‌کنند. در يک رابطه عاطفي، هدف اصلي آنها حفظ قدرت و کنترل است.
به همين دليل، رفتارهاي آن‌ها ممکن است ابتدا به‌عنوان علاقه و توجه شديد ديده شود؛ اما در ادامه روشن مي‌شود که اين رفتارها بيشتر بيانگر نوعي مالکيت بيمارگونه است. جمله‌اي مانند «نمي‌توانم تحمل کنم از دستت بدهم» مي‌تواند در واقع معنايي اين‌چنين داشته باشد: «تو متعلق به مني و نمي‌خواهم با هيچ‌کس ديگري تقسيمت کنم.»
اين وابستگي شديد آن‌ها به شما، شکلي از کنترل عاطفي است که معمولاً همراه با محدودکردن روابط اجتماعي، کاهش استقلال و ايجاد وابستگي کامل در طرف مقابل صورت مي‌گيرد.
آنچه اين رفتارها را خطرناک مي‌کند، جذابيت فريبنده آن‌ها در عمل است. بسياري افراد غيرخودشيفته نيز گاهي حسادت را نشانه علاقه مي‌دانند؛ چه برسد به مواقعي که يک فرد خودشيفته به‌طور ماهرانه کنترل را با «عشق» و «محافظت» پيوند مي‌زند. همين موضوع سبب مي‌شود بسياري از قربانيان تا مدت‌ها متوجه نشوند استقلال آن‌ها به‌تدريج از بين رفته است.
«عشق» خودشيفته‌اي چيست و چه نيست؟
در نهايت، چيزي که افراد خودشيفته «عشق» مي‌نامند، بيشتر شکلي از کنترل، مالکيت و تأمين نيازهاي خودمحورانه آن‌هاست. اين نوع رابطه آزادي را محدود مي‌کند، استقلال را مي‌گيرد و فرد را مجبور مي‌کند مطابق خواسته‌هاي طرف مقابل عمل کند.
عشق واقعي اما بر اصل آزادي، احترام، مهرباني و حمايت از فرديت طرف مقابل استوار است. عشق واقعي شما را کوچک نمي‌کند يا به انزوا نمي‌برد؛ بلکه باعث رشد، امنيت و آرامش مي‌شود.
شناخت اين تفاوت‌ها مي‌تواند نخستين قدم براي خروج از روابط آسيب‌زا يا جلوگيري از گرفتار شدن در دام عشق‌نمايي‌هاي فريبکارانه باشد.
فرارو
انتهاي پيام/ن

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
سلامت روان، خودشيفتگي، رابطه و عشق
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو