ذهن در آماده‌باش؛ روايت اضطراب هميشگي

در عصر بمباران اطلاعاتي، ذهن انسان کمتر از هر زمان ديگري فرصت آرام‌گرفتن دارد. تکرار مداوم اخبار اضطراب‌آور، مغز را در وضعيتي از آماده‌باش دائمي نگه مي‌دارد؛ وضعيتي که نه‌تنها تمرکز و حافظه را مختل مي‌کند، بلکه سلامت روان و روابط انساني را نيز تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. اما اين سازوکار چگونه در مغز فعال مي‌شود و چه راهي براي خروج از اين چرخه اضطراب وجود دارد؟
ذهن در آماده‌باش؛ روايت اضطراب هميشگي
1404/12/08 - 15:33
تاریخ و ساعت خبر:
182987
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - در روزهايي که اخبار تهديد، جنگ و سناريوهاي هولناک لحظه‌به‌لحظه در شبکه‌هاي اجتماعي و رسانه‌ها بازنشر مي‌شوند، بسياري از مردم خود را ناخواسته در چرخه‌اي از اضطراب، ترس و پيش‌بيني‌هاي فاجعه‌بار مي‌يابند؛ چرخه‌اي که نه‌تنها آرامش روان را سلب مي‌کند، بلکه بر حافظه، سلامت جسم و روابط خانوادگي نيز سايه مي‌اندازد. اما چرا مغز انسان تا اين اندازه به اخبار تهديد حساس است؟ چه سازوکاري در مغز باعث مي‌شود برخي افراد وسواس‌گونه اخبار جنگ را دنبال کنند و برخي ديگر از آن فرار کنند؟ و چگونه مي‌توان از اين فشار رواني رها شد؟

سعيده کبيري، روان‌شناس و مشاور خانواده، در گفت‌وگو با ما به تشريح نقش «مغز بقا»، هورمون کورتيزول و راهکارهاي علمي براي مديريت اضطراب ناشي از اخبار تهديد مي‌پردازد.

وقتي اخبار تهديد مغز بقا را فعال مي‌کند

از منظر روان‌شناسي، مواجهه مداوم با اخبار تهديد و سناريوهاي جنگي—اينکه تقريباً هر از چند گاهي از اخبار مي‌شنويم که مثلاً «ترامپ امروز حمله مي‌کند، فردا حمله مي‌کند»—تأثيرات جدي بر مغز و روان دارد. سعيده کبيري، روان‌شناس و مشاور خانواده، درباره تأثير مواجهه مستمر با اين اخبار تهديد و سناريوهاي جنگي بر مغز و روان انسان مي‌گويد:«ما يک مغز بقا داريم و نظام بقا و زنده‌ماندن انسان، مأموريتي است که خداي متعال بر عهده مغز و ذهن گذاشته است. بخشي در مغز به نام آميگدال وجود دارد که جايگاه ترس، خشم و توليد افکار منفي است؛ با اين هدف که بقاي انسان تضمين شود. به همين دليل، در هر شرايطي مغز متناسب با موقعيت، شروع به توليد افکار منفي مي‌کند.»

کبيري ادامه مي‌دهد:«در شرايط جنگي يا در موقعيت‌هاي ترس و اضطراب، مغز شروع به تصويرسازي مي‌کند؛ اينکه ممکن است چه اتفاق بدي رخ دهد تا فرد دچار شوک ناگهاني نشود و بتواند براي بقاي خود آماده باشد. به همين دليل پيشاپيش سناريوهاي منفي را در ذهن بازسازي مي‌کند. براي مثال، فردي که عزيزش در اتاق عمل است، در ذهن خود تصوير مرگ او را مرور مي‌کند تا اگر چنين اتفاقي رخ داد، شوک شديدتري تجربه نکند. در حالي که همه اين‌ها صرفاً افکار ذهني است و در بسياري از موارد هيچ اتفاقي نمي‌افتد و فرد بيمار سالم از اتاق عمل خارج مي‌شود، اما فرد ساعت‌هاي طولاني درگير افکار منفي و اضطراب بوده است.»

اين روان‌شناس با اشاره به نقش هورمون کورتيزول مي‌افزايد:«وقتي آميگدال فعال مي‌شود و مغز بقا شروع به توليد افکار و هيجانات منفي مي‌کند، سطح کورتيزول در خون به‌شدت بالا مي‌رود. بالا رفتن کورتيزول به خودي خود بد نيست؛ چون اگر در حالت جنگ يا خطر باشم، مغزم مرا آماده مي‌کند تا حمايت کنم، فرار کنم، فرياد بزنم يا کمک بخواهم. اگر کورتيزول پايين باشد، ممکن است در حالت فريز شدن قرار بگيرم و هيچ کاري نتوانم انجام دهم و بقايم به خطر بيفتد.»

کبيري ادامه مي‌دهد:«اما بالا رفتن سطح کورتيزول يک ضرر بزرگ دارد؛ حافظه به‌شدت بازداري مي‌شود. اگر نگاه کنيد، افراد در تصادف يا اتفاق‌هاي بزرگ مي‌گويند صحنه‌ها را يادشان نمي‌آيد يا از يک جايي به بعد به خاطر نمي‌آورند چه اتفاقي افتاده است. اين به دليل بالا رفتن شديد کورتيزول است. حال تصور کنيد فردي که به‌طور مستمر در معرض اخبار شديد و تهديدآميز قرار مي‌گيرد، مدام با هر خبر سطح کورتيزولش بالا مي‌رود، در حالي که اين رويدادها هنوز واقعي نشده‌اند. مغز شروع به تصويرسازي سناريوهاي منفي مي‌کند، در حالي که در واقع نه زلزله‌اي رخ داده و نه جنگي اتفاق افتاده و خطري در لحظه فرد را تهديد نمي‌کند.»

افت کورتيزول و بي‌حالي پس از اضطراب

او درباره پيامدهاي افت کورتيزول نيز مي‌گويد:« سطح کورتيزول معمولاً در واکنش به استرس افزايش مي‌يابد و سپس براي بازگشت بدن به وضعيت تعادل کاهش پيدا مي‌کند. اما گاهي اين کاهش از سطح پايه نيز پايين‌تر مي‌رود. در چنين شرايطي فرد دچار بي‌حالي و فرسودگي شديد مي‌شود. بسياري از ما اين تجربه را داشته‌ايم که پس از يک روز بسيار هيجان‌انگيز، پرخطر يا مملو از فشار رواني، در روز بعد احساس ضعف و بي‌انرژي مي‌کنيم و مي‌گوييم توان انجام کار نداريم. اين حالت معمولاً ناشي از افت کورتيزول به زير سطح پايه است.»

وقتي خود را به‌طور افراطي در معرض اخبار قرار دهيم، جز آسيب‌هاي رواني، اختلال در سيستم عصبي و تضعيف روابط خانوادگي، پيامد مثبتي به همراه ندارد

اين روانشناس تأکيد مي‌کند:«وقتي فرد مدام در معرض اخبار حوادث و تهديد قرار مي‌گيرد، سطح کورتيزول به‌شدت بالا مي‌رود و دوباره افت مي‌کند تا به تعادل برسد. اين چرخه مي‌تواند آسيب‌هايي براي قلب، فشار خون و حافظه ايجاد کند. بسياري از افراد شکايت مي‌کنند که حافظه‌شان کم شده و چيزها را يادشان نمي‌آيد و فکر مي‌کنند آلزايمر گرفته‌اند، در حالي که اين اثر بالا رفتن سطح کورتيزول در خون است.»

کبيري مي‌گويد:« مي‌توان با به‌کارگيري برخي راهکارها، شدت اين وضعيت را کنترل کرد؛ از جمله محدود کردن مصرف اخبار. اگر رخداد مهمي قرار باشد اتفاق بيفتد، به هر حال از طرق مختلف به ما خواهد رسيد. اينکه به‌صورت آگاهانه و از سر احساس خطر يا بقا، خود را به‌طور افراطي در معرض اخبار قرار دهيم، جز آسيب‌هاي رواني، اختلال در سيستم عصبي و تضعيف روابط خانوادگي، پيامد مثبتي به همراه ندارد.»

چرا برخي افراد وسواس‌گونه اخبار تهديد و جنگ را دنبال مي‌کنند؟

کبيري با اشاره به سبک‌هاي مقابله‌اي انسان در مواجهه با تهديد توضيح مي‌دهد: «نخستين نکته در رابطه با سبک‌هاي مقابله‌اي اين است که بايد بدانيم ما سه سبک مقابله‌اي داريم: جنگ، فرار و فريز شدن. اين سبک‌ها آگاهانه نيستند و افراد به‌طور ناخودآگاه وارد يکي از اين الگوها مي‌شوند.»

او درباره سبک مقابله‌اي «جنگ» مي‌گويد: «در اين حالت، فرد از چيزي مي‌ترسد اما براي اينکه ترس خود را نشان ندهد و بر آن غلبه کند، بيشتر خودش را در معرض آن قرار مي‌دهد. مثلاً فردي که از اخبار جنگ مي‌ترسد، مدام آن‌ها را دنبال مي‌کند تا به خود و ديگران نشان دهد که ترسو نيست. در واقع، بدون اينکه بخواهد، خود را در معرض آسيب رواني بيشتري قرار مي‌دهد؛ شبيه کسي که از ارتفاع مي‌ترسد اما براي اينکه ديگران ترسش را نبينند، اولين نفر مي‌پرد.»














کبيري ادامه مي‌دهد: «گاهي اين رفتار از سيستم بقا ناشي مي‌شود. فرد آن‌قدر مي‌ترسد که مي‌خواهد همه چيز را پيش‌بيني کند تا از آسيب جلوگيري کند، اما در عمل با قرار دادن خود در معرض استرس مداوم، اضطراب بيشتري توليد مي‌کند.»

او درباره سبک «فرار» نيز مي‌گويد: «در سوي ديگر، برخي افراد کاملاً از اخبار و واقعيت‌ها فاصله مي‌گيرند و به‌دليل شدت ترس، هيچ چيزي را پيگيري نمي‌کنند. اين افراد در سوي ديگر افراط و تفريط قرار مي‌گيرند.»

جداسازي از فکر؛ نخستين راهکار روان‌شناختي

کبيري نخستين راهکار را «جداسازي از فکر» معرفي مي‌کند و مي‌گويد: «در روان‌شناسي يک استراتژي مهم وجود دارد که به آن جداسازي از فکر گفته مي‌شود. افکار ما توسط آميگدالا توليد و در قشر پيش‌پيشاني پردازش مي‌شوند. اين فرآيند ناخودآگاه و براي سيستم بقاست. اما آيا همه افکاري که داريم درست هستند؟»

او تأکيد مي‌کند: «بايد از خود بپرسيم اگر اين فکر را باور کنم چه اتفاقي مي‌افتد؟ آيا مرا به ارزش‌هايم نزديک‌تر مي‌کند؟ آيا مرا قوي‌تر، اميدوارتر و باانگيزه‌تر مي‌کند؟ قطعاً نه. بنابراين اولين قدم اين است که هر فکري به ذهنمان آمد، آن را مشاهده کنيم؛ حتي بنويسيم: من دارم فکر مي‌کنم که نمي‌توانم، من دارم فکر مي‌کنم که شايد همه بميريم.»

کبيري توضيح مي‌دهد: «با اين کار، اصالت فکر را مي‌گيريم. به آن مي‌گوييم تو فقط يک فکر هستي که براي بقا توليد شده‌اي. وقتي شرايط بحراني است، طبيعي است که مغز مدام سناريوهاي ترسناک توليد کند. اما اگر هر شب با اين فکر بخوابيم که جنگ مي‌شود يا مي‌ميريم، در حالي که هيچ اتفاقي نيفتاده، در واقع داريم به بدن خود آسيب مي‌زنيم.»

او براي توضيح اين فرآيند از يک مثال تصويري استفاده مي‌کند و مي‌گويد: «مي‌توانيم افکار را مثل زيرنويس تلويزيون ببينيم. ما فيلم اصلي را مي‌بينيم و زيرنويس هم در حال پخش است. قرار نيست زيرنويس را قطع کنيم؛ فقط بايد بپذيريم که هست، اما قرار نيست آن را بيش از حد باور کنيم.»
زندگي در لحظه حال؛ دومين راهبرد براي آرامش روان

کبيري دومين راهکار را «زندگي در لحظه حال» مي‌داند و تأکيد مي‌کند: «ذهن‌آگاه بودن يعني تلاش کنيم در همين لحظه زندگي کنيم. وقتي آشپزي مي‌کنيم، بازي مي‌کنيم، مطالعه مي‌کنيم يا کنار خانواده غذا مي‌خوريم، تمام توجه‌مان را به همان لحظه بدهيم.»

او با استناد به آموزه‌هاي ديني مي‌گويد: «اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند گذشته بازنمي‌گردد و آينده هنوز نيامده است. زندگي يعني همين لحظه حال. هنوز جنگي اتفاق نيفتاده و خانواده آسيبي نديده‌اند، پس بايد از همين لحظه لذت ببريم.»

کبيري در پايان تأکيد مي‌کند: «وقتي فکرهاي نگران‌کننده مي‌آيند، مي‌توان به آن‌ها گفت که بعداً به شما فکر مي‌کنم. الان انتخاب من مطالعه است، بازي با فرزندم است يا لذت بردن از کنار خانواده بودن. اگر بعدها اتفاقي افتاد، آن زمان تصميم مي‌گيريم چه کاري بهتر است انجام دهيم.»
ايرنا زندگي
انتهاي پيام/م

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
سلامت مغز، ايرنا زندگي، شهر تهران، مغز بقا، هورمون کورتيزول،
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مهارتهاي زندگي
V
آرشیو