بلاگري خانوادگي،وقتي خانواده به محتوا تبديل مي شود

در فرهنگ ايراني، مادري همواره جايگاهي اخلاقي و عاطفي داشته، نه اقتصادي. تبديل مادري به شغل، آن هم در فضايي بي‌ضابطه و بدون نظارت، شأن اين نقش را تقليل مي‌دهد.
بلاگري خانوادگي،وقتي خانواده به محتوا تبديل مي شود
1404/10/01 - 08:55
تاریخ و ساعت خبر:
151014
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - يزد - تا همين يک دهه پيش، خانواده در فرهنگ ايراني حريمي روشن داشت؛ جايي امن، خصوصي و دور از چشم غريبه‌ها. مادري، تجربه‌اي دروني و اخلاق‌محور بود؛ نه نمايشي، رقابتي ودرآمدزا. اما امروز، پديده‌اي رو به گسترش شکل گرفته که اين مرز را به‌طور جدي مخدوش کرده است .بلاگري خانوادگي جايي که زن، مادر و خانواده به محتوا و در نهايت به برندتبديل مي‌شوند.
در ظاهر، اين بلاگرها روايتگر زندگي روزمره‌اند؛ اما در واقع، آنچه عرضه مي‌شود نه زندگي واقعي، بلکه نسخه‌اي پالايش‌شده، حساب‌شده و الگوريتم‌پسند از خانواده است. خانه ديگر محل زيست نيست، استوديو است؛ کودک ديگر فرزند نيست، سوژه است؛ و مادر، بيش از آنکه نقش تربيتي داشته باشد، مدير توليد محتواست. اين تغيير نقش، در تضاد آشکار با ارزش‌هايي است که فرهنگ ايراني همواره بر آن تأکيد داشته حفظ حريم خانواده، کرامت مادري و صيانت از کودکي.
مسئله اصلي فقط انتشار تصويرنيست؛ مسئله، تجاري‌سازي روابط خانوادگي است. وقتي لبخند کودک، دعواي خواهر و برادر يا حتي احساسات مادرانه به ابزار جذب مخاطب و تبليغ تبديل مي‌شود، ديگر نمي‌توان از انتخاب شخصي سخن گفت. اينجا با نوعي ناهنجاري اجتماعي مواجهيم که در آن، مرز اخلاق، اقتصاد و نمايش به‌طور خطرناکي در هم تنيده شده است.
در فرهنگ ايراني، مادري همواره جايگاهي اخلاقي و عاطفي داشته، نه اقتصادي. تبديل مادري به شغل، آن هم در فضايي بي‌ضابطه و بدون نظارت، شأن اين نقش را تقليل مي‌دهد. زن بلاگر، ناخواسته يا آگاهانه، مادري را از يک مسئوليت انساني به يک ژست اجتماعي بدل مي‌کند که بايد هميشه جذاب، موفق و بي‌نقص باشد. اين تصوير غيرواقعي، نه‌تنها به خود زن آسيب مي‌زند، بلکه زنان ديگر را نيز زير فشار مقايسه و احساس ناکافي‌بودن قرار مي‌دهد.
اما نگران‌کننده‌تر از همه، وضعيت کودکان است. کودکاني که بدون رضايت آگاهانه، وارد چرخه توليد محتوا مي‌شوند؛ چرخه‌اي که آثار رواني، هويتي و امنيتي آن هنوز به‌درستي بررسي نشده است. در جامعه‌اي که حتي انتشار عکس کودک در برخي موقعيت‌ها محل بحث اخلاقي است، چگونه حضور دائمي او در معرض ديد عمومي عادي‌سازي شده است؟ اين سکوت قانوني و اجتماعي، به معناي پذيرش تدريجي يک انحراف فرهنگي است.
مدافعان بلاگري خانوادگي، اغلب از استقلال مالي زنان سخن مي‌گويند. اما پرسش اينجاست: استقلال به چه قيمتي؟ اگر استقلال مالي مستلزم نقض حريم خصوصي خانواده، نمايش مداوم کودک و کالايي‌سازي احساسات باشد، آيا هنوز مي‌توان از آن به‌عنوان پيشرفت ياد کرد؟ يا با نوعي بازتوليد آسيب‌زاي نقش‌هاي سنتي مواجهيم که اين‌بار در پوشش مدرن شبکه‌هاي اجتماعي عرضه مي‌شود؟
اين پديده، به‌تدريج در حال تغيير ذائقه فرهنگي جامعه است. عادي‌سازي نمايش زندگي خصوصي، مرزهاي حيا، حريم و مسئوليت والدگري را کمرنگ مي‌کند. خانواده‌اي که بايد محل آرامش باشد، به صحنه رقابت براي ديده‌شدن تبديل مي‌شود؛ رقابتي که در آن، هرچه خصوصي‌تر، پربازديدتر.
بلاگري خانوادگي را نمي‌توان صرفاً يک سبک زندگي يا انتخاب شخصي دانست. وقتي يک رفتار به‌طور گسترده بازتوليد مي‌شود و بر نگرش عمومي نسبت به زن، مادر و کودک اثر مي‌گذارد، به مسئله‌اي اجتماعي بدل مي‌شود؛ مسئله‌اي که نيازمند نقد، قانون‌گذاري و آگاهي‌بخشي است.
فرهنگ ايراني، همواره بر تعادل ميان فرد و خانواده تأکيد داشته است. تبديل خانواده به برند، اين تعادل را بر هم مي‌زند و ارزش‌ها را به نفع بازديد و درآمد قرباني مي‌کند.
انتهاي پيام/*

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
بلاگري خانوادگي،ناهنجاري فرهنگي اجتماعي، زن يا برند،
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
زن و خانواده
V
آرشیو